Latest topics
Top posters
| farzad | ||||
| شهاب | ||||
| hosein | ||||
| black night | ||||
| sara | ||||
| DjHB | ||||
| Aliakbar | ||||
| Soheil | ||||
| Joker_HL | ||||
| stylish353 |
جستجو
ياور هميشه مومن
صفحه 3 از 4 • Share •
صفحه 3 از 4 •
1, 2, 3, 4 
Re: ياور هميشه مومن
دو عكس از تولد داريوش در سن 57 سالگي
داريوش در 15 بهمن متولد شده است.
داريوش در 15 بهمن متولد شده است.
اين مطلب آخرين بار توسط hosein در Sat Jul 26, 2008 2:24 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
متن ترانه طاقت
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
غرل پريده رنگ است دله ترانه تنگ است
نه در زمين نه زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
هر كسي هم نفسم شد دست اخر قفسم شد
منه ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اونكه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توزئه ميچيد
رسيده ام به ناكجا خسته از اين حال و هوا
حديث تن نيست مرا طاقت من نيست
طاقت من طاقت دل طاقت سنگ است
غرل پريده رنگ است دله ترانه تنگ است
نه در زمين نه زمان جاي درنگ است
بيا كه وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
هر كسي هم نفسم شد دست اخر قفسم شد
منه ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اونكه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توزئه ميچيد
رسيده ام به ناكجا خسته از اين حال و هوا
حديث تن نيست مرا طاقت من نيست

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
ای گل تازه
ای گل تازه که بویی زوفا نیست تو را ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را ... التفاطی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را ... تا اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود ... جان من این همه بی باک نمی باید بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی ... همره غیر به گلگشته گلستان باشی
هر زمان با دگری دست به گریبان باشی ... زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی ... یاد حیرانی ما آری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد ... به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود ... غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود ... یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود ... تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود
من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست ... موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد ... جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد ... هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد ... هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
گر زآزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است ... بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است ... روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است ... جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم ... چون شود خاک بر آن خاک زارت باشم
مدتی هست که حیرانمو تدبیری نیست ... عاشق بی سر و سامانمو تدبیری نیست
از غمت سر به گریبانمو تدبیری نیست ... خون دل رفته ز دامانمو تدبیری نیست
از جفای تو بدین سانمو تدبیری نیست ... چه توان کرد پشیمانمو تدبیری نیست
شرح درماندگی خود به که تقریر کنم ... عاجزم چاره ای من چیست چه تدبیر کنم
نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است ... گل این باغ بسی سر به روان بسیار است
جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ... ترک زرین کمر موی میان بسیار است
با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است ... نه که غیر از تو جوان نیست جوان بسیار است
دیگری این همه بیداد به عاشق نکند ... قصد آزردن یاران موافق نکند
مدتی شد که در آزارم و می دانی تو ... به کمند تو گرفتارم و می دانی تو
از غم عشق تو بیمارم و می دانی تو ... داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو
خون دل از مژه می بارم و می دانی تو ... از برای تو چنین زارم و می دانی تو
از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز ... از تو شرمنده ای یک حرف نبودم هرگز
مکن آن نو که آزرده شوم از خوی ات ... دست بر دل نهم و پا بکشم از کوی ات
گوشه ایی گیرم و من بر نیایم سوی ات ... نکنم بار دگر یاد قد دلجوی ات
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکوی ات ... سخنی گویم و شرمنده شوم از روی ات
بشنو پند مکن قصد دل آزرده ای خویش ... ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ای خویش
چند صبح آیم و از خاک درت شام روم ... از سر کوی تو خودکام به ناکام روم
صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم ... از پی ات آیم و با من نشوی رام روم
دور دور از تو من تیره سرانجام روم ... نبود زهره که همراه تو یک گام روم
کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد ... جان من این روشی نیست که نیکو باشد
از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی ... یار شو با من بیمار چه می پر هیزی
چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی ... بگشای لعل شکر بار چه می پرهیزی
حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی ... نه حدیثی کنی ازهار چه می پرهیزی
که تو را گفت که به ارباب وفا حرف مزن ... چین برافروزن و یکبار به ما حرف مزن
درد من کشته شمشیر بلا می داند ... سوز من سوخته داغ جفا می داند
مسکن ام ساکن صحرای فنا می داند ... همه کس حال من بی سر و پا می داند
پاکبازم همه کس طوق مرا می داند ... عاشق همچو من از نیست خدا میداند
چاره ای من کن و مگذار که بیچاره شوم ... سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم
از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت ... چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت ... نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت
چند در کوی تو با خاک برابر باشم ... چند آمال جفای تو ستمگر باشم
چند پیش تو بقدر از همه کمتر باشم ... از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم
میروم تا به سجود بت دیگر باشم ... باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم
خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی ... طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی
سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ... ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم ... گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم
حرف نا گفتن و تمکین تو را بنده شوم ... طرز محجوبی و آیین تو را بنده شوم
اله اله ز که این قائله اندوخته ایی ... کیست استاد تو اینها ز که آموخته ایی
این همه جور که من از پی هم می بینم ... زود خود را به سر کوی عدم می بینم
دیگران راحت و من این همه غم می بینم ... همه کس خرم و من درد و الم می بینم
لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم ... هستم و آزرده و بسیار ستم می بینم
خورده بر حرف درشت من آزرده مگیر ... حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر
آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم ... از تو قطع لطف و عنایت نکنم
پیش مردم زجفای تو حکایت نکنم ... همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است
ای گل تازه که بویی زوفا نیست تو را ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را ... التفاطی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را ... تا اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را
فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود ... جان من این همه بی باک نمی باید بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی ... همره غیر به گلگشته گلستان باشی
هر زمان با دگری دست به گریبان باشی ... زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی ... یاد حیرانی ما آری و حیران باشی
ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد ... به جفا سازد و صد جور برای تو کشد
شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود ... غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود ... یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود ... تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود
من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست ... موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد ... جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد ... هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد ... هیچ کس این همه آزار من زار نکرد
گر زآزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگ دلی دل به تو دادن غلط است ... بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است ... روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو ستادن غلط است ... جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم ... چون شود خاک بر آن خاک زارت باشم
مدتی هست که حیرانمو تدبیری نیست ... عاشق بی سر و سامانمو تدبیری نیست
از غمت سر به گریبانمو تدبیری نیست ... خون دل رفته ز دامانمو تدبیری نیست
از جفای تو بدین سانمو تدبیری نیست ... چه توان کرد پشیمانمو تدبیری نیست
شرح درماندگی خود به که تقریر کنم ... عاجزم چاره ای من چیست چه تدبیر کنم
نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است ... گل این باغ بسی سر به روان بسیار است
جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است ... ترک زرین کمر موی میان بسیار است
با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است ... نه که غیر از تو جوان نیست جوان بسیار است
دیگری این همه بیداد به عاشق نکند ... قصد آزردن یاران موافق نکند
مدتی شد که در آزارم و می دانی تو ... به کمند تو گرفتارم و می دانی تو
از غم عشق تو بیمارم و می دانی تو ... داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو
خون دل از مژه می بارم و می دانی تو ... از برای تو چنین زارم و می دانی تو
از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز ... از تو شرمنده ای یک حرف نبودم هرگز
مکن آن نو که آزرده شوم از خوی ات ... دست بر دل نهم و پا بکشم از کوی ات
گوشه ایی گیرم و من بر نیایم سوی ات ... نکنم بار دگر یاد قد دلجوی ات
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکوی ات ... سخنی گویم و شرمنده شوم از روی ات
بشنو پند مکن قصد دل آزرده ای خویش ... ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ای خویش
چند صبح آیم و از خاک درت شام روم ... از سر کوی تو خودکام به ناکام روم
صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم ... از پی ات آیم و با من نشوی رام روم
دور دور از تو من تیره سرانجام روم ... نبود زهره که همراه تو یک گام روم
کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد ... جان من این روشی نیست که نیکو باشد
از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی ... یار شو با من بیمار چه می پر هیزی
چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی ... بگشای لعل شکر بار چه می پرهیزی
حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی ... نه حدیثی کنی ازهار چه می پرهیزی
که تو را گفت که به ارباب وفا حرف مزن ... چین برافروزن و یکبار به ما حرف مزن
درد من کشته شمشیر بلا می داند ... سوز من سوخته داغ جفا می داند
مسکن ام ساکن صحرای فنا می داند ... همه کس حال من بی سر و پا می داند
پاکبازم همه کس طوق مرا می داند ... عاشق همچو من از نیست خدا میداند
چاره ای من کن و مگذار که بیچاره شوم ... سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم
از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت ... چهره آلوده به خونابه جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت ... گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
نه که این بار تو هر بار دگر خواهم رفت ... نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت
چند در کوی تو با خاک برابر باشم ... چند آمال جفای تو ستمگر باشم
چند پیش تو بقدر از همه کمتر باشم ... از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم
میروم تا به سجود بت دیگر باشم ... باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم
خود بگو از تو کشم ناز و تقابل تا کی ... طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی
سبزه ای دامن نسرین تو را بنده شوم ... ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم ... گره بر ابروی پر چین تو را بنده شوم
حرف نا گفتن و تمکین تو را بنده شوم ... طرز محجوبی و آیین تو را بنده شوم
اله اله ز که این قائله اندوخته ایی ... کیست استاد تو اینها ز که آموخته ایی
این همه جور که من از پی هم می بینم ... زود خود را به سر کوی عدم می بینم
دیگران راحت و من این همه غم می بینم ... همه کس خرم و من درد و الم می بینم
لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم ... هستم و آزرده و بسیار ستم می بینم
خورده بر حرف درشت من آزرده مگیر ... حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر
آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم ... از تو قطع لطف و عنایت نکنم
پیش مردم زجفای تو حکایت نکنم ... همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است
_________________
در به در هميشگي كولي صد ساله منم
خاك تمام جاده هاست جامه ي كهنه ي تنم
هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده كني هزار بار مرده ام
((*داريوش*))

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
داد از اين دل
تو زلفونت بود تار ربابم
چه ميخواهي از اين حال خرابم
تو كه با مو سر ياري نداري
چرا هر نيمه شو آيي به خوابم
چرا هر نيمه شو آيي به خوابم
فلك در قصد آزارم چرايي
گلم گر نيستي خارم چرايي
تو كه باري ز دوشم بر نداري
ميون بار سربارم چرايي
تو كه نوشم نهاي نيشم چرايي
تو كه يارم نهاي پيشم چرايي
تو كه مرحم نهاي زخم دلم را
نمك پاش دل ريشم چرايي
نمك پاش دل ريشم چرايي
خدايا داد از اين دل داد از اين دل
كه يكدم مو نگشتم شاد از اين دل
چو فردا دادخواهان داد خواهند
بگويم صد هزارون داد از اين دل
چو فردا دادخواهان داد خواهند
بگويم صد هزارون داد از اين دل
دلم دور است و احوالش ندونم
كسي خواهد كه پيغامش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتي ده
كه ديداري به ديدارش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتي ده
كه ديداري به ديدارش رسونم
اگر دردم يكي بودي چه بودي
اگر غم اندكي بودي چه بودي
به بالينم حبيبي يا طبيبي
از اين هردو يكي بودي چه بودي
به بالينم حبيبي يا طبيبي
از اين هردو يكي بودي چه بودي
ندونم لخت و عريونم كه كرده
كدوم جلاد بيجونم كه كرده
بده خنجر كه تا سينه كنم چاك
ببينم عشق تو با مو چه كرده
بده خنجر كه تا سينه كنم چاك
ببينم عشق تو با مو چه كرده
تو زلفونت بود تار ربابم
چه ميخواهي از اين حال خرابم
تو كه با مو سر ياري نداري
چرا هر نيمه شو آيي به خوابم
چرا هر نيمه شو آيي به خوابم
فلك در قصد آزارم چرايي
گلم گر نيستي خارم چرايي
تو كه باري ز دوشم بر نداري
ميون بار سربارم چرايي
تو كه نوشم نهاي نيشم چرايي
تو كه يارم نهاي پيشم چرايي
تو كه مرحم نهاي زخم دلم را
نمك پاش دل ريشم چرايي
نمك پاش دل ريشم چرايي
خدايا داد از اين دل داد از اين دل
كه يكدم مو نگشتم شاد از اين دل
چو فردا دادخواهان داد خواهند
بگويم صد هزارون داد از اين دل
چو فردا دادخواهان داد خواهند
بگويم صد هزارون داد از اين دل
دلم دور است و احوالش ندونم
كسي خواهد كه پيغامش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتي ده
كه ديداري به ديدارش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتي ده
كه ديداري به ديدارش رسونم
اگر دردم يكي بودي چه بودي
اگر غم اندكي بودي چه بودي
به بالينم حبيبي يا طبيبي
از اين هردو يكي بودي چه بودي
به بالينم حبيبي يا طبيبي
از اين هردو يكي بودي چه بودي
ندونم لخت و عريونم كه كرده
كدوم جلاد بيجونم كه كرده
بده خنجر كه تا سينه كنم چاك
ببينم عشق تو با مو چه كرده
بده خنجر كه تا سينه كنم چاك
ببينم عشق تو با مو چه كرده
_________________
در به در هميشگي كولي صد ساله منم
خاك تمام جاده هاست جامه ي كهنه ي تنم
هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده كني هزار بار مرده ام
((*داريوش*))

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
گل زيره
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
لالا لالا گل گندم چي اومد بر سر مردم
ميون آتش افتاديم شديم از روي دنيا گم
لالا لالا بد آورديم بنام زندگي مُرديم
خيانت شكل ياري شد ز ياران پشت پا خورديم
لالا لالا گل لاله حريم عشــــــق پاماله
سياهي رنگ هرسفره سر هفت سين هر ساله
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
به نام عشق و آزادي غم اين خلق ميخوردند
ولي با دست خود ما را به قربانگاه ميبردند
كجايند آنهمه دلسوز در اين هنگامه ماتم
كه رفتند و رها كردند من و ما را به حال هم
لالا لالا گل مريم شكسته حرمت آدم
شديم آوارهي عالم چرا تشنه به خون هم
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
رهايي ريشه ما بود همه انديشه ما بود
ولي در آن روي سكه تبر بر ريشه ما بود
گل و گلدون و گلخونه شده امروز يه ويرونه
سر فوارهها خونه ببين مردن چه آسونه
لالا لالا گل لاله حريم عشـــــق پاماله
سياهي رنگ هرسفره سر هفت سين هر ساله
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
گره كور
كلاف سرنوشت من سردرگمه هميشه
طلسم كور اين گره يه لحظه وا نميشه
طناب سرنوشت من تنها پل عبوره
اما به بيراهه ميره با گرهي كه كوره
ديروز مسير قصههام يه جاده بود به خورشيد
امروز به بيراهه شده به شوره زار ترديد
از بود و از نبودم دل كندم و بريدم
تا نيمهجون و خسته به اين گره رسيدم
به من كمك كن اي عشق اين گره رو وا كنم
به قيمت سقوطــم راهم رو پيدا كنم
كلاف سرنوشت من سردرگمه هميشه
طلسم كور اين گره يه لحظه وا نميشه
طناب سرنوشت من تنها پل عبوره
اما به بيراهه ميره با گرهي كه كوره
نه پشت سر راهي دارم نه راهي پيش رومه
اينجا نه آغاز برام نه راه من تمومه
ببين كه جون ندارم هميشه در تلاشم
نذار تو اين بيراهه هستيم رو من ببازم
به من كمك كن اي عشق اين گره رو وا كنم
به قيمت سقوطم راهم رو پيدا كنم
سقوط
وقتي كه گل در نمياد سواري اينور نمياد
كوه و بيابون چي چيه
وقتي كه بارون نمياد ابر زمستون نمياد
اينهمه ناودون چي چيه
حالا تو دست بيصدا دشنه ما شعر و غزل
قصه مرگ عاطفه خوابهاي خوب بغل بغل
انگار با هم غريبهايم خوبي ما دشمنيه
كاش من و تو ميفهميديم اومدني رفتنيه
تقصير اين قصهها بود تقصير اين دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن سپيده امروز با ما بود
سپيده امروز با ما بود
كسي حرف من رو انگار نميفهمه
مُرده، زنده، خواب و بيدار نميفهمه
كسي تنهاييم رو از من نميدزده
درد ما رو در و ديوار نميفهمه
واسه تنهايي خودم دلم ميسوزه
قلب امروزي من خاليتر از ديروزه
سقوط من در خودمه سقوط ما مثل منه
مرگ روزهاي بچگي از روز به شب رسيدنه
دشمنيها مصيبته سقوط ما مصيبته
مرگ صدا مصيبته، مصيبته، حقيقته
حقيقــته، حقيقـته
تقصير اين قصهها بود تقصير اين دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن سپيده امروز با ما بود
سپيده امروز با ما بود
ولايت
اي همه شعر و حكايت اي بزرگ اي بينهايت
اي همه دار و ندارم اعتبارم اي ولايت
گريههام تو خندههام تو گفتنم تو خواستنم تو
وقت زادن پيرهنم تو وقت مردن كفنم تو
پيش تو دريا حقيره حتي اين دنيا حقيره
كي ميتونه از تو باشه اما دور از تو بميره
من عاشق كي ميتونم لايق خاك تو باشم
من كه ميميرم اگه كه يه روزي از تو جدا شم
لايق عشق تو يك روز كمون رو گذاشت تو جونش
اما باز پيش تو كم بود عشق آرش با كمونش
اي همه شعر و حكايت اي بزرگ اي بينهايت
اي همه دار و ندارم اعتبارم اي ولايت
گريههام تو خندههام تو گفتنم تو خواستنم تو
وقت زادن پيرهنم تو وقت مردن كفنم تو
اگه تو بخواهي از من جرأت و نفس ميگيرم
از صدام يه تير ميسازم يه كمون به دست ميگيرم
حتي با دست بريده از صدام يه تير ميسازم
اگه تو بخواهي از من حتي جونم رو ميبازم
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
لالا لالا گل گندم چي اومد بر سر مردم
ميون آتش افتاديم شديم از روي دنيا گم
لالا لالا بد آورديم بنام زندگي مُرديم
خيانت شكل ياري شد ز ياران پشت پا خورديم
لالا لالا گل لاله حريم عشــــــق پاماله
سياهي رنگ هرسفره سر هفت سين هر ساله
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
به نام عشق و آزادي غم اين خلق ميخوردند
ولي با دست خود ما را به قربانگاه ميبردند
كجايند آنهمه دلسوز در اين هنگامه ماتم
كه رفتند و رها كردند من و ما را به حال هم
لالا لالا گل مريم شكسته حرمت آدم
شديم آوارهي عالم چرا تشنه به خون هم
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
رهايي ريشه ما بود همه انديشه ما بود
ولي در آن روي سكه تبر بر ريشه ما بود
گل و گلدون و گلخونه شده امروز يه ويرونه
سر فوارهها خونه ببين مردن چه آسونه
لالا لالا گل لاله حريم عشـــــق پاماله
سياهي رنگ هرسفره سر هفت سين هر ساله
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
لالا لالا گل زيره بابات دستاش به زنجيره
ميگه هرگز نگو ديره كه هر روز روز تقديره
گره كور
كلاف سرنوشت من سردرگمه هميشه
طلسم كور اين گره يه لحظه وا نميشه
طناب سرنوشت من تنها پل عبوره
اما به بيراهه ميره با گرهي كه كوره
ديروز مسير قصههام يه جاده بود به خورشيد
امروز به بيراهه شده به شوره زار ترديد
از بود و از نبودم دل كندم و بريدم
تا نيمهجون و خسته به اين گره رسيدم
به من كمك كن اي عشق اين گره رو وا كنم
به قيمت سقوطــم راهم رو پيدا كنم
كلاف سرنوشت من سردرگمه هميشه
طلسم كور اين گره يه لحظه وا نميشه
طناب سرنوشت من تنها پل عبوره
اما به بيراهه ميره با گرهي كه كوره
نه پشت سر راهي دارم نه راهي پيش رومه
اينجا نه آغاز برام نه راه من تمومه
ببين كه جون ندارم هميشه در تلاشم
نذار تو اين بيراهه هستيم رو من ببازم
به من كمك كن اي عشق اين گره رو وا كنم
به قيمت سقوطم راهم رو پيدا كنم
سقوط
وقتي كه گل در نمياد سواري اينور نمياد
كوه و بيابون چي چيه
وقتي كه بارون نمياد ابر زمستون نمياد
اينهمه ناودون چي چيه
حالا تو دست بيصدا دشنه ما شعر و غزل
قصه مرگ عاطفه خوابهاي خوب بغل بغل
انگار با هم غريبهايم خوبي ما دشمنيه
كاش من و تو ميفهميديم اومدني رفتنيه
تقصير اين قصهها بود تقصير اين دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن سپيده امروز با ما بود
سپيده امروز با ما بود
كسي حرف من رو انگار نميفهمه
مُرده، زنده، خواب و بيدار نميفهمه
كسي تنهاييم رو از من نميدزده
درد ما رو در و ديوار نميفهمه
واسه تنهايي خودم دلم ميسوزه
قلب امروزي من خاليتر از ديروزه
سقوط من در خودمه سقوط ما مثل منه
مرگ روزهاي بچگي از روز به شب رسيدنه
دشمنيها مصيبته سقوط ما مصيبته
مرگ صدا مصيبته، مصيبته، حقيقته
حقيقــته، حقيقـته
تقصير اين قصهها بود تقصير اين دشمنها بود
اونا اگه شب نبودن سپيده امروز با ما بود
سپيده امروز با ما بود
ولايت
اي همه شعر و حكايت اي بزرگ اي بينهايت
اي همه دار و ندارم اعتبارم اي ولايت
گريههام تو خندههام تو گفتنم تو خواستنم تو
وقت زادن پيرهنم تو وقت مردن كفنم تو
پيش تو دريا حقيره حتي اين دنيا حقيره
كي ميتونه از تو باشه اما دور از تو بميره
من عاشق كي ميتونم لايق خاك تو باشم
من كه ميميرم اگه كه يه روزي از تو جدا شم
لايق عشق تو يك روز كمون رو گذاشت تو جونش
اما باز پيش تو كم بود عشق آرش با كمونش
اي همه شعر و حكايت اي بزرگ اي بينهايت
اي همه دار و ندارم اعتبارم اي ولايت
گريههام تو خندههام تو گفتنم تو خواستنم تو
وقت زادن پيرهنم تو وقت مردن كفنم تو
اگه تو بخواهي از من جرأت و نفس ميگيرم
از صدام يه تير ميسازم يه كمون به دست ميگيرم
حتي با دست بريده از صدام يه تير ميسازم
اگه تو بخواهي از من حتي جونم رو ميبازم
_________________
در به در هميشگي كولي صد ساله منم
خاك تمام جاده هاست جامه ي كهنه ي تنم
هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده كني هزار بار مرده ام
((*داريوش*))

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
taghat
5.4 mega byte
album:ashofte bazar
down load:
http://www.persiansquare.com/Music/Dariush/Aashofteh%20Bazaar/Dariush%20-%20Aashofteh%20Bazaar%20-%2001%20-%20Taaghat.mp3
5.4 mega byte
album:ashofte bazar
down load:
http://www.persiansquare.com/Music/Dariush/Aashofteh%20Bazaar/Dariush%20-%20Aashofteh%20Bazaar%20-%2001%20-%20Taaghat.mp3
_________________
در به در هميشگي كولي صد ساله منم
خاك تمام جاده هاست جامه ي كهنه ي تنم
هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده كني هزار بار مرده ام
((*داريوش*))

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
گلچيني زيبا و باور نكردني از بهترين اهنگهاي ياور
http://rapidshare.com/files/134774506/golchin_dariush.mp3.html
http://rapidshare.com/files/134774506/golchin_dariush.mp3.html

farzad- Admin

- تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10
Re: ياور هميشه مومن
متن و اهنگ زيباي تكيه بر باد
به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم
آسمونها زير پامه اگه با تو رو زمينم
به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي
به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
من و تو چه بيكسيم وقتي تكيهمون به باده
بد و خوب زندگي من رو دست گريه داده
اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم
تا به فرداي دوباره با تو هم قسمترينم
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
بد و خوبمون يكي دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو همصدا شدن بود
با تو همقصه دردم همصداتر از هميشه
دوتا همخون قديمي از يه خاكيم و يه ريشه
من هنوزم نگرانم كه تو حرفام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
http://rapidshare.com/files/134780074/tekie_barbad_dariush.MP3.html
به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم
آسمونها زير پامه اگه با تو رو زمينم
به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي
به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
من و تو چه بيكسيم وقتي تكيهمون به باده
بد و خوب زندگي من رو دست گريه داده
اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم
تا به فرداي دوباره با تو هم قسمترينم
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
بد و خوبمون يكي دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو همصدا شدن بود
با تو همقصه دردم همصداتر از هميشه
دوتا همخون قديمي از يه خاكيم و يه ريشه
من هنوزم نگرانم كه تو حرفام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
اين ديگه يه التماسه من ميخوام بياي بموني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
http://rapidshare.com/files/134780074/tekie_barbad_dariush.MP3.html

farzad- Admin

- تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10
Re: ياور هميشه مومن
راه من
اينک زيرنورافکن اوج شعرمن آخرين پرده
قصه، قصه مردي که غرورش را رها نکرده
هرچه، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود
مثل هيچ کس نبود شبيه من بود، شبيه من بود
چون پرنده اگر لرزيدم زير باران اگر ترسيدم
وحشتم را به تو بخشيدم سقوطم را به چشم ديدم
تا فهميدم چه دل شکن بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سايهيي را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدي من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديه دوست وقت رفتن بود
هرگزبرنگشتم
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
خواب خوب بيقفس بودن بيتو رفتن با تو برگشتن
خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه
اين تمام خواب وطن بود
اين کار من بود، اين کار من بود
درهم بودم برهم بودم اماخود خودم بودم
درهم بودم برهم بودم اماخود خودم بودم
ساده بودم،شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم
کارم ازنو سرزدن بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سايهيي را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدي من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديه دوست وقت رفتن بود
هرگزبرنگشتم
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اينک زيرنورافکن اوج شعرمن آخرين پرده
قصه، قصه مردي که غرورش را رها نکرده
هرچه، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود
مثل هيچ کس نبود شبيه من بود، شبيه من بود
چون پرنده اگر لرزيدم زير باران اگر ترسيدم
وحشتم را به تو بخشيدم سقوطم را به چشم ديدم
تا فهميدم چه دل شکن بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سايهيي را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدي من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديه دوست وقت رفتن بود
هرگزبرنگشتم
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
خواب خوب بيقفس بودن بيتو رفتن با تو برگشتن
خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه
اين تمام خواب وطن بود
اين کار من بود، اين کار من بود
درهم بودم برهم بودم اماخود خودم بودم
درهم بودم برهم بودم اماخود خودم بودم
ساده بودم،شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم
کارم ازنو سرزدن بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سايهيي را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدي من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديه دوست وقت رفتن بود
هرگزبرنگشتم
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود

farzad- Admin

- تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10
Re: ياور هميشه مومن
كتاب ترانه هاي داريوش
http://rapidshare.com/files/134782413/Dariush_www.omideiran.net___www.irebooks.com_.zip.html
Password : www.irebooks.com-www.ircdvd.com
http://rapidshare.com/files/134782413/Dariush_www.omideiran.net___www.irebooks.com_.zip.html
Password : www.irebooks.com-www.ircdvd.com

farzad- Admin

- تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10
Re: ياور هميشه مومن
فرزاد جان اين كتاب با اينتنرنت اكسپلور 6 باز ميشه.
لينك اونم بزاري عاليه.
لينك اونم بزاري عاليه.
_________________
در به در هميشگي كولي صد ساله منم
خاك تمام جاده هاست جامه ي كهنه ي تنم
هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده كني هزار بار مرده ام
((*داريوش*))

hosein- مدیر ارشد تالار شیشه ای و کتابخانه

- تعداد پستها: 1295
Registration date: 2008-07-11
Re: ياور هميشه مومن
اينو از يه وبلاگ دزديدم
تم اختصاصی داریوش برای گوشی های سونی اریکسون
اینم تم اختصاصی داریوش مخصوص گوشی های سونی اریکسون. این تم حتی آهنگ موبایل شما رو نیز عوض میکنه و گوشی شما کاملا داریوشی میشه!
http://mamado.persiangig.com/other/Dariush.thm
حجم:۵۸۱kb
-----------------------------------
البته من هنوز استفاده نكردم اگه كسي استفاده كرد به منم بگه خوبه يا نه
تم اختصاصی داریوش برای گوشی های سونی اریکسون
اینم تم اختصاصی داریوش مخصوص گوشی های سونی اریکسون. این تم حتی آهنگ موبایل شما رو نیز عوض میکنه و گوشی شما کاملا داریوشی میشه!
http://mamado.persiangig.com/other/Dariush.thm
حجم:۵۸۱kb
-----------------------------------
البته من هنوز استفاده نكردم اگه كسي استفاده كرد به منم بگه خوبه يا نه


farzad- Admin

- تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10
Re: ياور هميشه مومن
hosein نوشته است:دو عكس از تولد داريوش در سن 57 سالگي
داريوش در 15 بهمن متولد شده است.
حسين جان عكسارو بزار چرا پاك كردي


farzad- Admin

- تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10
صفحه 3 از 4 •
1, 2, 3, 4 
Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد






» رمان پريچهر اثر م. مودب پور
» نهضت سواد اموزي ايرانيان
» چاق سلامتي
» ادرس هاي جديد سايت
» قهوه خانه بابا شهاب
» معرفي و اشنايي با اعضا
» آدرس جديد انجمن
» درووووووووووووووووووووووووووووووووغ دات کام
» پوست ومو
» روان شناسي و مشاوره (کليه مسائل مربوط )
» مشورت کن ببين بقيه چي ميگن...(ب خ ش ا ز ا د)
» اي کاش................
» حرف دلتووو بگووو.امروز دلت چي ميخواد؟؟؟؟
» ارتباط با مديران انجمن ( پيشنهادات و انتقادات )