Latest topics
Top posters
farzad
 
شهاب
 
hosein
 
black night
 
sara
 
DjHB
 
Aliakbar
 
Soheil
 
Joker_HL
 
stylish353
 

جستجو
 
 

Display results as :
 


Rechercher Advanced Search

Rss feeds

Yahoo! 
Google Reader 


داستان دنباله دار...

ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع

صفحه 1 از 2 1, 2  Next

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down

داستان دنباله دار...

پست by کورش on Fri Sep 05, 2008 12:24 pm

نمیدونم این بازی را قبلا بازی کردید یا نه. ولی فکر میکن جالب باشه. این تایپیک را من با یک کلمه یا عبارت شروع میکنم و بقیه هر کدام یک کلمه و یا عبارت به آن اضافه میکنند. البته با یک موضوع کلی (مثل داستان جنایی) کار را دنبال میکنیم. ولی بهتر است محدودیت نداشته باشد چون بعد از مدتی خیلی جالب میشه
خوب شروع میکنیم:

سعید از خونه اومد بیرون و سرشو رو به آسمون بلند کرد

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by شهاب on Fri Sep 05, 2008 2:01 pm

اه، بازم هوا ابریه ، خداکنه بارون نیاد

_________________
دلی دیرم خریدار محبت کزو گرم است بازار محبت

شهاب
مدیر ارشد تالار ایران
مدیر ارشد تالار ایران

تعداد پستها: 1323
Age: 50
Registration date: 2008-07-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by کورش on Fri Sep 05, 2008 2:09 pm

کورش نوشته است:سعید از خونه اومد بیرون و سرشو رو به آسمون بلند کرد و گفت: اه، بازم هوا ابریه ، خداکنه بارون نیاد

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by کورش on Fri Sep 05, 2008 2:10 pm

کورش نوشته است:
کورش نوشته است:سعید از خونه اومد بیرون و سرشو رو به آسمون بلند کرد و گفت: اه، بازم هوا ابریه ، خداکنه بارون نیاد. ما که شانس نداریم.

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by شهاب on Fri Sep 05, 2008 2:13 pm

این چطوریه ؟ من فکر کردم باید یه خط نوشت

_________________
دلی دیرم خریدار محبت کزو گرم است بازار محبت

شهاب
مدیر ارشد تالار ایران
مدیر ارشد تالار ایران

تعداد پستها: 1323
Age: 50
Registration date: 2008-07-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by کورش on Fri Sep 05, 2008 7:52 pm

آره عزیزم
من فقط خطهای قبلی رو هم اضافه کردم. دیگه قبلی ها رو نمیارم.
حالا ادامه...

یه ماشین آخرین مدل با سرعت رد شد

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by شهاب on Fri Sep 05, 2008 10:34 pm

سعید یه آه کشید ، نه برای حسودی در حقیقت برای...

_________________
دلی دیرم خریدار محبت کزو گرم است بازار محبت

شهاب
مدیر ارشد تالار ایران
مدیر ارشد تالار ایران

تعداد پستها: 1323
Age: 50
Registration date: 2008-07-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by کورش on Sat Sep 06, 2008 1:51 pm

اینکه پیش خودش فکر میکرد اگر همسایه روبرویی اونو با دوچرخه ببینه...

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by شهاب on Sat Sep 06, 2008 1:56 pm

میگه چه آدم ورزشکاریه که این

_________________
دلی دیرم خریدار محبت کزو گرم است بازار محبت

شهاب
مدیر ارشد تالار ایران
مدیر ارشد تالار ایران

تعداد پستها: 1323
Age: 50
Registration date: 2008-07-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by کورش on Sat Sep 06, 2008 2:52 pm

وقت صبح با صورت نشسته و یه زیر شلواری راه راه آبی و سفید

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by farzad on Sat Sep 06, 2008 6:34 pm

نميگيره بخوابه الكي راه ميوفته تو خيابون

_________________
مرگ را به ترس
ترس را به خشم
خشم را به عشق سپردم
عشق را کنون با خود ميان درياي جنگل بردم

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by Joker_HL on Sat Sep 06, 2008 7:19 pm

وقتی تو خیابون بود یهو.........

_________________
َand hi said: WHYYYYYYYYY SO SEEEEEEEEEEERIOS SON

Joker_HL
مدیر ارشد بخش کامپیوتر و بخش آزاد
مدیر ارشد بخش کامپیوتر و بخش آزاد

تعداد پستها: 354
Registration date: 2008-08-30

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by شهاب on Sat Sep 06, 2008 7:57 pm

یادش آمد که لباس نپوشیده ،چون

_________________
دلی دیرم خریدار محبت کزو گرم است بازار محبت

شهاب
مدیر ارشد تالار ایران
مدیر ارشد تالار ایران

تعداد پستها: 1323
Age: 50
Registration date: 2008-07-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by Joker_HL on Sun Sep 07, 2008 2:13 am

لباساش اتو نداشته بعدش
-------------------------------
در ضمن چون می دونم تاپیک خوبیه و می گیره موضوع مهم شد

_________________
َand hi said: WHYYYYYYYYY SO SEEEEEEEEEEERIOS SON

Joker_HL
مدیر ارشد بخش کامپیوتر و بخش آزاد
مدیر ارشد بخش کامپیوتر و بخش آزاد

تعداد پستها: 354
Registration date: 2008-08-30

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: داستان دنباله دار...

پست by کورش on Sun Sep 07, 2008 4:38 pm

برمیگرده تو خونه و پری رو هم از خواب بیدار میکنه و میگه: پری جون

کورش
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها: 233
Age: 44
Registration date: 2008-08-28

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

صفحه 1 از 2 1, 2  Next

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد