Latest topics
Top posters
farzad
 
شهاب
 
hosein
 
black night
 
sara
 
DjHB
 
Aliakbar
 
Soheil
 
Joker_HL
 
stylish353
 

جستجو
 
 

Display results as :
 


Rechercher Advanced Search

Rss feeds

Yahoo! 
Google Reader 


ياور هميشه مومن

ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع

صفحه 2 از 4 Previous  1, 2, 3, 4  Next

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by Soheil on Sat Jul 12, 2008 7:29 pm

وطن
=======
» شاعر : ايرج جنتی عطائی
» آهنگ ساز : خوزه فلیسیانو
» تنظیم : واروژان
» خواننده : داریوش
» آلبوم : هم صدا
» آهنگ : وطن


وطن پرنده ی پر در خون
وطن شكفته گل در خون
وطن فلات شهيد و شب
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زنداني
وطن قصيده ی ويراني
ستاره‌ها اعداميان ظلمت
به خاك اگر چه مي‌ريزند
سحر دوباره بر مي‌خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره ی زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيله ی قرباني
حرف آخر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه ی آزادي
اينك سرودن مردم
امروز ما امروز فرياد
فـرداي ما روز بزرگ ميعاد
بگو كه دوباره مي‌خوانم
با تمامي يارانم گل سرود شكستن را
بگو كه به خون مي‌سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ايران بگو به ايران

_________________
خاطره شادي هاي امروزمان تلخ ترين غمي است که فردا به ياد مي آوريم .....


Soheil
مدیریت فنی سایت
مدیریت فنی سایت

تعداد پستها: 453
Age: 24
آدرس پستي: hapuooo@gmail.com
Registration date: 2008-07-08

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 7:40 pm

بي شك اين اهنگ از بهترين و به ياد ماندني ترين اهنگهاي داريوشه و كساني وجود دارند كه به واسطه همين يك اهنگ عاشق داريوش اند

اهنگ ياور هميشه مومن از البوم زيباي شقايق:


اي به داد من رسيده تو روزهاي خود شكستن
اي چراغ مهربوني تو شب‌هاي وحشت من
اي تبلور حقيقت توي لحظه‌هاي ترديد
تو شب رو از من گرفتي تو من رو دادي به خورشيد
اگه باشي يا نباشي براي من تكيه‌گاهي
براي من كه غريبم تو رفيقي جون‌پناهي

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوريت براي من شده عادت
ناجي عاطفه من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشك بودن من از تن تو خون گرفته

اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره كه من رو دادي نشونم

اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره كه من رو دادي نشونم

وقتي شب، شب سفر بود توي كوچه‌هاي وحشت
وقتي همسايه كسي بود واسه بردنم به ظلمت
وقتي هر ثانيه شب طپش هراس من بود
وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود
تو با دست مهربوني به تنم مرهم كشيدي
برام از روشني گفتي پرده شب رو دريدي

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوري براي من شده عادت

اي طلوع اولين دوست اي رفيق آخر من
به سلامت سفرت خوش اي يگانه ياور من
مقصدت هرجا كه باشه هر جاي دنيا كه باشي
اون ور مرز شقايق پشت لحظه‌ها كه باشي
خاطرت باشه كه قلبت سپر بلاي من بود
تنها دست تو رفيق دست بي‌رياي من بود

ياور هميشه مؤمن تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوري براي من شده عادت

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 7:41 pm

اهنگ طلايه دار از البوم شقايق:

اي بزرگ موندني اي طلايه‌دار روز
سايه گستر رو تن از گذشته تا هنوز
اي صدات صداي نور تو شب پوسيدني
اي سخاوت غمت بهترين بوسيدني

واسه اين شرقي تن داده به باد
تو گوارايي حس وطني
تو شقاوت شب قرن يخي
تو شكوفايي تاريخ مني

اگه شعرم زمزمه توي بازار صداست
طپش قلبم اگه پچ‌پچ شاپركهاست
تو رو فرياد مي‌زنم اي كه معجزه گري
اي كه اين شبزده رو به سپيده مي‌بري

واسه اين شرقي تن داده به باد
تو گوارايي حس وطني
تو شقاوت شب قرن يخي
تو شكوفايي تاريخ مني

اي تو ياور بزرگ همه قلبهاي شكسته
اي تو مرهم عزيز هرچي دست پينه بسته
رو كدوم قله نشستي تو كه دنيا زير پاته
غصه دستهاي خالي لرزش پاكه صداته

توي قرن دود و آهن تو رسول گـل و نوري
تو عطوفت مسلم تو حقيقت غروري
واسه اين شرقي تن داده به باد
تو گوارايي حس وطني
تو شقاوت تو شقاوت شب قرن يخي
تو، تو شكوفايي تاريخ مني

تو مفسر محبت تو طلايه‌دار صبحي
فاتح تاريخي من تو خود سردار صبحي
اسم تو اسم شب من به شكوه اسم اعظم
متبرك و عزيزي مثل سجده گاه آدم

واسه اين شرقي تن داده به باد
تو گوارايي حس وطني
تو شقاوت شب قرن يخي
تو شكوفايي تاريخ مني

واسه اين شرقي تن داده به باد
تو گوارايي حس وطني
تو شقاوت شب قرن يخي
تو شكوفايي تاريخ مني

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 7:43 pm

شقايق:

دلم مثل دلت خون شقايق
چشم‌هام درياي بارون شقايق
مثل مردن مي‌مونه دل بريدن
ولي دل بستن آسونه شقايق

شقايق درد من يكي دوتا نيست
آخه درد من از بيگانه‌ها نيست
كسي خشكيده خون من رو دستهاش
كه حتي يك نفس از من جدا نيست

شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق

شقايق اينجا من خيلي غريبم
آخه اينجا كسي عاشق نمي‌شه
عزاي عشق غصه‌ا‌ش جنس كوهه
‌دل ويرون من از جنس شيشه
شقايق آخرين عاشق تو بودي
تو مردي و پس از تو عاشقي مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه‌هاي بي‌كسي برد

شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق

دويديم دويديم و دويـــديم
به شب‌هاي پُر از قصه رسيديم
گره زد سرنوشتهامون رو تقديـــر
ولي ما عاقبت از هم بريديـــم
شقايق جاي تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توي قصه‌ها بود
حالا از تو فقط اين مونده باقي
كه سالار تموم عاشق‌هايي

شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق

شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق

شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 7:55 pm

اينه:

رو مي‌كنم به آينه رو به خودم داد مي‌زنم
ببين چقدر حقيـــر شده اوج بلند بودنم
رو مي‌كنم به آينه من جاي آينه مي‌شكنم
رو به خودم داد مي‌زنم اين آينه‌ست يا كه منم

من و ما كم شده‌ايم خسته از هم شده‌ايم
بنده خاك، خاك ناپاك خالي از معناي آدم شده‌ايم
رو مي‌كنم به آينه رو به خودم داد مي‌زنم
ببين چقدر حقيـــر شده اوج بلند بودنم

دنيا همون بوده و هست حقارت ما و منه
وگرنه پيش كائنات زمين مثل يه ارزنه
زمين بزرگ و باز نيست دنياي رمز و راز نيست
به هر طرف رو مي‌كنم راه رهايي باز نيست

من و ما كم شده‌ايم خسته از هم شده‌ايم
بنده خاك، خاك ناپاك خالي از معناي آدم شده‌ايم

دنيا كوچيكتر از اونه كه ما تصور مي‌كنيم
فقط با يك عكس بزرگ چشمهامون رو پر مي‌كنيم
به روز ما چي اومده من و تو خيلي كم شديم
پاييز چقدر سنگيني داشت كه مثل ساقه خم شديم

من و ما كم شده‌ايم خسته از هم شده‌ايم
بنده خاك، خاك ناپاك خالي از معناي آدم شده‌ايم

رو مي‌كنم به آينه رو به خودم داد مي‌زنم
ببين چقدر حقيـــر شده اوج بلند بودنم

رو مي‌كنم به آينه من جاي آينه مي‌شكنم
رو به خودم داد مي‌زنم اين آينه است يا كه منم
رو مي‌كنم به آينــــــــه

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 7:57 pm

تكيه بر باد از البوم نيستي:

به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم
آسمونها زير پامه اگه با تو رو زمينم
به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي
به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من مي‌خوام بياي بموني

من و تو چه بي‌كسيم وقتي تكيه‌مون به باده
بد و خوب زندگي من رو دست گريه داده
اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم
تا به فرداي دوباره با تو هم قسم‌ترينم

من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من مي‌خوام بياي بموني

بد و خوبمون يكي دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم با تو هم‌صدا شدن بود
با تو هم‌قصه دردم هم‌صداتر از هميشه
دوتا هم‌خون قديمي از يه خاكيم و يه ريشه

من هنوزم نگرانم كه تو حرفام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من مي‌خوام بياي بموني

من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
اين ديگه يه التماسه من مي‌خوام بياي بموني

اين ديگه يه التماسه من مي‌خوام بياي بموني
اين ديگه يه التماسه من مي‌خوام بياي بموني

من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني
من هنوزم نگرانم كه تو حرفهام رو ندوني

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 7:59 pm

داريوش در ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ (۴ فوريه ۱۹۵۱) در تهران به دنيا آمد. پدرش, محمود اقبالي, از ملاکان آذربايجان بود. او دوران کودکي خود را در شهر ميانه, زادگاه پدر و ماردش, گذراند, در همان دوران کودکي تنها خواهرش را, گيتي, که ۵ سال بيش نداشت, از دست داد و اين حادثه موجب تيرگي هايي در رابطه پدر و مادرش شد.





اولين بار صحنه را در ۹ سالگي, در مدرسه شهر آرا, به مناسبت جشني تجربه کرد, بعد ها با خواندن ترانه براي دوستان و نزديکانش با تاييدها و تشويق هاي صادقانه مواجه شد تا بعدها با اجراي چند ترانه در جشن هاي خانوادگي حتي از گروهي از افراد ناشناس و غير وابسته, در عرصه هنر خوانندگي, مورد تاييد قرار گرفت تا داريوش بيش از پيش روي به خوانندگي آورد.
سال ها بعد داريوش براي اولين بار از طريق فرستنده تلويزيون آموزشي آن زمان, به همگان معرفي شد تا دريچه اي تازه به درون يک دنياي رويايي و پر جازبه به روي وي گشاده شود.

بعد ها فرست هاي جديدي براي عرص وجود در يک زمينه ي وسيعتر فراهم گرديد. برنامه پرطرفدار زنگوله ها که در رديف محبوب ترين برناه هاي تلوزيوني در آن زمان محسوب ميگرديد, به دليل علاقه و توجه بيش از حد نسل جوان, زمينه ي مساعدي براي هنرنمايي گروهي از خوانان مستعد و علاقه مند به کارهاي هنري در رشته ي موزيک فراهم آورده بود.
داريوش به اتفاق کيوان و مرحوم افشين مقدم, در سال ۱۳۴۹, گروه سه نفري خوانندگان جوان را متداول کردند. موفقيت اين گروه به حدي رسيده بود که حتي براي اجراي برنامه در کاباره ها از آنان دعوت به عمل مي آمد و بدينگونه پس از پخش صدا و تصوير آنان در راديو و تلويزيون, بخصوص برنامه ي ۶/۸ , گام تازه اي بري پيوستن به گروه خوانندگان حرفه اي, پيش گماشتند. و اين در موقعيتي بود که داريوش اسم و رسمي به عنوان يک خواننده تازه نفس بدست آورده بود.

بهانه هاي استقلال طلبي و فعاليت فردي و تمايل به کسب عنوان و اشتهار به عنوان يک خواننده ي منفرد, دلايل جدايي از گروه سه نفره به دنبال داشت.( لازم به ذکر است که کيوان و افشين همواره به عنوان گروه ۲ نفره به فعاليت خود ادامه دادند.)

پس از جدايي از گروه ۳ نفره که به سبک ۶/۸ مي خوانندند, داريوش شروع به خواندن ترانه هاي ملايم تر کرد, که در اين ميان ترانه ي به من نگو دوست دارم متولد شد و به شکلي بي سابقه و دور از ميزان تصور و انتظار, ميان مردم گل کرد و پس از آن داريوش به عنوان يک خوانده ي جوان, موفق به کسب هويت شد!

ترانه هاي بعدي داريوش تماما به سبکي کاملا غمگين و گاهي اعتراض آميز درآمد, و پي آمدهاي نا گواري را از جمله زنداني شدن وي به دليل خواندن ترانه هاي سياسي به دنبال داشت.

داريوش بدون شک محبوب ترين خواننده ي مرد قبل از انقلاب بود, و اين محبوبيت هم به اسيد و اسيد پاشي از سوي معشوقه وي کشيد. او با وجود محبوبيتش آنطور که بايد و شايد در تلويزيون فعاليت نداشت, به گفته خود او که اعتقاد داشت پخش مکرر ترانه ها از راديو و تلويزيون موجب اکراه ميشود. نکته ي جالب اينجاست که داريوش در هيچ يک از شوهاي خود به دوربين نگاه نميکند.

داريوش علاوه بر هنر خوانندگي اشتياق زيادي هم به بازيگري در فيلم هاي سينمايي داشت. او در اوج مشهوريتش در دو فيلم ياران (۱۳۵۳), ساخته محمد دلجو و اميرمجاهد با اجراي زيباي ترانه ي ياران با صداي زيباي فريدون فروغي براي اين فيلم، و فرياد زير آب (١٣٥٦) به همراه فرزانه تائيدي و شهره و به کارگرداني سيروس الوند ايفاي نقش کرد, و در اين فيلم دو ترانه فرياد زير آب و اجازه را نيز به عنوان موزيک متن اين فيلم, مورد اجرا قرار داد. داريوش ترانه ي زندوني,که جزو ترانه هاي سياسي او به شمار ميآيد, را براي فيلم گذر اکبر و زهره را براي فيلم رهايي خواند.

داریوش تحصیلات راهنمایی را در مدرسه فارابی کرج گذراند . یکی از معلمانش که آذری زبان بود، برنامه هایی در سالن های ورزشی ترتیب می داد که داریوش در آن سالن ها ایفای نقش می کرد مدتی بعد داریوش به تهران آمد و در دبیرستان مدائن تحصیلاتش را ادامه داد، چندی نگذشت که به خاطر انشای خیلی صادقانه اش از مدرسه اخراج شد . بعد این موضوع به دبیرستان آزادگان نارمک رفت . داریوش 2 سال از تحصیلاتش را در دبیرستان شاپور شهر سنندج گذراند و هنوز هم یادگاری داریوش بر روی یکی از درخت های سنندج موجود است بعد از اتمام درس، کارخوانندگی را به صورت حرفه ای آغاز کرد اولین ترانه ای داریوش که در 17 سالگی اجرا شد ترانه پیمان شکسته بود که ساخته خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود، درسال 1349 زمانیکه داریوش 19 ساله شد به طور رسمی کار خوانندگی را با ترانه همیشه جاوید به من نگو دوست دارم آغاز کرد مساله ای که همیشه داریوش را در کنسرت هایش رنج می داد، رفتار پلیس ها و بادی گاردهای برگزار کننده کنسرت ها با هوادارانش بود که این بی مهری ها باعث شده بود تا عشق حاکم بر سالن های کنسرت داریوش کم رنگ شود .

داریوش توسط آقای حسن خیاط باشی راهی تلویزیون شد و با آقای فرشید رمزی که در آن زمان کارگردان تلویزیون بود شروع به همکاری کرد . از آنجایی که در آن زمان مملکت پارتی بازی بود، داریوش را به خاطر یه سری مسائل از تلویزیون اخراج کردند، در آن موقع شاید تنها یکی دو آهنگ از داریوش پخش شده بود . بعد از آن با ایرج جنتی عطائی آشنا شد و با او به راهش ادامه داد . بعد از ایرج با هنرمندانی چون حسن شماعی زاده (آهنگساز چشم من، دستای تو و ...) ،بابک بیات (آهنگسازخونه ،بن بست و ...)، بابک افشار ( آهنگساز آلبوم نفرین نامه ) و اردلان سرفراز کار خویش را ادامه داد . داریوش با کیوان و افشین گروه شش و هشت را تشکیل دادند، ترانه های (شیطنت، چه خوبه آدم همیشه و یاد اون روزهای شاد) مربوط به این گروه می باشد .

داریوش در سال 1351 زمانی که 22 ساله بود به خاطر خوندن ترانه های (بوی گندم، بن بست، جنگل، علی کنکوری و خونه) باعث بر انگیخته شدن خشم نظام شاهنشاهی شد و به زندان قصر افتاد ساواک برای مدتی بدجوری پاپیچش شد و در سن 23 سالگی دوباره به زندان اوین افتاد برای داریوش قابل قبول نبود که به خاطر یک سری آهنگ و ترانه باید مورد باز پرسی قرار گیرد . داریوش به خاطر خوندن این ترانه ها 2 سال و 2 ماه در زندان بود که 6 ماه را در سلول انفرادی سپری کرد .

داریوش علت محبوبیت خود را چنین بیان میکند : سعی کردم خودم باشم، صادق باشم، سعی کردم با مردم رو راست باشم، و این همان رازی است که می تواند هرکس را در قلب های مردم جای دهد .

پاشیدن اسید روی داریوش هنرمند محبوب ایران : مدتی تیتر اصلی روزنامه ها و مجلات شده بود داریوش در این باره چنین می گوید یادمه روی صحنه بودم و داشتم ترانه ی نفرین نامه رو می خوندم که یک دفعه احساس کردم که صورتم گرم شده بعد که متوجه شدم دیدم زنی با یک لیوان آبجو خوری روی صورتم اسید پاشیده خوشبختانه در مجاورت با هوا خاصیت اسید کم شده و آسیب جدی بر من وارد نشد، نمی دونم این عشق بود، نفرت بود، چی بود که این زن رو مجبور به این کار کرد .

در کارنامه هنری 36 ساله او بیش از 200 ترانه ثبت شده و ایفای نقش در 2 فیلم یاران و فریاد زیر آب تجربه سینمایی او می باشد . جهان عرب با سبک غنی او آشناست، از این رو جایزه افتخاری فستیوال ویدیو کلیپ در بحرین به او اهدا گردید. داریوش در شب مراسم از صلح و آزادی و امنیت در کشورهای منطقه، مخصوصاً وطنش، پیام داد با این آرزو که مستبدین و دیکتاتورها از تاریخ پند بگیرند.

سال 2000 سال رویش داریوش : داریوش کارش را ادامه داد تا اینکه از 2000 گفت سال 2000 سالی که همه از همهمه های یکی شدن به من شدن روی می آوردند . ترانه سال 2000 که در آن زمان برای مردم غیر باور و همه زیر لب می گفتند: داریوش از چه میگوید...؟ از سقوط، از فرار، از شکفتن فلز آری غیر باور بود در زمانی که اوج محبت بود از سال 2000 بگویی، آری به شب های پر از قصه رسیدیم به سال 2000 وقتی که سال میلادی داشت ورق می خورد، بودند کسانی که ترانه 2000 را زمزمه میکردند آن لحظه بر داریوش چه گذشت ...؟ اما بر خلاف تصور سال2000میلادی برای داریوش شروعی دوباره بود، بهتر بگویم تولدی دوباره داریوش در این سال توانست از دست اعتیاد خلاص شود، بیماری که چندین سال دامن گیر او بود اعتیاد بیماری که امروزه دامن گیر جامعه ما شده، در مورد اعتیاد سخن گفتن زیاد است از سال 2000 داریوش دامنه ی فعالیت خود را وسیع تر نموده و به حمایت از هموطنان دردمندش، که از بیماری اعتیاد رنج می بردند، سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را، همراه یاران دیگرش تأسیس نمو د. با پایه گذاری بنیاد آینه و عضویت در سازمان عفو بین الملل، فعالیت های اجتماعی او گسترده تر گردید . او در این راستا می کوشد تا با پیام بهبودی و ارائه آگاهی، پیشگیریی و مبارزه با همه آسیب های اجتماعی، بخصوص بیماری اعتیاد، فضایی سالم برای هموطنان در آتش نشسته سرزمینش بوجود آورد . اما هنر مندانی چون اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی، فرید زولاند و ... از داریوش گفته اند که شنیدن حرفهای آنان خالی از لطف نیست .

داریوش از زبان اردلان سرفراز : در مورد داریوش من یک کتاب 35 ساله میدونم، ولی مختصر می کنم حرفم را جدای کیفیت های تکنیکی صدای داریوش که باید اساتید موسیقی در موردش سخن بگویند، در مورد داریوش فقط این را می توانم بگویم که داریوش صدای زخمیه سرزمین ماست . داریوش صدایی بوده که در طول 35 سال پا به پا و همگام ترانه ی متعهد و بیدار ایران قدم برداشته و به قول دوست شاعرم، آقای فرهاد شیوانی (به صدایی می خواهم برسم که گلویش نی خونین شکایت باشد) که داریوش آن صدایی است که به اعتقاد من و دیگر همکارانم که نقشی در ترانه بیدار و ترانه متعهد و ترانه مولف دارند در سرزمین من بار عاطفی این ترانه ها را داریوش به بهترین وجه به دوش کشیده و به مردمی که مخاطبین اصلی هر هنر متعهد هستند رسانده و به سعادت کارهای داریوش یک به یک اگر مرور کنیم در کنار ما پای مردانه ایستاده و این از نظرکیفیت های یک صدای متعهد . در انتها می خواستم بگویم که داریوش واقعیت ترانه راستین و متعهد و ترانه بیدار ایران هست، از آغاز تا به امروز، ترانه ی ماندنی یعنی آیینه ی رو در روی اجتماع و سرزمین من، نشانگر تمام کمی و کاستیها .

داریوش از زبان فرید زولاند : من افتخار این را دارم که در حدود 35 سال است با داریوش کار می کنم و در طی این مدت بهترین کارهای خود را که البته با صدای داریوش و اشعار زخم دار آقایان اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی و شهیار قنبری می باشد را ساخته ام . داریوش به نظر من کسی هست که اعتبار مو سیقی ماست، اعتبار ترانه هست، ترانه بیدار، داریوش کسی هست که با صداش حقیقت را به رخ می کشد، درد او درد مردم هست و درد ترانه سرا و آهنگساز را خوب می داند و به صورت درست و به صورتی که لازمه به مردم ارائه میدهد . داریوش کسی هست که ترانه را از صورت گل و بلبل و از صورت کوچه و بازاری به صورت جدی و اجتماعی در می آورد و مسائل اجتماعی و سیاسی را بیان می کند و داریوش به نظر من بهترین پیام دهنده ترانه است. و من خودم از نظر احساسی و کاری وقتی که برای داریوش کار می کنم، صدای او، رفاقت او، صداقت او، در وجود و احساس من وجود داره و صداش در گوشم می خونه و برایش آهنگی رو می سازم که در وجود من به وسیله ی صدای او نواخته می شود و این را هم می دونم که این پیام به طور صحیح به دست مردم و گوش مردم می رسه .

اما مسئله ای که همه را حیرت زده کرد درخشش داریوش در سینماست، داریوش با بازی در دو فیلم فریاد زیر آب و یاران توانست در دنیای هنرپیشگی نیز خود را محک بزند آن هم چه محکی...! در فیلم فریاد زیر آب که شاید بتوانم بگویم بارها و بارها این فیلم را دیده ام ولی هر بار دیدن آن تازگی خاصی برای من داشته و توانسته است ارتباط جدیدتری با من برقرار کند نیازی به خلاصه گویی داستان فیلم نیست چون می دانم برای یک بار هم که شده، این فیلم ها را دیده اید و می توانم حدس بزنم که پرده به پرده ی این فیلم را حفظ هستید. اما مسئله ای که به واقعیت گرایی فیلم کمک می کند تطبیقی از دنیای امروزی و دنیای لیلی و مجنونی سناریو است که در این فیلم دردهای جامعه به کنار رفته و عشق به میان می آید . داریوش علاوه بر ایفای نقش در این دو فیلم در بسیاری از فیلم ها با صدای خود توانسته است به فروش بیشتر آن فیلم کمک کند، که باز هم هنر داریوش است که من و تو را به پای گیشه بلیط فروشی می کشاند .

داريوش در طي فعاليت هنري خود, قبل از انقلاب, بيش از ۳۰۰ ترانه در بيش از ۳۰ صفحه و کاست مستقل خود به موسيقي ايران عرضه کرد, و حضور کاملا فعالي نيز بعد از انقلاب داشته, و همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد. دور از انساف نيست که اشاره اي داشته باشيم به تلاشي که داريوش براي جوانان ايراني مبتلا به اعتياد و کمک هاي مالي به نيازمندان داشته و دارد.

در حال حاضر از داريوش ۱۱ کليپ تصويري در آرشيو ما موجود مي باشد:

دو اجري ترانه ي شبخون ۱ و ۲
زندوني
ياور هميشه مومن
نفرين نامه
جشن دلتنگي
به خود رسيدن
از تو
شقايق
دو اجراي گل بارون زده ي من ۱ و ۲
و خورشيد خانوم آفتاب کن


موسیقی داریوش یادآور این امید و نوید است که با پشتکار، عشق، ایمان، و با یک هدف والا میتوان وطن را دوباره ساخت، اگر چه با خشت جان خویش .

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:03 pm

نفرين نامه از البومي به همين نام:

بهر جا ناتوان ديدي توان باش
بهر جا ناتوان ديدي توان باش
به سود مردم خامش زبان باش
ستمكش را اگر ديدي برآشوب
ستمگر را چو مشتي بر دهان باش
چو افتد بر جبينت خط پيري
مكن افسردگي در دل جوان باش
زماني در هواي خويش بودي
يه عمري در هواي اين و آن باش

شرمت باد اي دستي كه بد بودي بدتر كردي
هم‌بغض معصومت را نشكفته پرپر كردي
هم‌بغض معصومت را نشكفته پرپر كردي

زهر اين نفرين نامه جاي خون در من جاري
اين آخرين شعرم را پيش از من از بر كردي
اي تكيه داده بر من اي سرسپرده بانو
با اين نادرويشي‌ها آخر چرا سر كردي

شرمت باد اي دستي كه بد بودي بدتر كردي
هم‌بغض معصومت را نشكفته پرپر كردي
هم‌بغض معصومت را نشكفته پرپر كردي

زهر اين نفرين نامه جاي خون در من جاري
اين آخرين شعرم را پيش از من از بر كردي
اي تكيه داده بر من اي سرسپرده بانو
با اين نادرويشي‌ها آخر چرا سر كردي

شرمت باد اي دستي كه بد بودي بدتر كردي
هم‌بغض معصومت را نشكفته پرپر كردي
هم‌بغض معصومت را نشكفته پرپر كردي

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:04 pm

اي عشق از البوم نيستي:

عشق به شكل پرواز پرنده است
عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشنده است
من مي‌ميرم از اين آب مسموم
اما اونكه مرده از عشق تا قيامت هرلحظه زنده است
من مي‌ميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا كن اسمم رو از عمق شب از نَـقب ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا كن اسمم رو از عمق شب از نَـقب ديوار
براي زنده بودن دليل آخرينم باش
منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونكه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:04 pm










farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:07 pm










farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:12 pm










farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:15 pm














farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Sat Jul 12, 2008 8:19 pm




farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: ياور هميشه مومن

پست by farzad on Mon Jul 14, 2008 7:11 pm

پرنده مهاجر از البومي به همين نام:

اي پرنده مهاجر اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست بين دنياي تو با من
تو رفيق شاپركها من تو فكر گله‌مونم
تو پي عطر گل سرخ من حريص بوي نونم
دنياي تو بي‌نهايت همه جاش مهموني نور
دنياي من يه كف دست روي سقف سرد يك گور

من دارم تو آدمكها مي‌ميرم تو برام از پريها قصه مي‌گي
من توي پيله وحشت مي‌پوسم برام از خنده چرا قصه مي‌گي

كوچه پس كوچه خاكي در و ديوار شكسته
آدمهاي روستايي با پاهاي پينه بسته
پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي
يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي
براي من زندگي اينه پر وسوسه پر غم
يا مثل نفس كشيدن پر لذت دمادم

اي پرنده مهاجر اي همه شوق پريدن
خستگي يه كوله باره روي رخوت تن من
مثل يك پلنگ زخمي پر وحشت نگاهم
مي‌ميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه زير پاها زنده باشيم
مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا واشيم

farzad
Admin
Admin

تعداد پستها: 1688
Registration date: 2008-07-10

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه Go down

صفحه 2 از 4 Previous  1, 2, 3, 4  Next

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد