Latest topics
Top posters
| farzad | ||||
| شهاب | ||||
| hosein | ||||
| black night | ||||
| sara | ||||
| DjHB | ||||
| Aliakbar | ||||
| Soheil | ||||
| Joker_HL | ||||
| stylish353 |
جستجو
کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
صفحه 1 از 2 • Share •
صفحه 1 از 2 • 1, 2 
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اقدانات اولیه در انواع ســوختگى شامل حرارتی شیمیایی برق گرفتی یا الکتریکی و درمان آن
هرساله تعداد زيادى از مردم دچار سوختگى مى شوند كه نيمى از اين موارد در كودكان و خردسالان پيش مى آيد. هر چند پيشرفت هاى عمده اى در درمان سوختگى حاصل شده است اما بسيارى از عوارض جسمى سوختگى تا مدتها گريبانگير نجات يافتگان است. سوختگى ها از نظر شدت آسيب رسانى به بافت هاى بدن به سه درجه تقسيم مى شوند :
سوختگى درجه يك كه در آن فقط لايه سطحى پوست آسيب مى بيند و علامت آن تنها سوزش و قرمزى پوست است. سوختگى درجه دو كه در آن لايه هاى زيرى پوست هم آسيب مى بينند و همراه با درد و سوزش و تاول است.
سوختگى هاى درجه سوم كه پوست بطور كامل آسيب مى بيند و بافت هاى زير آن مانند عضلات و استخوان ها نيز ممكن است دچار آسيب شوند و اغلب نيازمند پيوند زدن و جراحى است.
علاوه بر درجه سوختگى درصدى از سطح بدن كه سوخته است نيز وخامت وضعيت مصدوم مؤثر است.
در مواقع مواجهه با مصدوم سوختگى اقدامات اوليه زير را قبل از رساندن او به مراكز درمانى انجام دهيد :
- متوقف كردن سوختگى با جدا كردن مصدوم از منبع سوختگى
- در سوختگى هاى ناشى از عوامل حرارتى يا شيميايى غير خشك از آب خنك براى شستن پوست آسيب ديده استفاده كنيد.
- اگر تنفس بيمار متوقف است او را احياء كنيد.
- محل سوختگى را با گاز استريل يا در صورت نبودن آن با پارچه تميز بپوشانيد.
- مصدوم را سريعاً به مراكز درمانى نزديك براى اقدامات پزشكى لازم برسانيد.
مواردى كه سوختگى از درجه يك باشد يا سطح سوختگى پوست خيلى كم و ازدرجه دوم باشد
مى توان به صورت خانگى با استفاده از پمادهاى سوختگى و پانسمان مناسب آن را درمان كرد.
لازم به تذكر است سوختگى ناشى از برق گرفتگى معمولا از نوع درجه ۳ است و احتياج به مراقبت هاى ويژة پزشكى دارد.
مشخصات و درمان
۱ – هرگز روغن يا پمادهاي روغني روي سوختگي نماليد . اين موارد موجب عدم دفع حرارت در محل آسيب شده و باعث عفونت شود .
۲ – هميشه در موارد زير بايد به مرکز طبي مراجعه کرد :
· اگر قرباني يا صدمه ديده کودک و يا سالخورده باشد .
· سوختگي بيش از يک قسمت از بدن را درگير کرده باشد .
· سوختگي در قسمتهاي حساس بدن رخ داده باشد . ( دستها – صورت – پاها و … )
· سوختگي درجه ۳ باشد
· سوختگي با مواد شيميايي
انواع سوختگي :
· درجه ۱
·درجه ۲
·درجه ۳
· سوختگيهاي شيميايي
- سوختگي درجه ۱ : آسيب به لايه خارجي پوست وارد مي شود .
علائم و مشخصات سوختگي :
۱. قرمزي
۲. درد متوسط
۳. تورم و آماس
درمان :
۱. قسمت آسيب ديده را فوراً در آب سرد فرو ببريد .
۲. آنرا در زير آب سرد و يا يک پارچه مرطوب نگهداريد تا زماني که درد کاهش يابد .
۳.براي محافظت از محل سوختگي آنرا با يک گاز خشک و تميز بپوشانيم .
- سوختگي درجه ۲ : سوختگي به دومين لايه پوست نفوذ مي کند .
مشخصات وعلائم :
۱. تاول
۲. پوست زبر و خشن و قرمز
۳. تورم و آماس
۴. درد خيلي شديد
درمان :
۱. فرو بردن موضع آسيب ديده به داخل آب سرد و يا استفاده از پارچه مرطوب در اسرع وقت .
۲. خيلي ملايم و آهسته منطقه آسيب ديده را خشک کنيد . هرگز آنجا را مالش ندهيد زيرا خراشيدن و ماليدن محل باعث پاره شدن تاولها و مساعد کردن زمينه عفونت مي شود .
۳. محل آسيب ديده را با يک باند خشک و استريل بپوشانيد .
۴. اگر سوختگي در ناحيه بازو و يا پاها قرار دارد عضو مربوطه را تا جاي ممکن بالا نگهداريد .
۵. « سوختگي درجه ۲ بايد طي چند هفته بهبود يابد . »
- سوختگي درجه ۳ :
درد در سوختگي درجه ۳ کمتر از سوختگي درجه ۲ مي باشد زيرا سلولهاي عصبي در بافت آسيب ديده در حقيقت تخريب مي شوند . اما با اين حال آسيب و صدمه خيلي شديدتر از نوع ۲ مي باشد .
در اينحالت سوختگي به لايه سوم پوست نيز نفوذ مي کند .
مشخصات و علائم :
ظاهر آسيب بصورت سفيد و يا زغالي شدن است .
درمان :
۱. هيچ لباس و يا پوششي را روي محل آسيب ديده نگذاريد ويا حرکت ندهيد .
۲. آب سرد و يا درمان طبي را براي سوختگي بکار نبريد .
۳. لباس تميز و خشک بپوشيد و منطقه آسيب ديده را لخت بگذاريد .
۴. اگر سوختگي در بازو و دستها و يا پاها مي باشد عضو آسيب ديده را بالاتر از سطح قلب نگهداريد .
۵. اگر فرد صدمه ديده دچار سوختگي ناحيه صورت شده است ، مرتباً او را از نظر وضعيت تنفس معاينه کنيد و مطمئن شويد که مشکل تنفسي ندارد .
۶. در اولين وقت مصدوم را به بيمارستان برسانيد .
- سوختگي هاي شيميايي :
۱. لباس را از نزديک و يا روي محل سوختگي دور نگهداريد . هرگز لباسها را از سر مصدوم بالا نکشيد بلکه لباسها را بريده و از مصدوم جدا کنيد .
۲. ناحيه صدمه ديده را با آب تقريباً سرد شستشو دهيد حداقل به مدت ۲۰ دقيقه
۳. از يک پوشش تميز روي ناحيه صدمه ديده استفاده کنيد .
به توصيه هاي پزشکي توجه کرده و هر چه زودتر به پزشک مراجعه کنيد .
درمان سوختگي
قبل از درمان سوختگي بايد جهت جلوگيري از بدتر شدن وضعيت ، عامل ايجاد کننده سوختگي را حذف و يا دور کرد . بعنوان مثال آتش را خاموش کرد .
لباس فرد را در صورت امکان سريعاً در آورد ( مگر مواقعي که لباس به پوست چسبيده باشد )
مراقبت خانگي در واقع تميز نگاه داشتن زخم ، جهت پيشگيري از عفونت است .
در خيلي از بيماران براي حداقل چند روز داروهاي مسکن لازم است روي سطح سوخته را مي توان با باندهاي نچسب و يا گاز استريل پوشاند .
باندي که روي سطح سوخته قرار مي گيرد براحتي با يکبار قرار گرفتن در آب جدا مي شود .
در بعضي مواقع براي برخورداري از مراقبتهاي کاملتر و بهتر ، نياز است که شخص در بيمارستان بستري شود .
در سوختگي هايي که شخص از فعاليتهاي عادي و روزمره اش ناتوان مي شود نظير راه رفتن و يا خوردن حتماً بايد در بيمارستان يا مرکز درماني بستري شود .
در سوختگي هاي عميق درجه ۲ ، درجه ۳ ، سوختگي در کودکان ، سالمندان و نيز سوختگي در دستها ، پاها و ناحيه تناسلي معمولاً بهترين اقدام مراجعه به مرکر درماني مي باشد .
درجه بندي سوختگي ها :
۱- سوختگي هاي کوچک سطحي : در اين سوختگي ها جهت پيشگيري از عفونت ، تميز نگه داشتن موضع خيلي مهم است . اگر آلودگي به عمق نفوذ کرده باشد پزشک با تزريق يک داروي بيحسي موضع را را با تراشيدن تميز مي کند .
۲- سوختگي هاي کوچک عمقي :
اين نوع سوختگي ها احتمالاً نياز به ارزيابي در بيمارستان داشته و يا در مطب پزشک ، روزي چند بار حداقل در چند روز اول مورد معاينه قرار گيرند .
در اين سوختگي ها ( درجه ۲ ) شايد نياز به پيوند پوست باشد .
بيشتر پيوندهاي پوست جايگزين پوست آسيب ديده مي شوند اما بعضي ديگر از پيوندها د رواقع اثر موقتي پوشاننده و حمايتي پوست را دارند و پوست آسيب ديده خودش ترميم مي شود .
در جريان پيوند پوست ، قسمتي از پوست سالم از ناحيه غيرسوخته در خود شخص ( اتوگرافت ) يا از پوست شخص ديگري ( آلوگرافت ) و يا از موجودات ديگر . پوست خوک بسيار شبيه پوست انسان است .
پيوند پوستي طي عمل جراحي و بعد از اينکه بافتهاي مرده بطور کامل تخليه شدند و از تميزي پوست اطمينان حاصل شد انجام مي شود .
اخيراً پوست مصنوعي ساخته شده که براحتي جايگزين پوست سوخته مي شود .
۳- سوختگي هاي شديد :
اين سوختگي ها زندگي را به خطر مي اندازند و نياز به اقدامات درماني فوري دارند . تميز نگاه داشتن ناحيه حياتي است زيرا پوست آسيب ديده بسرعت عفوني مي شود .
اين نوع سوختگي ها نياز به مدت زمان طولاني براي بهبود دارند حتي گاهي سالها زمان لازم است اين سوختگي ها منجر به بدشکلي در افراد شده و خيلي ها را افسرده مي کند .
امروزه بافتهاي سوخته با روشهاي بيولوژيکي و جديد براحتي درمان مي شوند و اسکارها و نواقص برطرف مي شوند.
سوختگي هاي الکتريکي
عبور جريان برق از بدن احتمالاً باعث ايجاد جراحتهاي وخيم و حتي مرگ آور مي شود . جريان برق ممکن است از يک منبع توليد برق با ولتاژ پايين ( وسايل الکتريکي خانگي ) يا ولتاژ بالا ( بيش از ۱۰۰۰ ولت - معمولاً در کارخانه ها يا در خيابان ) و يا احتمالاً از صاعقه ( برق زدگي )باشد . وقتي جريان برق از نقطه اي وارد بدن مي شود از محل ديگر که در آن بدن با زمين تماس دارد خارج مي شود . نقاط ورود و خروج جريان برق از بدن آسيب مي بيند و آسيب اين نقاط به صورت حفره اي شبيه به محل ورود گلوله به چشم مي خورد . به غير از محل ورود و خروج جريان برق ،بافتهايي که در مسير اين دو نقطه قرار دارند نيز تحت تأثير جريان برق و حرارت توليد شده تخريب مي شوند به طوري که هرچه ولتاژ برقي که وارد بدن مي شود بيشتر باشد ، سوختگي ايجاد شده عميق تر و جراحتهاي باقي مانده وخيم تر خواهند بود . علاوه بر اين ، جريان الکتريکي ضمن عبور از بدن در اعصاب ( محيطي و مرکزي ) ، ماهيچه ها و قلب تغييرات شيميايي قابل توجهي ايجاد مي کند و باعث اختلال در واکنش هاي بدن شده و يا به طور کلي باعث توقف آنها مي شود ، در بسياري از موارد اگر چه سوختگي خارجي ( محل ورود و خروج جريان برق ) به طور فريبنده اي کوچک است اما اين مقدار کوچک نبايد پوششي بر آسيب هاي وخيم تر عمقي باشد و ما را به اشتباه بياندازد .
ابزار و سيمهاي برق با ولتاژ پايين که در خانه يا محل کار يافت مي شوند مي توانند باعث برق گرفتگي بشوند . اکثر سيمها و ابزار الکتريکي توسط روکش هاي عايق پوشانده شده اند تا انسان تماس مستقيم با برق نداشته باشد . بسياري از برق گرفتگي ها ناشي از خراب بودن کليدها ، سائيده شدن روکش سيمها يا خرابي خود وسيله الکتريکي است . کودکان بيشتر در معرض خطر برق گرفتگي قرار دارند چرا که دوست دارند با کليدها ، سيمها و يا پريزها بازي کنند .
آب يک هادي خوب جريان برق است لذا تماس با وسايل الکتريکي با دست خيس يا زماني که زير پاها خيس است ، خطر برق گرفتگي را افزايش مي دهد .
صاعقه يک منبع طبيعي توليد الکتريسيته ( جريان مستقيم با سرعت و ولتاژ فوق العاده زياد ) است که به طور عادي براي رساندن خود به زمين از نزديکترين زائده بلندي که در آن حوالي وجود دارد استفاده مي کند و اگر شخصي در تماس با ، يا حتي نزديکي به يک زائده طبيعي مانند درخت ، برج يا دکل باشد صدمه شديدي خواهد ديد . الکتريسيته توليد شده به وسيله برق آسمان عمرش فوق العاده کوتاه است اما مي تواند موجب مرگ آني ( به علت ايست قلبي - تنفسي ) يا حداقل سبب به آتش کشيدن لباس شخص شود ( اما صدمات بافتهاي عمقي به نسبت سبکتر است ) . بنابراين در زمان رعد و برق بايد به سرعت از محلهاي خطرناک دور شد .
عوارض تهديد کننده جان مصدوم در صدمات الکتريکي
با ورود جريان برق به بدن در اثر انقباضهاي الکتريکي سفت ( کزازي شکل ) عضلات تنفسي يا آسيب مراکز تنفسي در مغز ( در بصل النخاع ) ايست تنفسي عارض مي شود و پس از مدتي قلب نيز از حرکت مي ايستد . البته اگر جريان برق از خود قلب نيز عبور کرده باشد با ايجاد انقباضات کرمي شکل و غيرمؤثرو اسپاسموديک در بطن ( فيبريلاسيون بطني ) ايست قلبي اوليه خواهيم داشت . پس از ايست قلبي - تنفسي اگر در عرض ۴ تا ۶ دقيقه عمليات احياء شروع نشود مرگ قطعي و حتمي خواهد بود . اما قبل از شروع عمليات احياء ابتدا بايد تماس مصدوم را با جريان برق از بين ببريم .
قطع جريان کم ولتاژ
معقولترين کار قطع کليد کنتور است . اگر دسترسي سريع به فيوز امکان پذير نبود دو شاخه را از پريز بيرون بياوريد يا سيم روکش دار را بکشيد تا از پريز خارج شود و مطمئن شويد که خود در يک محل بي خطر و سالم قرار گرفته ايد . اگر نتوانستيد جريان برق را به اين ترتيب قطع کنيد روي يک ماده عايق خشک مثل روزنامه يا يک تخته چوبي يا لاستيک بايستيد و با يک وسيله چوبي بلند ( مثل جارو ) منبع برق را از مصدوم دور کنيد . يا اينکه يک طناب را به دور رانها يا دست مصدوم بياندازيد و او را به سمت خود بکشيد تا از منبع دور شود .
توجه : از به کار بردن وسايل فلزي يا مرطوب يا از تماس با بدن لخت مصدوم کاملاً خودداري کنيد . اگر هيچ راهي وجود نداشت گوشه لباس مصدوم را که خشک است بگيريد و او را بکشيد .
برق گرفتگي با جريانهاي پر ولتاژ
در مواردي که با برق گرفتگي ولتاژ بالا روبرو هستيد به هيچ عنوان به مصدوم نزديک نشويد مگر اينکه از طرف پليس يا شخص مسئولي به شما اطمينان داده شود که مي توانيد به مصدوم نزديک شويد . تماس با برق هاي پرولتاژ در خطوط فشارقوي هوايي معمولاً سبب مرگ آني مي شود .
در چنين مواردي ضمن ايجاد سوختگي هاي شديد ، در اثر نيروي ناشي از اسپاسم ناگهاني ماهيچه اي ، مصدوم به مساحتي دورتر از محل تماس پرت مي شود . اگر مصدوم همچنان در تماس با برق مانده بود يا اينکه کمتر از ۱۸ متر از خطوط فشار قوي فاصله داشت هرگز کوشش نکنيد که او را نجات دهيد ، حتي به او نزديک هم نشويد تا اينکه برق به وسيله مسئولين قطع شود چرا که برق فشار قوي حالت قوسي داشته و مي تواند مسافتهاي دور را نيز تحت تأثير قرار دهد در اين موارد مواد عايق ، مانند چوب خشک يا لباس خشک به هيچ وجه حفاظتي براي شما ايجاد نخواهد کرد .
بلافاصله به پليس خبر دهيد و اجازه ندهيد کسي به مصدوم نزديک شود و زماني کمک هاي اوليه را شروع کنيد که از طرف مسئولين يا مراجع رسمي به شما اطلاع داده شود که برق قطع شده است .
ارزيابي مصدومين برق گرفتگي
شکايات وعلائم
مصدومي که دچار برق گرفتگي مي شود ممکن است يکي يا تمام شکايات و علائم زير را داشته باشد :
سوختگي هاي محل ورود و خروج جريان برق از بدن
قطع راههاي عصبي که به صورت فلج اندام تظاهر مي کند .
درد و حساس شدن ماهيچه ها
افزايش فشار خون يا کاهش فشار خون همراه با علايم و شکايات ناشي از شوک
مشکل شدن تنفس يا ايست تنفسي ( ممکن است زبان ورم کند و راه هوايي را مسدود نمايد)
ضربانات نامنظم قلب يا ايست قلبي.
بي قراري و تحريک پذيري ، اگر مصدوم هوشيار است .
بيهوش شدن .
اختلالات بينايي .
شکستگي استخوانها ( از جمله ستون مهره ها ) و دررفتگي مفاصل به علت انقباضات شديد عضلات يا پرت شدن .
تشنج ( در موارد شديد )
مراقبت از مصدوم
مراحل مراقبتهاي اورژانس
مطمئن شويد که خود و مصدوم در يک منطقه بي خطر قرار داريد .
براي مصدوم يک راه هوايي مطمئن برقرار کنيد و اگر لازم است ( در موارد ايست قلبي - تنفسي ) عمليات احياي قلبي - تنفسي مقدماتي را شروع کنيد .
در صورت وجود ضايعات نخاعي و ستون فقرات ، آسيب هاي سر و شکستگي شديد ، مراقبتهاي اوليه مربوط به آنها را انجام دهيد .
سوختگي هاي الکتريکي را ارزيابي کنيد . در جستجوي حداقل دو محل سوختگي خارج باشيد : يکي محل تماس با منبع انرژي الکتريکي و ديگري محل تماس با زمين .
محل هاي سوختگي را سرد کنيد .
بر روي مناطق سوخته پانسمان استريل خشک قرار دهيد .
مراقب شوک باشيد . آن را درمان کرده و اکسيژن با غلظت بالا تجويز کنيد .
مصدوم را هر چه زودتر منتقل کنيد . بعضي از عوارض سوختگي ( مثل تورم راههاي هوايي و در نتيجه خفگي ، نارسايي کليه ، اختلالات قلبي و شوک ) شروع تدريجي دارند . بنابراين بايد مصدوم را سريعاً به مرکز مجهز منتقل کرد و او را تحت نظر قرار داد .
توجه : آسيب هاي الکتريکي سبب تخريب وسيع عضلات شده ، که اين باعث آزاد شدن مواد سمي ( مثل ميوگلوبين ) به داخل خون مي شود . اين مواد از راه خون به کليه ها رسيده و در ادرار ترشح مي شوند و رنگ آن را قرمز مي کنند و از طرفي با رسوب در کليه ها سبب نارسايي کليه خواهند شد .
بنابراين براي جلوگيري از اين عارضه به مصدومين برق گرفتگي که ادرار قرمز دفع مي کنند بايد حجم زيادي از مايعات داخل وريدي ( ترجيحاً حاوي بي کربنات سديم ) تزريق کرد تا با شسته شدن کليه ها ، آسيب کليوي تقليل يابد .
هرساله تعداد زيادى از مردم دچار سوختگى مى شوند كه نيمى از اين موارد در كودكان و خردسالان پيش مى آيد. هر چند پيشرفت هاى عمده اى در درمان سوختگى حاصل شده است اما بسيارى از عوارض جسمى سوختگى تا مدتها گريبانگير نجات يافتگان است. سوختگى ها از نظر شدت آسيب رسانى به بافت هاى بدن به سه درجه تقسيم مى شوند :
سوختگى درجه يك كه در آن فقط لايه سطحى پوست آسيب مى بيند و علامت آن تنها سوزش و قرمزى پوست است. سوختگى درجه دو كه در آن لايه هاى زيرى پوست هم آسيب مى بينند و همراه با درد و سوزش و تاول است.
سوختگى هاى درجه سوم كه پوست بطور كامل آسيب مى بيند و بافت هاى زير آن مانند عضلات و استخوان ها نيز ممكن است دچار آسيب شوند و اغلب نيازمند پيوند زدن و جراحى است.
علاوه بر درجه سوختگى درصدى از سطح بدن كه سوخته است نيز وخامت وضعيت مصدوم مؤثر است.
در مواقع مواجهه با مصدوم سوختگى اقدامات اوليه زير را قبل از رساندن او به مراكز درمانى انجام دهيد :
- متوقف كردن سوختگى با جدا كردن مصدوم از منبع سوختگى
- در سوختگى هاى ناشى از عوامل حرارتى يا شيميايى غير خشك از آب خنك براى شستن پوست آسيب ديده استفاده كنيد.
- اگر تنفس بيمار متوقف است او را احياء كنيد.
- محل سوختگى را با گاز استريل يا در صورت نبودن آن با پارچه تميز بپوشانيد.
- مصدوم را سريعاً به مراكز درمانى نزديك براى اقدامات پزشكى لازم برسانيد.
مواردى كه سوختگى از درجه يك باشد يا سطح سوختگى پوست خيلى كم و ازدرجه دوم باشد
مى توان به صورت خانگى با استفاده از پمادهاى سوختگى و پانسمان مناسب آن را درمان كرد.
لازم به تذكر است سوختگى ناشى از برق گرفتگى معمولا از نوع درجه ۳ است و احتياج به مراقبت هاى ويژة پزشكى دارد.
مشخصات و درمان
۱ – هرگز روغن يا پمادهاي روغني روي سوختگي نماليد . اين موارد موجب عدم دفع حرارت در محل آسيب شده و باعث عفونت شود .
۲ – هميشه در موارد زير بايد به مرکز طبي مراجعه کرد :
· اگر قرباني يا صدمه ديده کودک و يا سالخورده باشد .
· سوختگي بيش از يک قسمت از بدن را درگير کرده باشد .
· سوختگي در قسمتهاي حساس بدن رخ داده باشد . ( دستها – صورت – پاها و … )
· سوختگي درجه ۳ باشد
· سوختگي با مواد شيميايي
انواع سوختگي :
· درجه ۱
·درجه ۲
·درجه ۳
· سوختگيهاي شيميايي
- سوختگي درجه ۱ : آسيب به لايه خارجي پوست وارد مي شود .
علائم و مشخصات سوختگي :
۱. قرمزي
۲. درد متوسط
۳. تورم و آماس
درمان :
۱. قسمت آسيب ديده را فوراً در آب سرد فرو ببريد .
۲. آنرا در زير آب سرد و يا يک پارچه مرطوب نگهداريد تا زماني که درد کاهش يابد .
۳.براي محافظت از محل سوختگي آنرا با يک گاز خشک و تميز بپوشانيم .
- سوختگي درجه ۲ : سوختگي به دومين لايه پوست نفوذ مي کند .
مشخصات وعلائم :
۱. تاول
۲. پوست زبر و خشن و قرمز
۳. تورم و آماس
۴. درد خيلي شديد
درمان :
۱. فرو بردن موضع آسيب ديده به داخل آب سرد و يا استفاده از پارچه مرطوب در اسرع وقت .
۲. خيلي ملايم و آهسته منطقه آسيب ديده را خشک کنيد . هرگز آنجا را مالش ندهيد زيرا خراشيدن و ماليدن محل باعث پاره شدن تاولها و مساعد کردن زمينه عفونت مي شود .
۳. محل آسيب ديده را با يک باند خشک و استريل بپوشانيد .
۴. اگر سوختگي در ناحيه بازو و يا پاها قرار دارد عضو مربوطه را تا جاي ممکن بالا نگهداريد .
۵. « سوختگي درجه ۲ بايد طي چند هفته بهبود يابد . »
- سوختگي درجه ۳ :
درد در سوختگي درجه ۳ کمتر از سوختگي درجه ۲ مي باشد زيرا سلولهاي عصبي در بافت آسيب ديده در حقيقت تخريب مي شوند . اما با اين حال آسيب و صدمه خيلي شديدتر از نوع ۲ مي باشد .
در اينحالت سوختگي به لايه سوم پوست نيز نفوذ مي کند .
مشخصات و علائم :
ظاهر آسيب بصورت سفيد و يا زغالي شدن است .
درمان :
۱. هيچ لباس و يا پوششي را روي محل آسيب ديده نگذاريد ويا حرکت ندهيد .
۲. آب سرد و يا درمان طبي را براي سوختگي بکار نبريد .
۳. لباس تميز و خشک بپوشيد و منطقه آسيب ديده را لخت بگذاريد .
۴. اگر سوختگي در بازو و دستها و يا پاها مي باشد عضو آسيب ديده را بالاتر از سطح قلب نگهداريد .
۵. اگر فرد صدمه ديده دچار سوختگي ناحيه صورت شده است ، مرتباً او را از نظر وضعيت تنفس معاينه کنيد و مطمئن شويد که مشکل تنفسي ندارد .
۶. در اولين وقت مصدوم را به بيمارستان برسانيد .
- سوختگي هاي شيميايي :
۱. لباس را از نزديک و يا روي محل سوختگي دور نگهداريد . هرگز لباسها را از سر مصدوم بالا نکشيد بلکه لباسها را بريده و از مصدوم جدا کنيد .
۲. ناحيه صدمه ديده را با آب تقريباً سرد شستشو دهيد حداقل به مدت ۲۰ دقيقه
۳. از يک پوشش تميز روي ناحيه صدمه ديده استفاده کنيد .
به توصيه هاي پزشکي توجه کرده و هر چه زودتر به پزشک مراجعه کنيد .
درمان سوختگي
قبل از درمان سوختگي بايد جهت جلوگيري از بدتر شدن وضعيت ، عامل ايجاد کننده سوختگي را حذف و يا دور کرد . بعنوان مثال آتش را خاموش کرد .
لباس فرد را در صورت امکان سريعاً در آورد ( مگر مواقعي که لباس به پوست چسبيده باشد )
مراقبت خانگي در واقع تميز نگاه داشتن زخم ، جهت پيشگيري از عفونت است .
در خيلي از بيماران براي حداقل چند روز داروهاي مسکن لازم است روي سطح سوخته را مي توان با باندهاي نچسب و يا گاز استريل پوشاند .
باندي که روي سطح سوخته قرار مي گيرد براحتي با يکبار قرار گرفتن در آب جدا مي شود .
در بعضي مواقع براي برخورداري از مراقبتهاي کاملتر و بهتر ، نياز است که شخص در بيمارستان بستري شود .
در سوختگي هايي که شخص از فعاليتهاي عادي و روزمره اش ناتوان مي شود نظير راه رفتن و يا خوردن حتماً بايد در بيمارستان يا مرکز درماني بستري شود .
در سوختگي هاي عميق درجه ۲ ، درجه ۳ ، سوختگي در کودکان ، سالمندان و نيز سوختگي در دستها ، پاها و ناحيه تناسلي معمولاً بهترين اقدام مراجعه به مرکر درماني مي باشد .
درجه بندي سوختگي ها :
۱- سوختگي هاي کوچک سطحي : در اين سوختگي ها جهت پيشگيري از عفونت ، تميز نگه داشتن موضع خيلي مهم است . اگر آلودگي به عمق نفوذ کرده باشد پزشک با تزريق يک داروي بيحسي موضع را را با تراشيدن تميز مي کند .
۲- سوختگي هاي کوچک عمقي :
اين نوع سوختگي ها احتمالاً نياز به ارزيابي در بيمارستان داشته و يا در مطب پزشک ، روزي چند بار حداقل در چند روز اول مورد معاينه قرار گيرند .
در اين سوختگي ها ( درجه ۲ ) شايد نياز به پيوند پوست باشد .
بيشتر پيوندهاي پوست جايگزين پوست آسيب ديده مي شوند اما بعضي ديگر از پيوندها د رواقع اثر موقتي پوشاننده و حمايتي پوست را دارند و پوست آسيب ديده خودش ترميم مي شود .
در جريان پيوند پوست ، قسمتي از پوست سالم از ناحيه غيرسوخته در خود شخص ( اتوگرافت ) يا از پوست شخص ديگري ( آلوگرافت ) و يا از موجودات ديگر . پوست خوک بسيار شبيه پوست انسان است .
پيوند پوستي طي عمل جراحي و بعد از اينکه بافتهاي مرده بطور کامل تخليه شدند و از تميزي پوست اطمينان حاصل شد انجام مي شود .
اخيراً پوست مصنوعي ساخته شده که براحتي جايگزين پوست سوخته مي شود .
۳- سوختگي هاي شديد :
اين سوختگي ها زندگي را به خطر مي اندازند و نياز به اقدامات درماني فوري دارند . تميز نگاه داشتن ناحيه حياتي است زيرا پوست آسيب ديده بسرعت عفوني مي شود .
اين نوع سوختگي ها نياز به مدت زمان طولاني براي بهبود دارند حتي گاهي سالها زمان لازم است اين سوختگي ها منجر به بدشکلي در افراد شده و خيلي ها را افسرده مي کند .
امروزه بافتهاي سوخته با روشهاي بيولوژيکي و جديد براحتي درمان مي شوند و اسکارها و نواقص برطرف مي شوند.
سوختگي هاي الکتريکي
عبور جريان برق از بدن احتمالاً باعث ايجاد جراحتهاي وخيم و حتي مرگ آور مي شود . جريان برق ممکن است از يک منبع توليد برق با ولتاژ پايين ( وسايل الکتريکي خانگي ) يا ولتاژ بالا ( بيش از ۱۰۰۰ ولت - معمولاً در کارخانه ها يا در خيابان ) و يا احتمالاً از صاعقه ( برق زدگي )باشد . وقتي جريان برق از نقطه اي وارد بدن مي شود از محل ديگر که در آن بدن با زمين تماس دارد خارج مي شود . نقاط ورود و خروج جريان برق از بدن آسيب مي بيند و آسيب اين نقاط به صورت حفره اي شبيه به محل ورود گلوله به چشم مي خورد . به غير از محل ورود و خروج جريان برق ،بافتهايي که در مسير اين دو نقطه قرار دارند نيز تحت تأثير جريان برق و حرارت توليد شده تخريب مي شوند به طوري که هرچه ولتاژ برقي که وارد بدن مي شود بيشتر باشد ، سوختگي ايجاد شده عميق تر و جراحتهاي باقي مانده وخيم تر خواهند بود . علاوه بر اين ، جريان الکتريکي ضمن عبور از بدن در اعصاب ( محيطي و مرکزي ) ، ماهيچه ها و قلب تغييرات شيميايي قابل توجهي ايجاد مي کند و باعث اختلال در واکنش هاي بدن شده و يا به طور کلي باعث توقف آنها مي شود ، در بسياري از موارد اگر چه سوختگي خارجي ( محل ورود و خروج جريان برق ) به طور فريبنده اي کوچک است اما اين مقدار کوچک نبايد پوششي بر آسيب هاي وخيم تر عمقي باشد و ما را به اشتباه بياندازد .
ابزار و سيمهاي برق با ولتاژ پايين که در خانه يا محل کار يافت مي شوند مي توانند باعث برق گرفتگي بشوند . اکثر سيمها و ابزار الکتريکي توسط روکش هاي عايق پوشانده شده اند تا انسان تماس مستقيم با برق نداشته باشد . بسياري از برق گرفتگي ها ناشي از خراب بودن کليدها ، سائيده شدن روکش سيمها يا خرابي خود وسيله الکتريکي است . کودکان بيشتر در معرض خطر برق گرفتگي قرار دارند چرا که دوست دارند با کليدها ، سيمها و يا پريزها بازي کنند .
آب يک هادي خوب جريان برق است لذا تماس با وسايل الکتريکي با دست خيس يا زماني که زير پاها خيس است ، خطر برق گرفتگي را افزايش مي دهد .
صاعقه يک منبع طبيعي توليد الکتريسيته ( جريان مستقيم با سرعت و ولتاژ فوق العاده زياد ) است که به طور عادي براي رساندن خود به زمين از نزديکترين زائده بلندي که در آن حوالي وجود دارد استفاده مي کند و اگر شخصي در تماس با ، يا حتي نزديکي به يک زائده طبيعي مانند درخت ، برج يا دکل باشد صدمه شديدي خواهد ديد . الکتريسيته توليد شده به وسيله برق آسمان عمرش فوق العاده کوتاه است اما مي تواند موجب مرگ آني ( به علت ايست قلبي - تنفسي ) يا حداقل سبب به آتش کشيدن لباس شخص شود ( اما صدمات بافتهاي عمقي به نسبت سبکتر است ) . بنابراين در زمان رعد و برق بايد به سرعت از محلهاي خطرناک دور شد .
عوارض تهديد کننده جان مصدوم در صدمات الکتريکي
با ورود جريان برق به بدن در اثر انقباضهاي الکتريکي سفت ( کزازي شکل ) عضلات تنفسي يا آسيب مراکز تنفسي در مغز ( در بصل النخاع ) ايست تنفسي عارض مي شود و پس از مدتي قلب نيز از حرکت مي ايستد . البته اگر جريان برق از خود قلب نيز عبور کرده باشد با ايجاد انقباضات کرمي شکل و غيرمؤثرو اسپاسموديک در بطن ( فيبريلاسيون بطني ) ايست قلبي اوليه خواهيم داشت . پس از ايست قلبي - تنفسي اگر در عرض ۴ تا ۶ دقيقه عمليات احياء شروع نشود مرگ قطعي و حتمي خواهد بود . اما قبل از شروع عمليات احياء ابتدا بايد تماس مصدوم را با جريان برق از بين ببريم .
قطع جريان کم ولتاژ
معقولترين کار قطع کليد کنتور است . اگر دسترسي سريع به فيوز امکان پذير نبود دو شاخه را از پريز بيرون بياوريد يا سيم روکش دار را بکشيد تا از پريز خارج شود و مطمئن شويد که خود در يک محل بي خطر و سالم قرار گرفته ايد . اگر نتوانستيد جريان برق را به اين ترتيب قطع کنيد روي يک ماده عايق خشک مثل روزنامه يا يک تخته چوبي يا لاستيک بايستيد و با يک وسيله چوبي بلند ( مثل جارو ) منبع برق را از مصدوم دور کنيد . يا اينکه يک طناب را به دور رانها يا دست مصدوم بياندازيد و او را به سمت خود بکشيد تا از منبع دور شود .
توجه : از به کار بردن وسايل فلزي يا مرطوب يا از تماس با بدن لخت مصدوم کاملاً خودداري کنيد . اگر هيچ راهي وجود نداشت گوشه لباس مصدوم را که خشک است بگيريد و او را بکشيد .
برق گرفتگي با جريانهاي پر ولتاژ
در مواردي که با برق گرفتگي ولتاژ بالا روبرو هستيد به هيچ عنوان به مصدوم نزديک نشويد مگر اينکه از طرف پليس يا شخص مسئولي به شما اطمينان داده شود که مي توانيد به مصدوم نزديک شويد . تماس با برق هاي پرولتاژ در خطوط فشارقوي هوايي معمولاً سبب مرگ آني مي شود .
در چنين مواردي ضمن ايجاد سوختگي هاي شديد ، در اثر نيروي ناشي از اسپاسم ناگهاني ماهيچه اي ، مصدوم به مساحتي دورتر از محل تماس پرت مي شود . اگر مصدوم همچنان در تماس با برق مانده بود يا اينکه کمتر از ۱۸ متر از خطوط فشار قوي فاصله داشت هرگز کوشش نکنيد که او را نجات دهيد ، حتي به او نزديک هم نشويد تا اينکه برق به وسيله مسئولين قطع شود چرا که برق فشار قوي حالت قوسي داشته و مي تواند مسافتهاي دور را نيز تحت تأثير قرار دهد در اين موارد مواد عايق ، مانند چوب خشک يا لباس خشک به هيچ وجه حفاظتي براي شما ايجاد نخواهد کرد .
بلافاصله به پليس خبر دهيد و اجازه ندهيد کسي به مصدوم نزديک شود و زماني کمک هاي اوليه را شروع کنيد که از طرف مسئولين يا مراجع رسمي به شما اطلاع داده شود که برق قطع شده است .
ارزيابي مصدومين برق گرفتگي
شکايات وعلائم
مصدومي که دچار برق گرفتگي مي شود ممکن است يکي يا تمام شکايات و علائم زير را داشته باشد :
سوختگي هاي محل ورود و خروج جريان برق از بدن
قطع راههاي عصبي که به صورت فلج اندام تظاهر مي کند .
درد و حساس شدن ماهيچه ها
افزايش فشار خون يا کاهش فشار خون همراه با علايم و شکايات ناشي از شوک
مشکل شدن تنفس يا ايست تنفسي ( ممکن است زبان ورم کند و راه هوايي را مسدود نمايد)
ضربانات نامنظم قلب يا ايست قلبي.
بي قراري و تحريک پذيري ، اگر مصدوم هوشيار است .
بيهوش شدن .
اختلالات بينايي .
شکستگي استخوانها ( از جمله ستون مهره ها ) و دررفتگي مفاصل به علت انقباضات شديد عضلات يا پرت شدن .
تشنج ( در موارد شديد )
مراقبت از مصدوم
مراحل مراقبتهاي اورژانس
مطمئن شويد که خود و مصدوم در يک منطقه بي خطر قرار داريد .
براي مصدوم يک راه هوايي مطمئن برقرار کنيد و اگر لازم است ( در موارد ايست قلبي - تنفسي ) عمليات احياي قلبي - تنفسي مقدماتي را شروع کنيد .
در صورت وجود ضايعات نخاعي و ستون فقرات ، آسيب هاي سر و شکستگي شديد ، مراقبتهاي اوليه مربوط به آنها را انجام دهيد .
سوختگي هاي الکتريکي را ارزيابي کنيد . در جستجوي حداقل دو محل سوختگي خارج باشيد : يکي محل تماس با منبع انرژي الکتريکي و ديگري محل تماس با زمين .
محل هاي سوختگي را سرد کنيد .
بر روي مناطق سوخته پانسمان استريل خشک قرار دهيد .
مراقب شوک باشيد . آن را درمان کرده و اکسيژن با غلظت بالا تجويز کنيد .
مصدوم را هر چه زودتر منتقل کنيد . بعضي از عوارض سوختگي ( مثل تورم راههاي هوايي و در نتيجه خفگي ، نارسايي کليه ، اختلالات قلبي و شوک ) شروع تدريجي دارند . بنابراين بايد مصدوم را سريعاً به مرکز مجهز منتقل کرد و او را تحت نظر قرار داد .
توجه : آسيب هاي الکتريکي سبب تخريب وسيع عضلات شده ، که اين باعث آزاد شدن مواد سمي ( مثل ميوگلوبين ) به داخل خون مي شود . اين مواد از راه خون به کليه ها رسيده و در ادرار ترشح مي شوند و رنگ آن را قرمز مي کنند و از طرفي با رسوب در کليه ها سبب نارسايي کليه خواهند شد .
بنابراين براي جلوگيري از اين عارضه به مصدومين برق گرفتگي که ادرار قرمز دفع مي کنند بايد حجم زيادي از مايعات داخل وريدي ( ترجيحاً حاوي بي کربنات سديم ) تزريق کرد تا با شسته شدن کليه ها ، آسيب کليوي تقليل يابد .
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
باز نگه داشتن راه تنفسي در مصدوم
انسداد راه تنفسی بیماران
سیستم تنفسی اکسیژن هوا را طی دم گرفته و وارد خون می نماید سپس خوا این اکسیژن را به سلولهای بدن میرساند سیستم تنفسی به مجاری فوقانی وتحتانی تقسیم می شود.
مجاری هوایی فوقانی شامل:
دهان وبینی حلق اپی گلوت(به صورت دریچه ای عمل می کند که هنگام بلع آب وغذا نای را می بندد) حنجره مجاری هوایی تحتانی تراشه که تحت عنوان نای شناخته می شود برونش ها وبرونشیولها ریه ها ریه ا توسط دو لایه بنام پرده جنب احاطه می شوند در صورت سوراخ شدن این پرده ها درجریان صدمان وارده به قفسه سینه هوا وارد فضای پلور شده وباعث روی هم خوابیدن ریه ا شده و تنگی نفس بسیار شدید برای بیمار ایجاد می کند .
دیافراگم:
عضله ایست که حفره قفسه سینه را از حفره شکمی جدا می سازد وعضله اصلی درگیر در تنفس است در اپر ضربه به دیافراگم در جریان تصادفات یا سایر موارد بیمار دچار نشانه های تنگی نفس شدید می شود .
مکانسیم تنفس:
دم بازدم طی فرایند دم دیافراگم وعضات بین دنده ای منقبض می شوند بدنبال آن هوا از طریق بینی ودهان به درون ریه ها کشیده می شود بازدم: طی بازدم دیافراگم وعضلات بین دنده ای شل می شوند وباعث خروج هوا از ریه ها می شود
هیپوکسی:
در واقع توزیع ناکافی اکسیژن به سلولهاست ودر اپر علل متفاوتی از جمله انسداد راه هوایی تنفس ناکافی-استنشاق گازهای سمی مسمومیت با بعضی داروها مانند مرفین وسکته مغزی –و صدمات قفسه سینه اتفاق می افتد نشانه های هیپوکسی خفیف تا متوسط تاکی پنه(افزایشسرعت تنفس) دیس پنه( تنگی نفس) پوست رنگ پریده وسرد تاکی کاردیا(افزایشضربان قلب) هایپر تانسیون( افزایش فشار خون) بیقراری عدم آگاهی به زمان و مکان سردرد سیانوز یا رنگ خاکستری مایل به آبی نشانه دیررس هیپوکسی است وممکن است در چند ناحیه بدن اتفاق بیفتد سیانوز عمدتا در اطراف لب ودهان واطراف بینی- در بستر ناخنها در ملتحمه(ناحیه قرمز رنگ بین کره چشم و پلکها )- مخاط دهان( بین لبها ولثه و روی زبان) دیده می شود .
در بیماران سیاه پوست بستر ناخنها بیشتر رنگ پریده می شودتا سیانوتیک در بیماران سیاه پوست حتما مخاط دهان یا ملتهمه را از نظر سیانوز بررسی کنید.
ارزیابی هوایی باز بودن راه هوایی برای تنفس و اکسیژناسیون کافی ضرورت دارد لذا ارزیابی راه هوایی یکی از نخستین اجزاء ارزیابی اولیه بیمار است سطح هوشیاری بله بیمار با وضعیت راه هوایی او تطابق خوبی دارد راه هوایی بیماری که هوشیار وپاسخگوست وبا صدای طبیعی با شما صحبت می کند باز است .
بیماری که دچار کاهش سطح هوشیاری است یا دچار عدم چاسخگویی کامل است معمولا نمی تواند راه هوایی خود را حفظ نماید ودر معرض انسداد یا بسته شدن راه هوایی قرار دارد زبان شل شده به عقب بر می گردد و حلق را می بندد همچنین ممکن است راه هوایی بر اپر صدماتی چون سوختگی وتروما به بافت نرم صورت ومجاری هوایی فوقانی دچار انسداد گردد .
صداهای ذیل صداهایی هستند که انسداد راه هوایی را نشان میدهند:
خر خر کردن قار قار کردن(شبیه صدای قار قار کلاغ) استریدور یک صدای خشن وپر طنین که طی دم شنیده می شود و مشخصه انسداد شدید مجاری هوایی فوقانی به دلیل ادم حنجره است .
باز کردن دهان:
باز کردن دهان بیماری که دچار عدم پاسخگویی یا کاهش سطح هوشیاری شده برای لرزیابی راه هوایی ضروریست این کار با تکنیک انگشت متقاطع انجام می شود پ بالا وپشت سر بیمار زانو بزنید
۲- انگشت شست واشاره یک دست را به حالت متقاطع روی هم قرار دهید
۳- انگشت شست را روی دندان های پیشین تحتانی وانگشت اشاره را روی دندانهای پیشین فوقانی قرار دهید
۴- برای باز کردن دهان از حرکت قیچی ماننداین دو انگشت استفاده نمایید درون دهان را از نظر وجود استفراغ ـخون –ترشحات دندان شکسته یا اجسام خارجی که می تونانند باعث انسداد راه هوایی شوند مشاهده نمایید.
هر گونه ماده خارجی را از دهان ساکشن نمایید اگر ابزار ساکشن در دسترس نباشد بیمار را به پهلوبچرخانید ( اینکار را تنها در صورتی انجام دهید که هیپگونه شکی به وجود آسیب ستون مهره ها نداشته باشید ) و مایعات را با استفاده از انگشت اشاره و میانی که درون یک پارچه یا گاز پیپیده شده اند خارج نمایید.
اگر می توانید اجسام خارجی مانند غذا دندان شکسته یا دندان مصنوعی را مشاهده کنید دهان را با انگشت اشاره جارو کنید و این مواد را خارج کنید اینکار رابه سرعت انجام دهید بسیار مواظب باشید زیرا ممکن است بیمار دستان شما را گاز بگیرد - عق بزند یا استفراغ نماید
باز کردن راه هوایی با استفاده از مانور سر عقب چانه بالا و مانور باز کردن فک با فشار بطور دستی مانور سر عقب چانه بالا HEAD-TILT-CHIN-LIFT این مانور در افرادیکه مشکوک به آسیب ستون مهره ها نیستیم استفاده می شود.
روش انجام مانور
۱- یک دست خود را روی پیشانی بیمار قرار داده و فشار محکم وبه سمت عقب با کف دست به آن وارد نموده و سر را به عقب بکشید نوک انگشتان دست دیگر را زیر قسمت استخوانی فک تحتانی قراردهید
۲- چانه را جلو بیاورید و ضمن حمایت فک سررا تا حد امکان به عقب بکشید بافت نرم زیر چانه را فشار ندهید زیرا می توناد باعث انسداد راه هوایی شود
۳- فشار روی پیشانی بیمار با دست دیگر را ادامه دهید تا سربه عقب نگه داشته شود
۴- چانه را بالا بکشید تا دندانها نزدیک بهم قرار گیرند
۵- اگر بیمار دندان مصنوعی دارد باقی گذاشتن آنها در جای خود احتمال ایجاد انسداد با لبها را کاهش میدهد اگر قادر به مدیریت دندانها نباشیم آنها را خارج می کنیم .
مانور سر به عقب چانه بالا در کودکان وشیر خواران روش انجام مشابه بزرگسالان است با این تفاوت که در شیر خواران سر باید بطور آرامتر به عقب برده شود به دلیل بزرگ بودن سر گاه لازمست که برای باز نگه داشتن راه هوایی بالشی را پشت شانههای بیمار بگذاریم و تنها از انگشت اشاره یه دست برای بلند کردن چانه وفک استفاده می گردد و مراقب باشید تا بافت نرم زیر چانه را نفشارید زیرا باعث انسداد راه هوایی می شود .
مانور باز کردن فک با فشار JAW-THRUST MANEUVER
در صورت شک به آسیب ستون مهره ها سروگردن باید در وضعیت خنثی قرار داده شود و در این وضعیت و در خط وسط حفظ گردند
اینکار بدان معنی است که سر به پهاو نچرخیده به جلو یا عقب خم نشود در این بیماران از مانور بازکردن فک با فشار استفاده می شود مراحل انجا مانور بالای سر بیمار زانو بزنید ارنجهای خود را بر روی سطحی که بیمار روی آن دراز کشیده قرار دهید و دستان خود را در دو طرف سر بیمار بگذارید
۲-زوایای فک تحتانی بیمار در هردو طرف را مشت کنید با هردو دست فک را به جلو بکشید اینکار زبان را به جلو حرکت داده واز راه هوایی دور می زکند در صورت عدم شک به وجود صدمه ستون مهره ها می توان سر را به عقب کشید
۳-درصورت بسته بودن لب ها با انگشت شست خود لب تحتانی را به عقب بکشید کنترل راه هوایی وتهویه اولین وحیاتی ترین اقدام در ارزیابی اولیه هر بیماری است که با او روبرو می شوید انسداد راه هوایی تهدیدی فوری برای حیات بیمار و یک اورژانس واقعی است.
علل انسداد راه هوایی عبارتند از:
زبان اجسام خارجی تروما اسپاسم وادم حنجره آسپیراسیون زبان شایهترین علت انسداد راه هوایی است اجسام خارجی: قطعات بزرگ غذا که بخوبی جویده نشده اند با گیر کردن در قسمت تحتانی حلق می توانند باعث انسداد راه هوایی فوقانی شوند.
تروما:
در تروما بویژه زمانی که بیمار هونشیار نیست دندان شل شده استخوانهای شکسته صورت و بافتهای متورم یا کنده شده ممکن است راه هوایی را مسدود کنند اسپاسم وادم حنجره می تواند
بعلت تروما- آنافیلاکسی التهاب اپی گلوت واستنشاق هوای بسیار داغ دود یا مواد سمی است
آسپیراسیون:
مواد استفراغی شایعترین مواد آسپیره شده هستند
علائم ونشانه های انسداد راه هوایی :
- گرفتن گردن با دست
- عدم وجود صداهای تنفسی یل تنفس پر سر وصدا
- عدم توانایی صحبت یا سرفه
- بیقراری نگرانی وگیجی پیشرونده
- سیانوز و عدم پاسخ گویی
- اقدامات اورژانس برای رفع انسداد کامل:
- استفاد ه از مانور هیم لیخ می باشد
- اگر بیمار ایستاده یا نشسته پشت سر او ایستاده ودستان خود را دور کمر او حلقه کنید آرنج شما باید خارج و دور از دنده ها باشد
- با یک دست دست دیگر را مشت نموده و انگشت شست را در خط میانی شکم کمی بالای ناف در فاصله خوبی از زائده گزیفوئئد بگذارید
- انگشت شست باید به طرف شکم بیمار باشد
- مشت خود را با فشار محکم به سمت درون و بالای شکم بیمار بزنید تا ۵ با ر اینکار را تکرار کنید هر فشار باید مجزا وجداگانه اعمال شود
انسداد راه تنفسی بیماران
سیستم تنفسی اکسیژن هوا را طی دم گرفته و وارد خون می نماید سپس خوا این اکسیژن را به سلولهای بدن میرساند سیستم تنفسی به مجاری فوقانی وتحتانی تقسیم می شود.
مجاری هوایی فوقانی شامل:
دهان وبینی حلق اپی گلوت(به صورت دریچه ای عمل می کند که هنگام بلع آب وغذا نای را می بندد) حنجره مجاری هوایی تحتانی تراشه که تحت عنوان نای شناخته می شود برونش ها وبرونشیولها ریه ها ریه ا توسط دو لایه بنام پرده جنب احاطه می شوند در صورت سوراخ شدن این پرده ها درجریان صدمان وارده به قفسه سینه هوا وارد فضای پلور شده وباعث روی هم خوابیدن ریه ا شده و تنگی نفس بسیار شدید برای بیمار ایجاد می کند .
دیافراگم:
عضله ایست که حفره قفسه سینه را از حفره شکمی جدا می سازد وعضله اصلی درگیر در تنفس است در اپر ضربه به دیافراگم در جریان تصادفات یا سایر موارد بیمار دچار نشانه های تنگی نفس شدید می شود .
مکانسیم تنفس:
دم بازدم طی فرایند دم دیافراگم وعضات بین دنده ای منقبض می شوند بدنبال آن هوا از طریق بینی ودهان به درون ریه ها کشیده می شود بازدم: طی بازدم دیافراگم وعضلات بین دنده ای شل می شوند وباعث خروج هوا از ریه ها می شود
هیپوکسی:
در واقع توزیع ناکافی اکسیژن به سلولهاست ودر اپر علل متفاوتی از جمله انسداد راه هوایی تنفس ناکافی-استنشاق گازهای سمی مسمومیت با بعضی داروها مانند مرفین وسکته مغزی –و صدمات قفسه سینه اتفاق می افتد نشانه های هیپوکسی خفیف تا متوسط تاکی پنه(افزایشسرعت تنفس) دیس پنه( تنگی نفس) پوست رنگ پریده وسرد تاکی کاردیا(افزایشضربان قلب) هایپر تانسیون( افزایش فشار خون) بیقراری عدم آگاهی به زمان و مکان سردرد سیانوز یا رنگ خاکستری مایل به آبی نشانه دیررس هیپوکسی است وممکن است در چند ناحیه بدن اتفاق بیفتد سیانوز عمدتا در اطراف لب ودهان واطراف بینی- در بستر ناخنها در ملتحمه(ناحیه قرمز رنگ بین کره چشم و پلکها )- مخاط دهان( بین لبها ولثه و روی زبان) دیده می شود .
در بیماران سیاه پوست بستر ناخنها بیشتر رنگ پریده می شودتا سیانوتیک در بیماران سیاه پوست حتما مخاط دهان یا ملتهمه را از نظر سیانوز بررسی کنید.
ارزیابی هوایی باز بودن راه هوایی برای تنفس و اکسیژناسیون کافی ضرورت دارد لذا ارزیابی راه هوایی یکی از نخستین اجزاء ارزیابی اولیه بیمار است سطح هوشیاری بله بیمار با وضعیت راه هوایی او تطابق خوبی دارد راه هوایی بیماری که هوشیار وپاسخگوست وبا صدای طبیعی با شما صحبت می کند باز است .
بیماری که دچار کاهش سطح هوشیاری است یا دچار عدم چاسخگویی کامل است معمولا نمی تواند راه هوایی خود را حفظ نماید ودر معرض انسداد یا بسته شدن راه هوایی قرار دارد زبان شل شده به عقب بر می گردد و حلق را می بندد همچنین ممکن است راه هوایی بر اپر صدماتی چون سوختگی وتروما به بافت نرم صورت ومجاری هوایی فوقانی دچار انسداد گردد .
صداهای ذیل صداهایی هستند که انسداد راه هوایی را نشان میدهند:
خر خر کردن قار قار کردن(شبیه صدای قار قار کلاغ) استریدور یک صدای خشن وپر طنین که طی دم شنیده می شود و مشخصه انسداد شدید مجاری هوایی فوقانی به دلیل ادم حنجره است .
باز کردن دهان:
باز کردن دهان بیماری که دچار عدم پاسخگویی یا کاهش سطح هوشیاری شده برای لرزیابی راه هوایی ضروریست این کار با تکنیک انگشت متقاطع انجام می شود پ بالا وپشت سر بیمار زانو بزنید
۲- انگشت شست واشاره یک دست را به حالت متقاطع روی هم قرار دهید
۳- انگشت شست را روی دندان های پیشین تحتانی وانگشت اشاره را روی دندانهای پیشین فوقانی قرار دهید
۴- برای باز کردن دهان از حرکت قیچی ماننداین دو انگشت استفاده نمایید درون دهان را از نظر وجود استفراغ ـخون –ترشحات دندان شکسته یا اجسام خارجی که می تونانند باعث انسداد راه هوایی شوند مشاهده نمایید.
هر گونه ماده خارجی را از دهان ساکشن نمایید اگر ابزار ساکشن در دسترس نباشد بیمار را به پهلوبچرخانید ( اینکار را تنها در صورتی انجام دهید که هیپگونه شکی به وجود آسیب ستون مهره ها نداشته باشید ) و مایعات را با استفاده از انگشت اشاره و میانی که درون یک پارچه یا گاز پیپیده شده اند خارج نمایید.
اگر می توانید اجسام خارجی مانند غذا دندان شکسته یا دندان مصنوعی را مشاهده کنید دهان را با انگشت اشاره جارو کنید و این مواد را خارج کنید اینکار رابه سرعت انجام دهید بسیار مواظب باشید زیرا ممکن است بیمار دستان شما را گاز بگیرد - عق بزند یا استفراغ نماید
باز کردن راه هوایی با استفاده از مانور سر عقب چانه بالا و مانور باز کردن فک با فشار بطور دستی مانور سر عقب چانه بالا HEAD-TILT-CHIN-LIFT این مانور در افرادیکه مشکوک به آسیب ستون مهره ها نیستیم استفاده می شود.
روش انجام مانور
۱- یک دست خود را روی پیشانی بیمار قرار داده و فشار محکم وبه سمت عقب با کف دست به آن وارد نموده و سر را به عقب بکشید نوک انگشتان دست دیگر را زیر قسمت استخوانی فک تحتانی قراردهید
۲- چانه را جلو بیاورید و ضمن حمایت فک سررا تا حد امکان به عقب بکشید بافت نرم زیر چانه را فشار ندهید زیرا می توناد باعث انسداد راه هوایی شود
۳- فشار روی پیشانی بیمار با دست دیگر را ادامه دهید تا سربه عقب نگه داشته شود
۴- چانه را بالا بکشید تا دندانها نزدیک بهم قرار گیرند
۵- اگر بیمار دندان مصنوعی دارد باقی گذاشتن آنها در جای خود احتمال ایجاد انسداد با لبها را کاهش میدهد اگر قادر به مدیریت دندانها نباشیم آنها را خارج می کنیم .
مانور سر به عقب چانه بالا در کودکان وشیر خواران روش انجام مشابه بزرگسالان است با این تفاوت که در شیر خواران سر باید بطور آرامتر به عقب برده شود به دلیل بزرگ بودن سر گاه لازمست که برای باز نگه داشتن راه هوایی بالشی را پشت شانههای بیمار بگذاریم و تنها از انگشت اشاره یه دست برای بلند کردن چانه وفک استفاده می گردد و مراقب باشید تا بافت نرم زیر چانه را نفشارید زیرا باعث انسداد راه هوایی می شود .
مانور باز کردن فک با فشار JAW-THRUST MANEUVER
در صورت شک به آسیب ستون مهره ها سروگردن باید در وضعیت خنثی قرار داده شود و در این وضعیت و در خط وسط حفظ گردند
اینکار بدان معنی است که سر به پهاو نچرخیده به جلو یا عقب خم نشود در این بیماران از مانور بازکردن فک با فشار استفاده می شود مراحل انجا مانور بالای سر بیمار زانو بزنید ارنجهای خود را بر روی سطحی که بیمار روی آن دراز کشیده قرار دهید و دستان خود را در دو طرف سر بیمار بگذارید
۲-زوایای فک تحتانی بیمار در هردو طرف را مشت کنید با هردو دست فک را به جلو بکشید اینکار زبان را به جلو حرکت داده واز راه هوایی دور می زکند در صورت عدم شک به وجود صدمه ستون مهره ها می توان سر را به عقب کشید
۳-درصورت بسته بودن لب ها با انگشت شست خود لب تحتانی را به عقب بکشید کنترل راه هوایی وتهویه اولین وحیاتی ترین اقدام در ارزیابی اولیه هر بیماری است که با او روبرو می شوید انسداد راه هوایی تهدیدی فوری برای حیات بیمار و یک اورژانس واقعی است.
علل انسداد راه هوایی عبارتند از:
زبان اجسام خارجی تروما اسپاسم وادم حنجره آسپیراسیون زبان شایهترین علت انسداد راه هوایی است اجسام خارجی: قطعات بزرگ غذا که بخوبی جویده نشده اند با گیر کردن در قسمت تحتانی حلق می توانند باعث انسداد راه هوایی فوقانی شوند.
تروما:
در تروما بویژه زمانی که بیمار هونشیار نیست دندان شل شده استخوانهای شکسته صورت و بافتهای متورم یا کنده شده ممکن است راه هوایی را مسدود کنند اسپاسم وادم حنجره می تواند
بعلت تروما- آنافیلاکسی التهاب اپی گلوت واستنشاق هوای بسیار داغ دود یا مواد سمی است
آسپیراسیون:
مواد استفراغی شایعترین مواد آسپیره شده هستند
علائم ونشانه های انسداد راه هوایی :
- گرفتن گردن با دست
- عدم وجود صداهای تنفسی یل تنفس پر سر وصدا
- عدم توانایی صحبت یا سرفه
- بیقراری نگرانی وگیجی پیشرونده
- سیانوز و عدم پاسخ گویی
- اقدامات اورژانس برای رفع انسداد کامل:
- استفاد ه از مانور هیم لیخ می باشد
- اگر بیمار ایستاده یا نشسته پشت سر او ایستاده ودستان خود را دور کمر او حلقه کنید آرنج شما باید خارج و دور از دنده ها باشد
- با یک دست دست دیگر را مشت نموده و انگشت شست را در خط میانی شکم کمی بالای ناف در فاصله خوبی از زائده گزیفوئئد بگذارید
- انگشت شست باید به طرف شکم بیمار باشد
- مشت خود را با فشار محکم به سمت درون و بالای شکم بیمار بزنید تا ۵ با ر اینکار را تکرار کنید هر فشار باید مجزا وجداگانه اعمال شود
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مراقبت های اولیه در هنگام بروز حوادث
حوادثي نظيرمسموميت ، سقوط از بلندي ، خونريزي و نظاير آن ، ممكن است براي هر كس و در هر جا اتفاق بيفتد . درچنين مواقعي هميشه به عنوان اولين عكس العمل براي نجات جان مصدوم ، بايد به نزديكترين سرويس خدماتي اورژانس ، اعم از بيمارستان و يا آتش نشاني ، تلفن كرد .
اما تا رسيدن كمك ، مراقبتهاي اوليه صحيح از شخص آسيب ديده ، بدون توجه به ميزان سبكي يا سنگيني ظاهري جراحات ، ضروري است و مي تواند در بهبود سريعتر آسيبهاي وارده و حتي در مرگ و زندگي مصدوم بسيار موثر باشد .
آيا مي دانيد كه اگر كسي مثلا دچار سوختگي شود ويا از پله ها بيفتد ، تا رسيدن پزشك ، چه كمكهايي مي توانيد به او بكنيد ؟ و چه كارهايي نبايد بكنيد تا صدمات بيشتري به قرباني وارد نيايد؟
در اين جا به شمردن برخي از عمومي ترين حوادثي كه ممكن است در خانه يا در كارگاه و يا هر محل ديگر رخ دهد ، شما را با مراقبتهاي اوليه لازمي كه بايد از مصدوم هرحادثه به عمل آيد آشنا مي سازم و اميدوارم از اين حوادث براي هيچ كس اتفاق نيفتد .
سوختگي
انواع سوختگي ناشي از آتش سوزي ، برق گرفتگي ، و يا ريختن آب جوش كه مي تواند يكي از آسيبهاي خطرناك و مرگ آفرين به شمار آيد . علت سوختگي هرچه باشد بدون توجه به ميزان آن مراقبت فوري و صحيح از فرد آسيب ديده مي تواند در درمانهاي بعدي و ترميم محل سوختگي بسيار مفيد و موثر باشد .
تحت هيچ شرايطي نبايد بر روي محل سوختگي كره يا مواد روغني نفتي و يا هر روغن چرب كننده ديگر ماليده شود . درد و سوزش ناشي از سوختگي را مي توان با فرو بردن محل سوخته شده در آب خنك ، نه آب يخ ، كاهش داد .
قبل از انجام هر كاري ، بايد هر گونه پوشش و لباس و يا جواهر و زينت آلات را از محل سوختگي برداشت يا خارج كرد « به علت متورم شدن احتمالي محل سوختگي » . اگر سوختگي در اثر برق گرفتگي رخ داده باشد ، نبايد امكان شكستگي استخوانها و مراقبهاي ويژه آن را نيز از نظر دور داشت .
اگر سوختگي به علت تماس بدن با اسيد يا ساير مواد شيميايي سوزنده باشد ، بايد بر روي محل سوخته شده با فشار آب تميز ريخته شود. از ديگر عوامل سوختگي در منازل ريختن آب جوش و آفتاب زدگي را ميتوان نام برد .
بطور كلي هيچگاه تاولهايي را كه در محل سوختگي پديد مي آيد ، نتركانيد . همچنين لزومي به پانسمان سوختگي هاي كوچك و كم اهميت وجود ندارد . در سوختگي هاي شديدتر از درجه ۲تا ۳ و زخمهاي باز ناشي از سوختن ، محل آسيب ديده را با پارچه تميز و حتي الامكان با نوار زخم بندي ضخيم ضد عفوني شده بپوشانيد . اين كار موجب كاهش از دست دادن مايعات بدن مي شود . به علاوه ، از رسيدن آلودگي به محل زخم و عفونت احتمالي آن جلوگيري مي كند.
مسموميت
مسموميت ، يكي ديگر از خطرات و حوادث مهمي است كه در خانه مخصوصا براي بچه ها رخ مي دهد . مسموميت هاي خانگي در اثر عوامل مختلفي بروز ميكند ، از مصرف داروهاي عوضي گرفته تا انواع مواد پاك كننده مثل محلول آمونياك و سفيد كننده ها .
اغلب مايعات قابل اشتعالي كه در كاراژ يا كارگاهها يافت مي شوند مثل بنزين ، نفت سفيد و مايعات لكه گيري و رقيق كننده هاي رنگ نقاشي ، نيز از عوامل موثر در بروز مسموميت هاي كشنده به شمار مي روند .
چون علائم و اثرات ناشي از انواع مسموميتها بسيار متفاوت و متنوع است ، هيچ قانون كلي وجود ندارد كه طبق آن توصيه شود كه آيا شخص مسموم را بايد وادار به استفراغ و خارج ساختن ماده سمي كرد يا نه .
معمولا نبايد بيمار را تحريك به استفراغ كرد مگر آن كه كمكهاي پزشكي فوري امكان پذير نباشد . اگر مسموم هوشيار باشد و هيچگونه تشنج و تكاني در او مشاهد نشود ، خوراندن يك ليوان آب يا شير به رقيق شدن ماده سمي در بدن وي كمك خواهد كرد ، مخصوصا اگر مدت كوتاهي از مسوميت گذشته باشد .
زغال چوب كه از داروخانه ها مي توان تهيه كرد در آب نيز براي رقيق شدن به كار مي رود .
مسموم در صورت خوردن بيش از حد دارو بايد تحريك به استفراغ شود اما زماني كه مسوميت ناشي از بلعيدن مواد اسيدي يا قليايي و يا توليدات و مواد نفتي باشد ، انجام اين كار صحيح نيست .
هنگام بروز مسموميت ، مهمترين كار ، تلفن به مراكز اورژانس و امداد است . پس از آن تا رسيدن كمك ، بهتر است در تماس با متخصصين يك مركز درمان مسموميت ، راهنمايي هاي لازم را جهت كمك هاي اوليه به مسموم از آنان دريافت داريد . هميشه شيشه دارو و يا ماده اي را كه موجب مسموميت مي شود و يا برچسسب آن را براي تشخيص بعدي نوع ماده سمي نگهداريد .
اگر مسموم استفراغ كند ، او را به پهلو قرار دهيد يا سرش را برگردانيد تا راه تنفس او مسدود نگردد و خفه نشود . اگر حالت تشنج به بيمار دست دهد ، سعي نكنيد او را مهار نماييد ، تنها پوششهاي تنك را از تنش بيرون بياوريد و اشيا تيز را به منظور حفاظت از دسترس وي دور نگهداريد .
يك شيشه قي آور نيز در دسترس داشته باشيد اما تا وقتي كه از جانب پزشك يا مركز درمان مسموميت ، دستور مصرف آن تجويز نشود ، آن را به مسموم ندهيد .
افتادن از بلندي
زمين خوردن در منزل ، اعم از افتادن از نردبان ، پشت بام يا پله ها و يا سرخوردن و به زمين افتادن در حمام يا جاهاي ديگر ، يكي ديگر از حوادثي است كه مي تواند مرگ آفرين باشد .
هنگامي كه بالاي سر فردي كه به زمين افتاده و صدمه ديده و يابيهوش شده باشد ، رسيد ، اولين چيزي كه بايد در نظر داشته باشيد اين است كه به هيچ وجه مصدوم را حتي به منظور راحت تر بودن او ، حركت ندهيد ، زيرا ممكن است به دليل نامشخص بودن احتمالي آسيبهاي وارده ؛ صدمات بيشتري به وي وارد شود . اگر محل يا محلهاي صدمه ديده مشخص نيست احتمال آسيب ديدگي گردن ، سريا ستون فقرات را در نظر بگيريد و با احتياط عمل كيد .
براي كمك به بي حركت ماند سر مصدوم ، از يك پارچه يا پتوي تا شده استفاده نماييد . او را گرم نگهداريد و چيزي براي خوردن يا آشاميدن به وي ندهيد . و اگر در محلي خونريزي پديد آمده باشد ، مطابق آنچه كه در مورد بروز انواع خونريزي ها گفته شد ، يعني فشار مستقيم با پارچه يا نوارهاي پانسمان عمل كنيد .
( فردي را كه از بلندي افتاده باشد ، به هيچوجه حركت ندهيد و به منظور كمك به بيحركت ماندن او ، پتو يا پارچه تا شده زير سرش بگذاريد ) او را گرم نگهداريد و چيزي براي خوردن يا آشاميدن به وي ندهيد. و اگر در محلي خونريزي پديد آمده باشد ، فشار مستقيم با پارچه يا نوارهاي پانسمان ، عمل كنيد .
بريدگي ها
بريده شدن عضوي از بدن در اثر برخورد با وسايل برنده آشپزخانه يا ابزار كارگاه و امثال آن و بروز خونريزي ، يكي از رايج ترين حوادثي است كه ممكن است براي هركسي رخ دهد . گاه شدت جراحات حاصله به حدي است كه هم موجب وحشت مجروح و هم ترس ديگران مي شود .
اصولا در چنين مواقعي فرد مراقب بيمار، حتي الامكان بايد بر وحشت خود غلبه كند و با خونسردي در جستجوي راه حلي مناسب كمك به مصدوم برآيد و در صورتي كه با كمكهاي اوليه آشنايي ندارد ، از دست زدن به كارهايي كه ممكن است صدمات وارده به فرد را تشديد نمايد ، خودداري كند .
طريقه ساده كنترل خونريزي بدون توجه به شدت و چگونگي آن به ترتيب زير است :
۱ـ با استفاده از گاز پانسمان يا پارچه تميز تا شده بطور مستقيم بر روي محل زخم فشار وارد كنيد . اگر پارچه ضخيم تر باشد ، بهتر است .
پارچه را تا وقتي كه خونريزي متوقف نشده باشد ، از روي زخم برنداريد . حتي اگر آغشته به خون شده باشد چند لايه پارچه تميز ديگر روي آن قرار دهيد و همچنان مستقيم بر محل خونريزي فشار وارد كنيد تا خون بند بيايد .
۲ـ براي كنترل خونريزي ، هم محل آسيب ديده را به سمت بالاي قلب بلند كنيد و فشار مستقيم به آن وارد نماييد .
۳ـ محل خونريزي را حتي الامكان طوري بالا بياوريد كه بالاتر از سطح قلب قرار گيرد . اين كار جاري شدن خون را به سمت محل آسيب ديده ، آهسته تر مي كند و موجب تسريع در لخته شدن خون محل زخم مي شود.
هيچوقت براي جلوگيري از خونريزي ، بالاي محل جراحت را با پارچه يا شريان بند محكم نبنديد ، زيرا اين كار بسيار خطرناك است و امكان دارد موجب نرسيدن خون به قسمت مجروح بدن و درنتيجه ضايع شدن كامل آن قسمت شود كه گاه تنها چاره چنين ضايعاتي ، قطع عضو مزبور با عمل جراحي است .
در مورد قطع شدن عضوي از بدن در اثر وقوع يك حادثه يا خونريزي بسيار شديد در قسمتي از بدن ، نيز مراقبتهاي اوليه بايد به همان صورتي كه هنگام بروز هر خونريزي شديد ديگر عمل مي شود ، انجام گيرد .
به اضافه اين توصيه كه عضو قطع شده به منظور احتمال پيوند مجدد آن به بدن بايد مورد حفاظت قرار گيرد . براي اين كار عضو مذكور را در يك گاز پانسمان استريل يا پارچه تميز پيچيده و آن را با آب كاملا تميز مرطوب كنيد .
آنگاه عضو مزبور را در يك كيسه پلاستيكي تميز قرار داده كيسه را ببنديد و اين كيسه را در كيسه پلاستيكي ديگري حاوي يخ يا آب يخ جاي دهيد .
حوادثي نظيرمسموميت ، سقوط از بلندي ، خونريزي و نظاير آن ، ممكن است براي هر كس و در هر جا اتفاق بيفتد . درچنين مواقعي هميشه به عنوان اولين عكس العمل براي نجات جان مصدوم ، بايد به نزديكترين سرويس خدماتي اورژانس ، اعم از بيمارستان و يا آتش نشاني ، تلفن كرد .
اما تا رسيدن كمك ، مراقبتهاي اوليه صحيح از شخص آسيب ديده ، بدون توجه به ميزان سبكي يا سنگيني ظاهري جراحات ، ضروري است و مي تواند در بهبود سريعتر آسيبهاي وارده و حتي در مرگ و زندگي مصدوم بسيار موثر باشد .
آيا مي دانيد كه اگر كسي مثلا دچار سوختگي شود ويا از پله ها بيفتد ، تا رسيدن پزشك ، چه كمكهايي مي توانيد به او بكنيد ؟ و چه كارهايي نبايد بكنيد تا صدمات بيشتري به قرباني وارد نيايد؟
در اين جا به شمردن برخي از عمومي ترين حوادثي كه ممكن است در خانه يا در كارگاه و يا هر محل ديگر رخ دهد ، شما را با مراقبتهاي اوليه لازمي كه بايد از مصدوم هرحادثه به عمل آيد آشنا مي سازم و اميدوارم از اين حوادث براي هيچ كس اتفاق نيفتد .
سوختگي
انواع سوختگي ناشي از آتش سوزي ، برق گرفتگي ، و يا ريختن آب جوش كه مي تواند يكي از آسيبهاي خطرناك و مرگ آفرين به شمار آيد . علت سوختگي هرچه باشد بدون توجه به ميزان آن مراقبت فوري و صحيح از فرد آسيب ديده مي تواند در درمانهاي بعدي و ترميم محل سوختگي بسيار مفيد و موثر باشد .
تحت هيچ شرايطي نبايد بر روي محل سوختگي كره يا مواد روغني نفتي و يا هر روغن چرب كننده ديگر ماليده شود . درد و سوزش ناشي از سوختگي را مي توان با فرو بردن محل سوخته شده در آب خنك ، نه آب يخ ، كاهش داد .
قبل از انجام هر كاري ، بايد هر گونه پوشش و لباس و يا جواهر و زينت آلات را از محل سوختگي برداشت يا خارج كرد « به علت متورم شدن احتمالي محل سوختگي » . اگر سوختگي در اثر برق گرفتگي رخ داده باشد ، نبايد امكان شكستگي استخوانها و مراقبهاي ويژه آن را نيز از نظر دور داشت .
اگر سوختگي به علت تماس بدن با اسيد يا ساير مواد شيميايي سوزنده باشد ، بايد بر روي محل سوخته شده با فشار آب تميز ريخته شود. از ديگر عوامل سوختگي در منازل ريختن آب جوش و آفتاب زدگي را ميتوان نام برد .
بطور كلي هيچگاه تاولهايي را كه در محل سوختگي پديد مي آيد ، نتركانيد . همچنين لزومي به پانسمان سوختگي هاي كوچك و كم اهميت وجود ندارد . در سوختگي هاي شديدتر از درجه ۲تا ۳ و زخمهاي باز ناشي از سوختن ، محل آسيب ديده را با پارچه تميز و حتي الامكان با نوار زخم بندي ضخيم ضد عفوني شده بپوشانيد . اين كار موجب كاهش از دست دادن مايعات بدن مي شود . به علاوه ، از رسيدن آلودگي به محل زخم و عفونت احتمالي آن جلوگيري مي كند.
مسموميت
مسموميت ، يكي ديگر از خطرات و حوادث مهمي است كه در خانه مخصوصا براي بچه ها رخ مي دهد . مسموميت هاي خانگي در اثر عوامل مختلفي بروز ميكند ، از مصرف داروهاي عوضي گرفته تا انواع مواد پاك كننده مثل محلول آمونياك و سفيد كننده ها .
اغلب مايعات قابل اشتعالي كه در كاراژ يا كارگاهها يافت مي شوند مثل بنزين ، نفت سفيد و مايعات لكه گيري و رقيق كننده هاي رنگ نقاشي ، نيز از عوامل موثر در بروز مسموميت هاي كشنده به شمار مي روند .
چون علائم و اثرات ناشي از انواع مسموميتها بسيار متفاوت و متنوع است ، هيچ قانون كلي وجود ندارد كه طبق آن توصيه شود كه آيا شخص مسموم را بايد وادار به استفراغ و خارج ساختن ماده سمي كرد يا نه .
معمولا نبايد بيمار را تحريك به استفراغ كرد مگر آن كه كمكهاي پزشكي فوري امكان پذير نباشد . اگر مسموم هوشيار باشد و هيچگونه تشنج و تكاني در او مشاهد نشود ، خوراندن يك ليوان آب يا شير به رقيق شدن ماده سمي در بدن وي كمك خواهد كرد ، مخصوصا اگر مدت كوتاهي از مسوميت گذشته باشد .
زغال چوب كه از داروخانه ها مي توان تهيه كرد در آب نيز براي رقيق شدن به كار مي رود .
مسموم در صورت خوردن بيش از حد دارو بايد تحريك به استفراغ شود اما زماني كه مسوميت ناشي از بلعيدن مواد اسيدي يا قليايي و يا توليدات و مواد نفتي باشد ، انجام اين كار صحيح نيست .
هنگام بروز مسموميت ، مهمترين كار ، تلفن به مراكز اورژانس و امداد است . پس از آن تا رسيدن كمك ، بهتر است در تماس با متخصصين يك مركز درمان مسموميت ، راهنمايي هاي لازم را جهت كمك هاي اوليه به مسموم از آنان دريافت داريد . هميشه شيشه دارو و يا ماده اي را كه موجب مسموميت مي شود و يا برچسسب آن را براي تشخيص بعدي نوع ماده سمي نگهداريد .
اگر مسموم استفراغ كند ، او را به پهلو قرار دهيد يا سرش را برگردانيد تا راه تنفس او مسدود نگردد و خفه نشود . اگر حالت تشنج به بيمار دست دهد ، سعي نكنيد او را مهار نماييد ، تنها پوششهاي تنك را از تنش بيرون بياوريد و اشيا تيز را به منظور حفاظت از دسترس وي دور نگهداريد .
يك شيشه قي آور نيز در دسترس داشته باشيد اما تا وقتي كه از جانب پزشك يا مركز درمان مسموميت ، دستور مصرف آن تجويز نشود ، آن را به مسموم ندهيد .
افتادن از بلندي
زمين خوردن در منزل ، اعم از افتادن از نردبان ، پشت بام يا پله ها و يا سرخوردن و به زمين افتادن در حمام يا جاهاي ديگر ، يكي ديگر از حوادثي است كه مي تواند مرگ آفرين باشد .
هنگامي كه بالاي سر فردي كه به زمين افتاده و صدمه ديده و يابيهوش شده باشد ، رسيد ، اولين چيزي كه بايد در نظر داشته باشيد اين است كه به هيچ وجه مصدوم را حتي به منظور راحت تر بودن او ، حركت ندهيد ، زيرا ممكن است به دليل نامشخص بودن احتمالي آسيبهاي وارده ؛ صدمات بيشتري به وي وارد شود . اگر محل يا محلهاي صدمه ديده مشخص نيست احتمال آسيب ديدگي گردن ، سريا ستون فقرات را در نظر بگيريد و با احتياط عمل كيد .
براي كمك به بي حركت ماند سر مصدوم ، از يك پارچه يا پتوي تا شده استفاده نماييد . او را گرم نگهداريد و چيزي براي خوردن يا آشاميدن به وي ندهيد . و اگر در محلي خونريزي پديد آمده باشد ، مطابق آنچه كه در مورد بروز انواع خونريزي ها گفته شد ، يعني فشار مستقيم با پارچه يا نوارهاي پانسمان عمل كنيد .
( فردي را كه از بلندي افتاده باشد ، به هيچوجه حركت ندهيد و به منظور كمك به بيحركت ماندن او ، پتو يا پارچه تا شده زير سرش بگذاريد ) او را گرم نگهداريد و چيزي براي خوردن يا آشاميدن به وي ندهيد. و اگر در محلي خونريزي پديد آمده باشد ، فشار مستقيم با پارچه يا نوارهاي پانسمان ، عمل كنيد .
بريدگي ها
بريده شدن عضوي از بدن در اثر برخورد با وسايل برنده آشپزخانه يا ابزار كارگاه و امثال آن و بروز خونريزي ، يكي از رايج ترين حوادثي است كه ممكن است براي هركسي رخ دهد . گاه شدت جراحات حاصله به حدي است كه هم موجب وحشت مجروح و هم ترس ديگران مي شود .
اصولا در چنين مواقعي فرد مراقب بيمار، حتي الامكان بايد بر وحشت خود غلبه كند و با خونسردي در جستجوي راه حلي مناسب كمك به مصدوم برآيد و در صورتي كه با كمكهاي اوليه آشنايي ندارد ، از دست زدن به كارهايي كه ممكن است صدمات وارده به فرد را تشديد نمايد ، خودداري كند .
طريقه ساده كنترل خونريزي بدون توجه به شدت و چگونگي آن به ترتيب زير است :
۱ـ با استفاده از گاز پانسمان يا پارچه تميز تا شده بطور مستقيم بر روي محل زخم فشار وارد كنيد . اگر پارچه ضخيم تر باشد ، بهتر است .
پارچه را تا وقتي كه خونريزي متوقف نشده باشد ، از روي زخم برنداريد . حتي اگر آغشته به خون شده باشد چند لايه پارچه تميز ديگر روي آن قرار دهيد و همچنان مستقيم بر محل خونريزي فشار وارد كنيد تا خون بند بيايد .
۲ـ براي كنترل خونريزي ، هم محل آسيب ديده را به سمت بالاي قلب بلند كنيد و فشار مستقيم به آن وارد نماييد .
۳ـ محل خونريزي را حتي الامكان طوري بالا بياوريد كه بالاتر از سطح قلب قرار گيرد . اين كار جاري شدن خون را به سمت محل آسيب ديده ، آهسته تر مي كند و موجب تسريع در لخته شدن خون محل زخم مي شود.
هيچوقت براي جلوگيري از خونريزي ، بالاي محل جراحت را با پارچه يا شريان بند محكم نبنديد ، زيرا اين كار بسيار خطرناك است و امكان دارد موجب نرسيدن خون به قسمت مجروح بدن و درنتيجه ضايع شدن كامل آن قسمت شود كه گاه تنها چاره چنين ضايعاتي ، قطع عضو مزبور با عمل جراحي است .
در مورد قطع شدن عضوي از بدن در اثر وقوع يك حادثه يا خونريزي بسيار شديد در قسمتي از بدن ، نيز مراقبتهاي اوليه بايد به همان صورتي كه هنگام بروز هر خونريزي شديد ديگر عمل مي شود ، انجام گيرد .
به اضافه اين توصيه كه عضو قطع شده به منظور احتمال پيوند مجدد آن به بدن بايد مورد حفاظت قرار گيرد . براي اين كار عضو مذكور را در يك گاز پانسمان استريل يا پارچه تميز پيچيده و آن را با آب كاملا تميز مرطوب كنيد .
آنگاه عضو مزبور را در يك كيسه پلاستيكي تميز قرار داده كيسه را ببنديد و اين كيسه را در كيسه پلاستيكي ديگري حاوي يخ يا آب يخ جاي دهيد .
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ايست قلبي و تنفسي
منظور از ايست قلبي ، حالتي است که ضربان قلب کاملاً از بين مي رود و منظور از ايست تنفسي ، از کار افتادن تنفس خودبخودي در فرد مي باشد . اين حالات مي تواند به دنبال سکته قلبي ، شوک ، خونريزي هاي بسيار شديد ، گير کردن اجسام خارجي در حلق ، غرق شدگي ، برق گرفتگي و … رخ دهد .
اقدامات اوليه :
چنانچه پس از وقوع ايست قلبي – تنفسي در کمتر از ۴ الي ۶ دقيقه به فرد مصدوم رسيدگي شود و عمليات احياء وي شروع گردد ، شانس زنده ماندن وي بالا خواهد رفت . قل از شروع عمليات احياء قلبي – ريوي ، بايد مطمئن شد آيا فرد وقاعآق دچار ايست قلبي – ريوي شده است يا خير ، چرا که انجام عمليات احياء قلبي – ريوي بر روي فردي که دچار ايست قلبي نشده باشد ، مي تواند منجربه ايست قلبي و مرگ وي شود .
جهت اطمينان از ايست تنفسي با مشاهده حرکات تنفسي قفسه سينه مي توان به وجود تنفس در مصدوم پي برد و يا مي توان گوش يا گونه خود را نزديک دهان وي قرار دهد تا صداي تنفس وي را شنيد يا جريان آن را حس کرد . سپس نبض بيمار را بررسي نمود .
بهترين محل نبض در بچه هاي کوچک ، نبض شريان راني است که در ناحيه کشاله ران لمس مي شود وبهترين محل نبض در بچه هاي بزرگتر و بالغين نبض گردني است که در ناحيه گردن و پشت ناي قرار دارد . لمس نبض بايد با دو انگشت نشانه و مياني صورت گيرد در صورتي که هيچ گونه نبضي احساس نشد و يا مصدوم تنفس خودبخودي نداشت
عمليات احياء بايد مطابق دستور ذيل انجام شود :
۱. بيمار را به پشت خوابانده ، وي را به آرامي تکان داد تا پاسخش به تحريک مشخص شود.
۲. اگر بدون پاسخ بود ، راه هاي تنفسي وي چک شود . چنانچه راه تنفسي بسته است ، با کمک انگشت راه تنفسي وي باز شود و چنانچه راه تنفسي باز بود ولي نفس نمي کشيد ، تنفس مصنوعي شروع شود .
۳. گردن وي را به جلو و سر او را به عقب خم نمايند .
۴. دو تنفس مصنوعي مناسب دهان به دهان به وي داده شود .
۵. نبض هاي وي لمس شود . اگر ضربان نبض ها لمس شد . بايد به تنفس مصنوعي ادامه داد و اگر لمس نشد ، ماساژ قلبي را شروع کرد .
۶. جهت انجام ماساژ قلبي بايد دست چپ خود را به حالت ضربدر بر پشت دست ديگر گذاشته ، پاشنه دست راست را بر روي جناغ سينه به اندازه دو بند انگشت بالاتر از محل دو شاخه شدن جناغ قرار داد . آرنج ها نبايد خم شوند و به کمک وزن بدن ، يک فشار محکم به قفسه سينه وارد شود تا جناغ سينه به اندازه تقريب ۴ الي ۵ سانتيمتر داخل برود .
تعداد ماساز قلبي بايد حدود ۸۰ بار در دقيقه باشد و به ازاء هر ۱۵ ماساژ قلبي بايد ۲ تتفس مصنوعي با روش دهان به دهان داده شود . در صورتي که فرد ديگري به امدادگر کمک مي کند ، بايد به ازاء هر ۵ ماساژ قلبي فرد دوم ، يک تنفس مصنوعي به وي بدهد .
۷. پس از گذشت يک دقيقه عمليات به مدت ۵-۴ ثانيه جهت لمس نبض گردني متوق نمود . اگر نبض لمس شد ، ماساژ قلبي را قطع نموده و چنانچه تنفس هم برقرار شده ، تنفس مصنوعي را متوقف کرد . در صورت عدم لمس نبض و عدم برقراري تنفس خودبخودي ، بايد ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي را مجدداً شروع کرد و هر۳ دقيقه يک بار ، جهت لمس نبض ها به مدت ۵-۴ ثانيه عمليات را متوقف نمود .
نکات مهم :
۱. فرد را نبايد روي سطح نرم تشک و تختخواب خواباند ، بلکه سطح سختي مثل کف اتاق بهتر است .
۲. در تنفس دهان به دهان ، بايد بيني مصدوم را با دو انگشت خود بست ، تا هوايي که به ريه هايش دميده مي ود . مستقيماً از آن خارج نشود .
۳.موقعيت سر و گردن را بايد درست تنظيم کرد .
۴. طي عمليات احياء يک نفر را جهت خبرکردن اورژانس يا پزشک مأمور نمود .
۵. بايد دهان فرد کمک کننده با دهان مصدوم کاملاً مماس باشد ، تا هوايي از بين انها خارج نشود .
۶. عمليات احياءرا بايد تا زماني که يک فرد با تجربه يا پزشک بر بالين بيمار برسد و يا تا زماني که وي به درمانگاه منتقل شود ، ادامه داد .
چنانچه مصدوم مشکوک به ضايعه نخاعي است بايد سر را مختصري به عقب کشيده ، به آرامي کمي به عقب خم نموده – سپس تنفس مصنوعي و ماساژ قلبي را ادامه داد .
منظور از ايست قلبي ، حالتي است که ضربان قلب کاملاً از بين مي رود و منظور از ايست تنفسي ، از کار افتادن تنفس خودبخودي در فرد مي باشد . اين حالات مي تواند به دنبال سکته قلبي ، شوک ، خونريزي هاي بسيار شديد ، گير کردن اجسام خارجي در حلق ، غرق شدگي ، برق گرفتگي و … رخ دهد .
اقدامات اوليه :
چنانچه پس از وقوع ايست قلبي – تنفسي در کمتر از ۴ الي ۶ دقيقه به فرد مصدوم رسيدگي شود و عمليات احياء وي شروع گردد ، شانس زنده ماندن وي بالا خواهد رفت . قل از شروع عمليات احياء قلبي – ريوي ، بايد مطمئن شد آيا فرد وقاعآق دچار ايست قلبي – ريوي شده است يا خير ، چرا که انجام عمليات احياء قلبي – ريوي بر روي فردي که دچار ايست قلبي نشده باشد ، مي تواند منجربه ايست قلبي و مرگ وي شود .
جهت اطمينان از ايست تنفسي با مشاهده حرکات تنفسي قفسه سينه مي توان به وجود تنفس در مصدوم پي برد و يا مي توان گوش يا گونه خود را نزديک دهان وي قرار دهد تا صداي تنفس وي را شنيد يا جريان آن را حس کرد . سپس نبض بيمار را بررسي نمود .
بهترين محل نبض در بچه هاي کوچک ، نبض شريان راني است که در ناحيه کشاله ران لمس مي شود وبهترين محل نبض در بچه هاي بزرگتر و بالغين نبض گردني است که در ناحيه گردن و پشت ناي قرار دارد . لمس نبض بايد با دو انگشت نشانه و مياني صورت گيرد در صورتي که هيچ گونه نبضي احساس نشد و يا مصدوم تنفس خودبخودي نداشت
عمليات احياء بايد مطابق دستور ذيل انجام شود :
۱. بيمار را به پشت خوابانده ، وي را به آرامي تکان داد تا پاسخش به تحريک مشخص شود.
۲. اگر بدون پاسخ بود ، راه هاي تنفسي وي چک شود . چنانچه راه تنفسي بسته است ، با کمک انگشت راه تنفسي وي باز شود و چنانچه راه تنفسي باز بود ولي نفس نمي کشيد ، تنفس مصنوعي شروع شود .
۳. گردن وي را به جلو و سر او را به عقب خم نمايند .
۴. دو تنفس مصنوعي مناسب دهان به دهان به وي داده شود .
۵. نبض هاي وي لمس شود . اگر ضربان نبض ها لمس شد . بايد به تنفس مصنوعي ادامه داد و اگر لمس نشد ، ماساژ قلبي را شروع کرد .
۶. جهت انجام ماساژ قلبي بايد دست چپ خود را به حالت ضربدر بر پشت دست ديگر گذاشته ، پاشنه دست راست را بر روي جناغ سينه به اندازه دو بند انگشت بالاتر از محل دو شاخه شدن جناغ قرار داد . آرنج ها نبايد خم شوند و به کمک وزن بدن ، يک فشار محکم به قفسه سينه وارد شود تا جناغ سينه به اندازه تقريب ۴ الي ۵ سانتيمتر داخل برود .
تعداد ماساز قلبي بايد حدود ۸۰ بار در دقيقه باشد و به ازاء هر ۱۵ ماساژ قلبي بايد ۲ تتفس مصنوعي با روش دهان به دهان داده شود . در صورتي که فرد ديگري به امدادگر کمک مي کند ، بايد به ازاء هر ۵ ماساژ قلبي فرد دوم ، يک تنفس مصنوعي به وي بدهد .
۷. پس از گذشت يک دقيقه عمليات به مدت ۵-۴ ثانيه جهت لمس نبض گردني متوق نمود . اگر نبض لمس شد ، ماساژ قلبي را قطع نموده و چنانچه تنفس هم برقرار شده ، تنفس مصنوعي را متوقف کرد . در صورت عدم لمس نبض و عدم برقراري تنفس خودبخودي ، بايد ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي را مجدداً شروع کرد و هر۳ دقيقه يک بار ، جهت لمس نبض ها به مدت ۵-۴ ثانيه عمليات را متوقف نمود .
نکات مهم :
۱. فرد را نبايد روي سطح نرم تشک و تختخواب خواباند ، بلکه سطح سختي مثل کف اتاق بهتر است .
۲. در تنفس دهان به دهان ، بايد بيني مصدوم را با دو انگشت خود بست ، تا هوايي که به ريه هايش دميده مي ود . مستقيماً از آن خارج نشود .
۳.موقعيت سر و گردن را بايد درست تنظيم کرد .
۴. طي عمليات احياء يک نفر را جهت خبرکردن اورژانس يا پزشک مأمور نمود .
۵. بايد دهان فرد کمک کننده با دهان مصدوم کاملاً مماس باشد ، تا هوايي از بين انها خارج نشود .
۶. عمليات احياءرا بايد تا زماني که يک فرد با تجربه يا پزشک بر بالين بيمار برسد و يا تا زماني که وي به درمانگاه منتقل شود ، ادامه داد .
چنانچه مصدوم مشکوک به ضايعه نخاعي است بايد سر را مختصري به عقب کشيده ، به آرامي کمي به عقب خم نموده – سپس تنفس مصنوعي و ماساژ قلبي را ادامه داد .
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پيشگيري از خفگي در کودکان
برخلاف تصور ، آسيبهايي که باعث خفگي کودکان مي شوند ،خيلي ساده اتفاق مي افتد و عواملي که به خفگي منجر مي شوند به وفور در محيط زندگي کودکان وجود دارند و در زماني که کودک با چنين عواملي تنها بماند ، از روي کنجکاوي و بي تجربگي خود را در معرض خطر قرار مي دهد . بنابراين بزرگترها به ويژه والدين واجب است که راههاي پيشگيري از خفگي را شناخته و کودکان را از تهديدکننده هاي مربوط دور نگهدارند .
خفگي مهمترين و فوري ترين عامل تهديدکننده سلامت انسان است که اگر در ظرف چند دقيقه عامل خفگي از بين نرود ، فرد مي ميرد و آن زماني است که بنا به عللي ( مثل بسته شدن راههاي تنفسي ، داروها و بيماري هاي فلج کننده مراکز تنفسي ، قرار گرفتن در محيطي با گازهاي سمي و … ) اکسيژن کافي به بدن انسان نرسد و مراکز حياتي مهم واقع در مغز از اکسيژن محروم بمانند و به اين ترتيب علائم خفگي از قبيل تنگي نفس ،کبودي لبها و نوک انگشتان ، کندي و نامنظمي نبض و از دست دادن حواس ظاهر مي شود .
پيشگيري :
هر گونه طناب ( طناب بازي ، بند پردها و … ) و حتي کمربند لباس را از دسترس کودکان دور نگه داريد. مواردي مشاهده شده است که کودکان ضمن بازي کردن با طناب و پيچاندن آن به دور گردن موجبات خفگي خود و يا هم بازي خود را فراهم کرده اند .
پاکتهاي پلاستيکي بزرگ را در دسترس کودکان قرار ندهيد . کودکان مي توانند با فرو بردن پاکت در سر ( و گيرکردن آن در دور گردن ) که در بعضي مواقع ، قادر به بيرون آوردن آن نمي باشند ، زمينه خفگي را فراهم ساخته و با اين کار باعث خفگي کامل يا اختلالات مغزي خود شوند ( به علت نرسيدن اکسيژن به سلولهاي مغزي ) .
از خواباندن کودک در بالشهاي خيلي نرم ( مثل بالش هاي تهيه شده از پر ) و بزرگ اجتناب کنيد. بالشهاي تهيه شده از پر در بعضي از کودکان موجب حساسيتهاي تنفس مي شوند . گيرکردن راههاي تنفسي کودک در لاي بالش ، ممکن است موجب خفگي يا مشکل تنفسي براي کودک شود .
قنداق فرنگي نوزاد نبايد آنقدر بزرگ باشد که نوزاد بتواند سر خود را در آن فرو کند ؛ در اينصورت ، مي توان يک حوله تا کرده و در انتهاي آن جاد داد تا از بروز حادثه جلوگيري شود .
از بندهاي خيلي بلند براي پستانک کودک استفاده نشود بهتر است بند آن کوتاه باشد . ممکن است بندهاي خيلي بلند با پيچ خوردن در دور گردن کودک ، موجب خفگي وي شوند .
پيشنهاد مي شود پستانک فقط در مواقع ضروري با رعايت موازين بهداشتي زيرنظر والدين در اختيار کودک قرار گيرد .
در زمان شيرخوردن کودک با شيشه ( شيرخشک ) او را تنها نگذاريد .
تکيه دادن شيشه شيرکودک بر بالش يا هر وسيله ديگر و رهاکردن او به حال خود ، مي تواند باعث خفگي شود ؛ زيرا يک عطسه يا سرفه يا … مي تواند در چنين حالتي موجب اختلال در عمل بلع و تنفس کودک شده و براي او خطرناک باشد .
پوشاندن لباسهاي کشي و يا بنددار به کودک که ممکن است به کالسکه يا جاهاي ديگر گيرکند و باعث خفگي شود ، خطرناک است .
مراقب باشيد که کودکان از مدادهاي کوتاه ( کمتر از ۱۰ سانتي متر ) استفاده نکنند . برخي از کودکان عادت دارند که مداد را هنگام نوشتن به دهان گذاشته و آن را بمکند که با اين عمل نادرست ممکن است موجب خفگي خود شوند ، در ضمن خطر چنين کاري را به آنان تفهيم نماييد.
مادران شيرده بايد در زمان خواب آلودگي از شيردادن به کودک خودداري کنند . ممکن است مادر خواب آلوده در هنگام شيردادن کودک به خواب رود و در اين وضعيت ،قرار گرفتن پستان مادر در ورودي راههاي تنفسي کودک موجب مسدود شدن راههاي تنفسي و خفگي وي شود .
از غذا دادن به کودک در حالت درازکش خودداري کنيد . احتمال ليزخوردن غذا و گيرکردن آن در گلو در حالت درازکش بيشتر است .
از قرار دادن اشياء کوچک مثل سکه ، دکمه در دسترس کودک خودداري کنيد . برخي از کودکان عادت دارند که چنين اشيايي را در دهان بگذارند و با اين کار بويژه در حال بازي ، خطر خفگي را براي خود فراهم مي کنند .
در هنگام غذاخوردن ، کودکان را تنها نگذاريد . ممکن است به دلايل مختلف غذا در گلوي کودک گير کند و به کمک احتياج داشته باشد .
استفاده کودکان از شکلاتهاي مکيدني سفت و آجيل با پوست بسيار خطرناک است . توصيه مي شود ( ابتدا شکلات ها را خرد و آجيل را مغزکرده و سپس به کودک بدهيد . )
به بچه ها تفهيم نماييد که استفاده از آدامس ، شکلات ( يا هر نوع ماده غذايي ) در هنگام بازي بسيار خطرناک است . هنگام بازي به علت دم و بازدم هاي قوي و حرکت سر به سمتهاي مختلف ( فاصله گرفتن چانه از سينه ) ، احتمال حرکت مواد غذايي به طرف حلق به صورت غيرارادي زياد بوده و ممکن است موجب خفگي شود .
از خنداندن بچه ها در حين خوردن و آشاميدن بپرهيزيد .
صحبت کردن ، گريه کردن ، خنديدن ، سرفه و … عواملي هستند که در حين غذاخوردن ، ممکن است زمينه ساز گيرکردن غذا در حلق و خفگي کودک شوند .
کمک هاي فوري :
اگر شيئي راه تنفسي کودک را بسته باشد ، بايد فوري آن را با انگشت درآوريد .
اگر شيئي در گلو گير کرده است ، پاهاي کودک را گرفته و کودک را به شکل آويزان نگه داريد . با دست ديگر ضربه هايي آرام بين دو کتف کودک وارد کنيد ، و يا کودک را از شکم روي استخوان ران خود قرار دهيد ، به نحوي که سر و پاهاي کودک آويزان باشد و به همان ترتيب ضربه هايي آرام بين دوکتف وارد کنيد .
اگر باز هم موفق به نجات کودک نشديد ، يک ضربه محکم بين ناف و نوک جناغ سينه کودک وارد کنيد تا شي ء از گلوي کودک به بيرون پرت شود .
اگر تنفس کودک قطع شده ، به او تنفس دهان به دهان بدهيد .
برخلاف تصور ، آسيبهايي که باعث خفگي کودکان مي شوند ،خيلي ساده اتفاق مي افتد و عواملي که به خفگي منجر مي شوند به وفور در محيط زندگي کودکان وجود دارند و در زماني که کودک با چنين عواملي تنها بماند ، از روي کنجکاوي و بي تجربگي خود را در معرض خطر قرار مي دهد . بنابراين بزرگترها به ويژه والدين واجب است که راههاي پيشگيري از خفگي را شناخته و کودکان را از تهديدکننده هاي مربوط دور نگهدارند .
خفگي مهمترين و فوري ترين عامل تهديدکننده سلامت انسان است که اگر در ظرف چند دقيقه عامل خفگي از بين نرود ، فرد مي ميرد و آن زماني است که بنا به عللي ( مثل بسته شدن راههاي تنفسي ، داروها و بيماري هاي فلج کننده مراکز تنفسي ، قرار گرفتن در محيطي با گازهاي سمي و … ) اکسيژن کافي به بدن انسان نرسد و مراکز حياتي مهم واقع در مغز از اکسيژن محروم بمانند و به اين ترتيب علائم خفگي از قبيل تنگي نفس ،کبودي لبها و نوک انگشتان ، کندي و نامنظمي نبض و از دست دادن حواس ظاهر مي شود .
پيشگيري :
هر گونه طناب ( طناب بازي ، بند پردها و … ) و حتي کمربند لباس را از دسترس کودکان دور نگه داريد. مواردي مشاهده شده است که کودکان ضمن بازي کردن با طناب و پيچاندن آن به دور گردن موجبات خفگي خود و يا هم بازي خود را فراهم کرده اند .
پاکتهاي پلاستيکي بزرگ را در دسترس کودکان قرار ندهيد . کودکان مي توانند با فرو بردن پاکت در سر ( و گيرکردن آن در دور گردن ) که در بعضي مواقع ، قادر به بيرون آوردن آن نمي باشند ، زمينه خفگي را فراهم ساخته و با اين کار باعث خفگي کامل يا اختلالات مغزي خود شوند ( به علت نرسيدن اکسيژن به سلولهاي مغزي ) .
از خواباندن کودک در بالشهاي خيلي نرم ( مثل بالش هاي تهيه شده از پر ) و بزرگ اجتناب کنيد. بالشهاي تهيه شده از پر در بعضي از کودکان موجب حساسيتهاي تنفس مي شوند . گيرکردن راههاي تنفسي کودک در لاي بالش ، ممکن است موجب خفگي يا مشکل تنفسي براي کودک شود .
قنداق فرنگي نوزاد نبايد آنقدر بزرگ باشد که نوزاد بتواند سر خود را در آن فرو کند ؛ در اينصورت ، مي توان يک حوله تا کرده و در انتهاي آن جاد داد تا از بروز حادثه جلوگيري شود .
از بندهاي خيلي بلند براي پستانک کودک استفاده نشود بهتر است بند آن کوتاه باشد . ممکن است بندهاي خيلي بلند با پيچ خوردن در دور گردن کودک ، موجب خفگي وي شوند .
پيشنهاد مي شود پستانک فقط در مواقع ضروري با رعايت موازين بهداشتي زيرنظر والدين در اختيار کودک قرار گيرد .
در زمان شيرخوردن کودک با شيشه ( شيرخشک ) او را تنها نگذاريد .
تکيه دادن شيشه شيرکودک بر بالش يا هر وسيله ديگر و رهاکردن او به حال خود ، مي تواند باعث خفگي شود ؛ زيرا يک عطسه يا سرفه يا … مي تواند در چنين حالتي موجب اختلال در عمل بلع و تنفس کودک شده و براي او خطرناک باشد .
پوشاندن لباسهاي کشي و يا بنددار به کودک که ممکن است به کالسکه يا جاهاي ديگر گيرکند و باعث خفگي شود ، خطرناک است .
مراقب باشيد که کودکان از مدادهاي کوتاه ( کمتر از ۱۰ سانتي متر ) استفاده نکنند . برخي از کودکان عادت دارند که مداد را هنگام نوشتن به دهان گذاشته و آن را بمکند که با اين عمل نادرست ممکن است موجب خفگي خود شوند ، در ضمن خطر چنين کاري را به آنان تفهيم نماييد.
مادران شيرده بايد در زمان خواب آلودگي از شيردادن به کودک خودداري کنند . ممکن است مادر خواب آلوده در هنگام شيردادن کودک به خواب رود و در اين وضعيت ،قرار گرفتن پستان مادر در ورودي راههاي تنفسي کودک موجب مسدود شدن راههاي تنفسي و خفگي وي شود .
از غذا دادن به کودک در حالت درازکش خودداري کنيد . احتمال ليزخوردن غذا و گيرکردن آن در گلو در حالت درازکش بيشتر است .
از قرار دادن اشياء کوچک مثل سکه ، دکمه در دسترس کودک خودداري کنيد . برخي از کودکان عادت دارند که چنين اشيايي را در دهان بگذارند و با اين کار بويژه در حال بازي ، خطر خفگي را براي خود فراهم مي کنند .
در هنگام غذاخوردن ، کودکان را تنها نگذاريد . ممکن است به دلايل مختلف غذا در گلوي کودک گير کند و به کمک احتياج داشته باشد .
استفاده کودکان از شکلاتهاي مکيدني سفت و آجيل با پوست بسيار خطرناک است . توصيه مي شود ( ابتدا شکلات ها را خرد و آجيل را مغزکرده و سپس به کودک بدهيد . )
به بچه ها تفهيم نماييد که استفاده از آدامس ، شکلات ( يا هر نوع ماده غذايي ) در هنگام بازي بسيار خطرناک است . هنگام بازي به علت دم و بازدم هاي قوي و حرکت سر به سمتهاي مختلف ( فاصله گرفتن چانه از سينه ) ، احتمال حرکت مواد غذايي به طرف حلق به صورت غيرارادي زياد بوده و ممکن است موجب خفگي شود .
از خنداندن بچه ها در حين خوردن و آشاميدن بپرهيزيد .
صحبت کردن ، گريه کردن ، خنديدن ، سرفه و … عواملي هستند که در حين غذاخوردن ، ممکن است زمينه ساز گيرکردن غذا در حلق و خفگي کودک شوند .
کمک هاي فوري :
اگر شيئي راه تنفسي کودک را بسته باشد ، بايد فوري آن را با انگشت درآوريد .
اگر شيئي در گلو گير کرده است ، پاهاي کودک را گرفته و کودک را به شکل آويزان نگه داريد . با دست ديگر ضربه هايي آرام بين دو کتف کودک وارد کنيد ، و يا کودک را از شکم روي استخوان ران خود قرار دهيد ، به نحوي که سر و پاهاي کودک آويزان باشد و به همان ترتيب ضربه هايي آرام بين دوکتف وارد کنيد .
اگر باز هم موفق به نجات کودک نشديد ، يک ضربه محکم بين ناف و نوک جناغ سينه کودک وارد کنيد تا شي ء از گلوي کودک به بيرون پرت شود .
اگر تنفس کودک قطع شده ، به او تنفس دهان به دهان بدهيد .
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آيا مي دانيد در هنگام بروز مورد اورژانس چه بايد بکنيد ؟
مردم اغلب از مواجه شدن با موقعيت اورژانس متنفرند » اين موضوع بيشتر به اين سبب نيست که نمي خواهند، بلکه آنها نگرانند که ندانند چه انجام دهند .
درد سينه ، پرش جسمي به گلو ، غش و تشنج ، اگر اورژانسي رخ دهد ،شما چه خواهيد کرد ؟ آيا گامهاي اوليه کمک هاي اوليه را مي دانيد ؟
بهر حال ، اورژانسها مي توانند در هر جايي رخ دهند ، در هنگام بازي ، در خيابانهاي شهر ، در مغازه ، بقالي و در منزل در اين حال چه خواهيد کرد ؟
اصول
با ۱۱۵ تماس بگيريد : « ايمن ماندن بهتر از نگراني است . » بهتر است که ۱۱۵ تماسهاي زيادي را داشته باشد تا اينکه کمتر با آن تماس بگيرند . جاي هيچ نگراني در اين باره وجود ندارد ، تکنسينها آنرا به عنوان بخشي از کار خود تلقي مي نمايند . » بهتر است که تکنسينهاي اورژانس به موقع حاضر شوند و شخص را در وضعيت خوبي در خانه بيابند تا اينکه دير تماس برقرار شود و اوضاع از کنترل خارج شده باشد . »
آرام باشيد . اگر نمي توانيد با اطمينان و ايمن کمک کنيد ، نبايد کمک کنيد . « مهم است که آرام باشيد و مطمئن شويد وقتي که قصد کمک کردن داريد که خود و ديگري را به خطر نمي اندازيد .
CPR را شروع کنيد !
حتي فردي که دوره CPR را نگذرانده اند مي توانند به کمک يک هدايتگر از راه دور CPR را انجام دهند . بسياري از متصديان ۱۱۵ جهت آموزش CPR از راه تلفن آموزش ديده اند . شما مي توانيد ماساژ قلبي را حتي بدون تنفس دهان به دهان انجام دهيد ، بهتر از اين است که هيچ کاري نکنيد .
شخصي به شما مي گويد که ( احساس ) حال خوبي ندارد . اگر او - که کاملاً ناشناس است - به شما بگويد که احساس ضعف ، بيماري يا سرگيجه دارد ، بايد به ۱۱۵ زنگ بزنيد . او به مراقبتهاي پزشکي نياز دارد . دلايل پزشکي بسياري براي اين علائم وجود دارد مانند : موارد قلبي ، ديابت ، قند خون پايين ، بارداري ، حمله قلبي و يا مربوط به گرما باشد .
هنگامي که شما منتظر رسيدن اورژانس هستيد :
هوشياري را چک کنيد ،
بپرسيد : آيا شما خوبيد ! اگر پاسخ داد ، بپرسيد آيا مي دانيد کجا هستيد ؟ چيزي بپرسيد که سطح تمرکز را نشان دهد . اگر بدون پاسخ بود ، نبض را چک کنيد ، چک کنيد و ببينيد آيا نفس مي کشد . اگر تنها هستيد بايد يکي را براي کمک پيدا کنيد .
تنفس را کنترل کنيد :
به تنفس از راه بيني گوش کنيد ، و به سينه براي بالا و پايين شدن نگاه کنيد . نبض را يا از مچ يا گردن بگيريد . اگر فرد تنفس و نبض داشت ، بايد تا رسيدن کمک صبر کنيد . دوباره تماس با ۱۱۵ مي تواند به شما کمک کند که چطور نبض کسي را بگيريد .
CPR را شروع کنيد :
اگر بيمار نفس نمي کشد يا نبض ندارد ، CPR را شروع کنيد.
بيمار را آرام و آسوده سازيد :
اگر اين شخص گرمازده است ، به يک جاي سايه منتقل کنيد ، اگر عرق مي کند ، آب بر روي پوستش بريزيد . اشخاص پير يا کودکان خردسال به گرمازدگي حساس ترند . اگر هوشيار هستند به آنها مايعات بنوشانيد .
* فوريت - درد سينه :
اگر شخص به سينه اش چنگ زده است و مي گويد « سينه ام گرفته است و ناراحت است » به حمله قلبي فکر کنيد . درد سينه ، حمله قلبي است مگر خلافش ثابت شود . « اين روش نگريستن به دنياي اورژانس هاست . يک فرد ۱۷ ساله نيز مي تواند حمله قلبي داشته باشد ، هر کس ممکن است ! »
روش کار : با ۱۱۵ تماس بگيريد . سپس راه هوايي تنفس و گردش خون را چک نماييد . ( ABC ) . آيا نفس مي کشد ؟ آيا نبض دارد ؟ اگر نه ، CPR را شروع نماييد .
موضوع ناراحت کننده اين است که مردم اگر CPR را بلد نباشند ، مي ترسند آنرا انجام دهند ، زيرا نمي خواهند کار اشتباهي انجام دهند . مهمترين چيز آن است که اگر شخص نفس نمي کشد ، او را در وضعيت چانه به سمت بالا قرار دهيد ، تا زبانش از مسير راه هوايي خارج شود . ( پس راه هوايي باز مي شود ) و سپس ماساژ سينه را شروع کنيد .
* فوريت : پرش جسم خارجي به گلو
سر ميز شام مشغول غذا خوردن هستيد که شخص شروع به سرفه مي کند . چه زماني اين مسئله يک فوريت محسوب مي شود ؟ تا زماني که سرفه مي کند خوب است ، زيرا هوا جابه جا مي شود و او نفس مي کشد . اگر هيچ صدايي از او در نمي آمد ، صورتش قرمز شده بود ، او نياز به انجام مانور همليش Heimlich دارد . « يعني در همان لحظه اي که او نفس نمي کشد . »
* احتياط :
اگر او سرفه مي کند ، انجام مانور همليش ممکن است بدترش کند . هم چنين ضربه پشت نيز ممکن است وضع را بدتر کند . چرا که غذا ممکن است به راه هوايي برگردد . لازم است آنها را به حال خود رها سازيد تا به لحظه اي برسد که هيچ صدايي از راه هوايي شنيده نمي شود .
یک دست را مشت کرده و با دست دیگر آن را گرفته و محکم بداخل قفسه سینه فرو برده و با قدرت زیاد فرد را بلند کنید .
* فوريت - خونريزي :
زماني که يک نفر انگشتش را مي برد ، فکر مي کند از خونريزي خواهد مرد . مردم نمي دانند که نه واحد خون در بدن دارند . بخشهايي از بدن که مي توانند خونريزي فراوان داشته باشند عبارتند از پوست سر ، انگشتان دست و پاها ،خونريزي از بيني نيز مي تواند زياد باشد . بريدگي در واژن نيز مي تواند خونريزي زياد داشته باشد اما از خونريزي نخواهند مرد .
خونريزي از بيني مي تواند علت جدي مانند فشار خون داشته باشد و يا به علت انگولک کردن مزمن بيني ايجاد شده باشد . اگر فردي با فشار خون بالا يک خونريزي بيني شديد داشته باشد ، ما با يک خطر پنهان مواجهيم .
* قاعده انگشتي :
هنگامي که چيزي سبب ترس شما مي گردد با ۱۱۵ تماس بگيريد يا به بيمارستان مراجعه نماييد . « آنگاه آنها به شما مي گويند که اين يک اورژانس بوده است يا نه !
بريدگي تاندون مي تواند مشکل سازتر از خونريزي باشد . ممکن است نياز به بخيه باشد و ممکن است هرگز نتواند دوباره از انگشتان خود استفاده نمايد . اغلب مي شنويم مردم مي گويند « من خوبم ، من خوبم » اما بايد زخم بررسي گردد .
از تورنيکه استفاده نکنيد ، ما از تورنيکه به هيچ وجه استفاده نمي کنيم . زيرا مي تواند به بافتها آسيب برساند . توصيه مي کنيم که بر روي محل فشار مستقيم وارد کنيد . حتي اگر قطع شدگي ناقص نيز وجود دارد ، دستمالي به دورش بپيچيد و محکم نگهش داريد .
* فوريت ؛ تشنج :
نشانه هاي صرع متفاوت است . شخص ممکن است بيافتد و حرکات نامنظمي انجام دهد . سرش ممکن است سفت شود چشمهايش پرش داشته باشد . مي تواند در بچه هاي داراي تب بالا رخ دهد يا در فردي که صرع دارد و يا دچار سکته مغزي شده است اتفاق افتد .
هر تشنجي به توجه پزشکي نياز دارد . با ۱۱۵ تماس بگيريد . تا رسيدن فوريتها ، مطمئن شويد که شخص به خودش آسيبي نمي رساند . اگر افتاد ، اشخاص را از او دور نماييد . به آنها نزديک نشويد ، ممکن است به شما نيز آسيب برسانند . سعي نکنيد چيزي را در دهان شخص فرو کنيد ، بسيار خطرناک است . به ساعتتان نگاه کنيد که چقدر تشنج طول مي کشد ؟!
دانستن اينکه در فوريتهاي پزشکي چگونه اقدام کنيد ، مي تواند زندگي اي را نجات دهد .
مردم اغلب از مواجه شدن با موقعيت اورژانس متنفرند » اين موضوع بيشتر به اين سبب نيست که نمي خواهند، بلکه آنها نگرانند که ندانند چه انجام دهند .
درد سينه ، پرش جسمي به گلو ، غش و تشنج ، اگر اورژانسي رخ دهد ،شما چه خواهيد کرد ؟ آيا گامهاي اوليه کمک هاي اوليه را مي دانيد ؟
بهر حال ، اورژانسها مي توانند در هر جايي رخ دهند ، در هنگام بازي ، در خيابانهاي شهر ، در مغازه ، بقالي و در منزل در اين حال چه خواهيد کرد ؟
اصول
با ۱۱۵ تماس بگيريد : « ايمن ماندن بهتر از نگراني است . » بهتر است که ۱۱۵ تماسهاي زيادي را داشته باشد تا اينکه کمتر با آن تماس بگيرند . جاي هيچ نگراني در اين باره وجود ندارد ، تکنسينها آنرا به عنوان بخشي از کار خود تلقي مي نمايند . » بهتر است که تکنسينهاي اورژانس به موقع حاضر شوند و شخص را در وضعيت خوبي در خانه بيابند تا اينکه دير تماس برقرار شود و اوضاع از کنترل خارج شده باشد . »
آرام باشيد . اگر نمي توانيد با اطمينان و ايمن کمک کنيد ، نبايد کمک کنيد . « مهم است که آرام باشيد و مطمئن شويد وقتي که قصد کمک کردن داريد که خود و ديگري را به خطر نمي اندازيد .
CPR را شروع کنيد !
حتي فردي که دوره CPR را نگذرانده اند مي توانند به کمک يک هدايتگر از راه دور CPR را انجام دهند . بسياري از متصديان ۱۱۵ جهت آموزش CPR از راه تلفن آموزش ديده اند . شما مي توانيد ماساژ قلبي را حتي بدون تنفس دهان به دهان انجام دهيد ، بهتر از اين است که هيچ کاري نکنيد .
شخصي به شما مي گويد که ( احساس ) حال خوبي ندارد . اگر او - که کاملاً ناشناس است - به شما بگويد که احساس ضعف ، بيماري يا سرگيجه دارد ، بايد به ۱۱۵ زنگ بزنيد . او به مراقبتهاي پزشکي نياز دارد . دلايل پزشکي بسياري براي اين علائم وجود دارد مانند : موارد قلبي ، ديابت ، قند خون پايين ، بارداري ، حمله قلبي و يا مربوط به گرما باشد .
هنگامي که شما منتظر رسيدن اورژانس هستيد :
هوشياري را چک کنيد ،
بپرسيد : آيا شما خوبيد ! اگر پاسخ داد ، بپرسيد آيا مي دانيد کجا هستيد ؟ چيزي بپرسيد که سطح تمرکز را نشان دهد . اگر بدون پاسخ بود ، نبض را چک کنيد ، چک کنيد و ببينيد آيا نفس مي کشد . اگر تنها هستيد بايد يکي را براي کمک پيدا کنيد .
تنفس را کنترل کنيد :
به تنفس از راه بيني گوش کنيد ، و به سينه براي بالا و پايين شدن نگاه کنيد . نبض را يا از مچ يا گردن بگيريد . اگر فرد تنفس و نبض داشت ، بايد تا رسيدن کمک صبر کنيد . دوباره تماس با ۱۱۵ مي تواند به شما کمک کند که چطور نبض کسي را بگيريد .
CPR را شروع کنيد :
اگر بيمار نفس نمي کشد يا نبض ندارد ، CPR را شروع کنيد.
بيمار را آرام و آسوده سازيد :
اگر اين شخص گرمازده است ، به يک جاي سايه منتقل کنيد ، اگر عرق مي کند ، آب بر روي پوستش بريزيد . اشخاص پير يا کودکان خردسال به گرمازدگي حساس ترند . اگر هوشيار هستند به آنها مايعات بنوشانيد .
* فوريت - درد سينه :
اگر شخص به سينه اش چنگ زده است و مي گويد « سينه ام گرفته است و ناراحت است » به حمله قلبي فکر کنيد . درد سينه ، حمله قلبي است مگر خلافش ثابت شود . « اين روش نگريستن به دنياي اورژانس هاست . يک فرد ۱۷ ساله نيز مي تواند حمله قلبي داشته باشد ، هر کس ممکن است ! »
روش کار : با ۱۱۵ تماس بگيريد . سپس راه هوايي تنفس و گردش خون را چک نماييد . ( ABC ) . آيا نفس مي کشد ؟ آيا نبض دارد ؟ اگر نه ، CPR را شروع نماييد .
موضوع ناراحت کننده اين است که مردم اگر CPR را بلد نباشند ، مي ترسند آنرا انجام دهند ، زيرا نمي خواهند کار اشتباهي انجام دهند . مهمترين چيز آن است که اگر شخص نفس نمي کشد ، او را در وضعيت چانه به سمت بالا قرار دهيد ، تا زبانش از مسير راه هوايي خارج شود . ( پس راه هوايي باز مي شود ) و سپس ماساژ سينه را شروع کنيد .
* فوريت : پرش جسم خارجي به گلو
سر ميز شام مشغول غذا خوردن هستيد که شخص شروع به سرفه مي کند . چه زماني اين مسئله يک فوريت محسوب مي شود ؟ تا زماني که سرفه مي کند خوب است ، زيرا هوا جابه جا مي شود و او نفس مي کشد . اگر هيچ صدايي از او در نمي آمد ، صورتش قرمز شده بود ، او نياز به انجام مانور همليش Heimlich دارد . « يعني در همان لحظه اي که او نفس نمي کشد . »
* احتياط :
اگر او سرفه مي کند ، انجام مانور همليش ممکن است بدترش کند . هم چنين ضربه پشت نيز ممکن است وضع را بدتر کند . چرا که غذا ممکن است به راه هوايي برگردد . لازم است آنها را به حال خود رها سازيد تا به لحظه اي برسد که هيچ صدايي از راه هوايي شنيده نمي شود .
یک دست را مشت کرده و با دست دیگر آن را گرفته و محکم بداخل قفسه سینه فرو برده و با قدرت زیاد فرد را بلند کنید .
* فوريت - خونريزي :
زماني که يک نفر انگشتش را مي برد ، فکر مي کند از خونريزي خواهد مرد . مردم نمي دانند که نه واحد خون در بدن دارند . بخشهايي از بدن که مي توانند خونريزي فراوان داشته باشند عبارتند از پوست سر ، انگشتان دست و پاها ،خونريزي از بيني نيز مي تواند زياد باشد . بريدگي در واژن نيز مي تواند خونريزي زياد داشته باشد اما از خونريزي نخواهند مرد .
خونريزي از بيني مي تواند علت جدي مانند فشار خون داشته باشد و يا به علت انگولک کردن مزمن بيني ايجاد شده باشد . اگر فردي با فشار خون بالا يک خونريزي بيني شديد داشته باشد ، ما با يک خطر پنهان مواجهيم .
* قاعده انگشتي :
هنگامي که چيزي سبب ترس شما مي گردد با ۱۱۵ تماس بگيريد يا به بيمارستان مراجعه نماييد . « آنگاه آنها به شما مي گويند که اين يک اورژانس بوده است يا نه !
بريدگي تاندون مي تواند مشکل سازتر از خونريزي باشد . ممکن است نياز به بخيه باشد و ممکن است هرگز نتواند دوباره از انگشتان خود استفاده نمايد . اغلب مي شنويم مردم مي گويند « من خوبم ، من خوبم » اما بايد زخم بررسي گردد .
از تورنيکه استفاده نکنيد ، ما از تورنيکه به هيچ وجه استفاده نمي کنيم . زيرا مي تواند به بافتها آسيب برساند . توصيه مي کنيم که بر روي محل فشار مستقيم وارد کنيد . حتي اگر قطع شدگي ناقص نيز وجود دارد ، دستمالي به دورش بپيچيد و محکم نگهش داريد .
* فوريت ؛ تشنج :
نشانه هاي صرع متفاوت است . شخص ممکن است بيافتد و حرکات نامنظمي انجام دهد . سرش ممکن است سفت شود چشمهايش پرش داشته باشد . مي تواند در بچه هاي داراي تب بالا رخ دهد يا در فردي که صرع دارد و يا دچار سکته مغزي شده است اتفاق افتد .
هر تشنجي به توجه پزشکي نياز دارد . با ۱۱۵ تماس بگيريد . تا رسيدن فوريتها ، مطمئن شويد که شخص به خودش آسيبي نمي رساند . اگر افتاد ، اشخاص را از او دور نماييد . به آنها نزديک نشويد ، ممکن است به شما نيز آسيب برسانند . سعي نکنيد چيزي را در دهان شخص فرو کنيد ، بسيار خطرناک است . به ساعتتان نگاه کنيد که چقدر تشنج طول مي کشد ؟!
دانستن اينکه در فوريتهاي پزشکي چگونه اقدام کنيد ، مي تواند زندگي اي را نجات دهد .
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راهنمای انجام اقدامات اوليه در برخورد با گزيدگي ها
الف_ عقرب گزيدگي:
بيش از ۶۵۰ گونه عقرب در جهان وجود دارد كه تنها ۵۰ گونه آنها براي انسان خطرناك مي باشند.
خطرناكترين عقربي كه در ايران وجود دارد در استان خوزستان و با نام محلي گارديم يا گاديم مي باشد.
علايم عقرب گزيدگي:
اثرات سمي ناشي از گزش عقرب معمولا در بزرگسالان ملايم است و شرايط حاد بيشتر در كودكان بروز مي نمايد.
تورم عموماً محدود به ناحيه گزش است و احساس بي حسي و سوزش در ناحيه گزش براي ۴ تا ۶ ساعت بوجود مي آيد و معمولاً پس از ۲۴ ساعت بهبود مي يابد. يك گزش عقرب مي تواند منجر به بروز درد متوسط تا شديد در ناحيه گزش شود، سم عقرب از نوع سم عصبي است و سبب انقباضات مداوم عضلاني مي شود. در بزرگسالان گزش عقرب منجر به درد محدود به ناحيه گزش مي گردد كه پس از چند ساعت تا چند روز بر طرف مي شود.
تپش قلب و افزايش فشار خون از عواقب معمول گزش عقرب است. اختلال در عملكرد اعصاب ناحيه سر، منجر به از دست دادن كنترل عضلات حلق و اختلال عضلات اسكلتي منجر به انقباضات عضله زبان مي شود. دوبيني، لكنت زبان، گشادي مردمك ها و افزايش ترشح بزاق و ترشحات ريوي و تعريق از ديگر عوارق عقرب گزيدگي است.
اما علائم تهديدكننده حيات و حوادث منجر به مرگ به ندرت و آن هم بيشتر در كودكان رخ مي دهد. در كودكان ممكن است متعاقب درد در ناحيه گزش، بي قراري، حركات غير ارادي چشمها و ترشح بزاق بروز نمايد. يكي از علايم شايع عقرب گزيدگي در كودكان افزايش دماي بدن مي باشد. تنگي نفس و كم شدن اكسيژن در موارد حاد خصوصا در كودكان را بايد دقيقا كنترل نمود. تهوع، استفراغ، مشكل در بلع در كودكان، احساس سوزن سوزن شدن در ناحيه گزش نيز ممكن است بروز نمايد.
درمان عقرب گزيدگي:
به دليل جذب سريع زهر و حجم كم آن، نيازي به تخليه محل گزش وجود ندارد. كنترل مجاري هوايي، كنترل درد ، اضطراب و اختلالات حركتي مصدوم از جمله اقدامات كمكي مي باشد. ضمنا پادزهرعقرب گزيدگي در درمانگاههاي محلي موجود است كه بايد سريعا تزريق شود. تجويز آرام بخش هم مي تواند به مصدومين كمك كند.
در بزرگسالان درد و بيحسي ناحيه تزريق پس از ۲۴ ساعت برطرف مي شود ولي علايم عصبي و عضلات اسكلتي ممكن است زمان بيشتري به طول انجامد. چنين علايمي يك ساعت پس از تزريق پادزهر برطرف مي شود ولي ممكن است درد تا ۲۴ ساعت ادامه داشته باشد.
ب_-زنبور گزيدگي:
گزش زنبورها مخصوصاً زنبورهاي وحشي، بدون توجه به ظاهر آن، مي توانند خطر جدي براي فرد ايجاد كنند. زنبور گزيدگي ممكن است در اثر نيش انواع زنبور مانند زنبورعسل و زنبورسرخ بروز نمايد. نيش زنبورعسل ماده، به كيسه محتوي زهر متصل است و پس از گزش در زخم باقي مي ماند و محتويات كيسه زهر به زخم منتقل مي شود. بنابراين برداشتن نيش از روي زخم در اسرع وقت جهت جلوگيري از ورود بيشتر سم به زخم ضروري است. علائم معمولاً در عرض چند ساعت ناپديد مي شود. اگر فرد زنبورگزيده مشكلي در تنفس داشتيد و يا تورم شديد وسريع رخ داد بايد به پزشك مراجعه شود.
اگر هيچيك از اين علائم براي فرد زنبور گزيده ايجاد نشد تنها كاري كه ما مي توانيم انجام دهيم اين است كه ابتدا از نزديك محل گزيدگي را بررسي كنيم. اگر نيش هنوز در سطح باقي است مي توانيم آن را با يك موچين يا انبر از سطح پوست بيرون بكشيم. بايد مراقب باشيم كه كيسه زهر را فشار ندهيم زيرا ممكن است باقي سم وارد بدن شود.
بعد از آن مي توانيم محل را با آب سرد همراه با بيكربنات سديم (محلول جوش شيرين) كمپرس كنيم.
ممكن است گزيدگي در داخل دهان يا گلو صورت گيرد و اين مسئله خطرناك است چون بافتهاي گلو و دهان بافتهاي شلي هستند و خيلي سريع ورم مي كنند و ممكن است باعث اختلال تنفسي شوند.
زنبورها و زنبورهاي سرخ بطور مكرر نيش مي زنند و محل گزش آنها به سادگي عفوني مي شود. ممكن است در محل گزش يك زخم دردناك ايجاد شود ولي واكنش هاي حساسيتي شديد نيز در برخي افراد رخ مي دهد. چنانچه گزش زنبور در نقاط مختلف و آن هم در ناحيه گردن و سر بروز نمايد، جدي تر است و مي تواند تهديد كننده زندگي باشد.
علايم زنبور گزيدگي:
علائمي كه زنبور گزيدگي مي تواند ايجاد كند عبارتند از:
درد و تورم ناگهاني در محل گزش و قرمزي در مركز تورم. البته بعضي از افراد به هر نوع سمي حساسيت دارند و واكنش آلرژيك بسيار شديدي مي توانند به سم زنبور نشان دهند و اصطلاحاً شوك آنافلاتيك در آنها ايجاد مي شود كه در اين موارد به اقدامات سريع و فوري نياز داريم.
درمان زنبور گزيدگي:
در مورد نيش زنبور عسل، برداشتن سريع نيش از روي زخم، جهت جلوگيري از ورود بيشتر سم به زخم ضروري است. علائم معمولاً در عرض چند ساعت ناپديد مي شود. اگر فرد زنبورگزيده مشكل تنفسي داشت و يا تورم شديد وسريع در محل گزش بروز كرد، بايد به پزشك مراجعه نمايد.
بايد محل گزش را با آب و صابون بشوئيم.
روي محل گزش كمپرس سرد يا كيسه محتوي يخ قرار دهيد و به طور متوالي هر ۱۵ دقيقه يكبار كيسه يخ را از روي پوست برداريم.
از قراردادن مستقيم يخ روي پوست و از گرم كردن موضع بايد اجتناب نمود.
محل را با آب سرد همراه با بيكربنات سديم (محلول جوش شيرين) كمپرس كنيم.
ممكن است گزيدگي در داخل دهان يا گلو صورت گيرد براي اين كار سريعاً داخل دهان را با آب سرد و بيكربنات سديم شستشو مي دهيم و مريض را به اورژانس بيمارستان منتقل مي كنيم.
ج_ حشره” دراكولا” و يا ” بند”) Paederus Blister Beetles)
.اين حشرات نارنجي با سر، شكم و انتهاي تيره، ظاهري شبيه مورچه و علاقه فراواني به رطوبت دارند و در واقع نوعي سوسك ( شبيه به مورچه) هستند كه در مناطق شمال و در فصل تابستان كه رطوبت و جمعيت بالاست، خطردر معرض اين حشره قرار گرفتن بالاتر است. راه رفتن آن بر روي پوست باعث زخمهاي بسيار عميق و دردناك مي گردد. اين حشره به سلطان حشرات مناطق گرم و مرطوب معروف است به واسطه سمى كه در بدن خود دارد فاقد دشمن طبيعى است و حتى پرندگان نيز از خوردن آن خوددارى مى كنند. اين حشره به محض تحريك با ترشح سم بر پوست بدن انسان باعث بروز تاول هاى شديدى همراه با درد، سوزش و خارش مى شود. بهبود تاول هاى ناشى از سم اين حشره، درمان خاصى ندارد و تنها بايد با مواد ضدعفونى كننده، زمان بهبود ۱۰ روزه آن را تحمل كرد.
اين حشرات معمولاً بيشتر فعاليتشان در هنگام غروب آفتاب رخ مي دهد چراكه از نور آفتاب گريزانند و علاقه فراواني به منابع نور مصنوعي مانند لامپهاي مهتابي و نورهاي فلورسنت دارند. بنابراين غروب روزهاي تابستان اين موجودات به سمت نور لامپهاي خانگي مي آيند و در تماس با انسان قرار مي گيرند.
به دليل اينكه بال رويي اين حشره كوتاه و شبيه شنل دراكولا، قرمز رنگ است مردم در گيلان به آن دراكولا و در مازندران به آن بند مي گويند اما نام علمي آن پدروس (Paederus) است.
علايم تماس با حشره دراكولا يا بند:
دراكولاها نه نيش مي زنند و نه گاز مي گيرند بلكه اين موجودات تركيبات سمي و محركي به نام پدرين ترشح مي كند كه باعث ايجاد زخمهاي پوستي و چشمي مي شود. پدرين يك ماده سمي است كه باعث ايجاد صدمات بافتي، نكروز و تاول مي شود. اين سم اگر در تماس با پوست بدن قرار گيرد لايه سطحي پوست را تخريب مي كند. علائم اين تخريب به صورت قرمز شدن موضعي، جوشهاي كوچك همراه با خارش و در انتها ورقه ورقه شدن و پوسته پوسته شدن پوست مي باشد كه هيچ درمان قطعي براي آن وجود ندارد و عارضه بعد از مدتي خود به خود خوب مي شود. التهاب پوستي ايجاد شده به صورت ناگهاني ظاهر مي شود و له شدن حشره روي پوست و يا خاراندن پوست ناحيه سبب انتشار سم و تشديد زخمهاي روي پوست خواهد شد.
سم پدرين در صورت تماس با چشم باعث ايجاد التهاب ملنحمه چشم شده و در موارد نادري ممكن است باعث كوري شود. واكنشها در آغاز به صورت كهير است كه پوشيده از تاولهاي كوچك و جدا از هم مي باشد.
محل آسيب ديده دردناك بوده و طي ۱۰ تا۱۲ روز زخمها حالت دلمه پيدا مي كنند كه به تدريج از بين رفته و يك ناحيه تيره بر جاي مي ماند كه ممكن است هفته ها يا ماهها باقي بماند و سپس از بين برود.
اقدامات اوليه در تماس با حشره دراكولا يا بند :
تنها كاري كه مي توان براي تخفيف عارضه انجام داد و طول دوره عارضه را كم كرد اين است كه اگر ما در ساعات ابتدايي ايجاد عارضه، متوجه آن شويم و با آب و صابون معمولي محل عارضه را شستشو دهيم. تكرار اين عمل در بهبود زخمها بسيار مفيد مي باشد. گرچه اين ، شدت علائم و طول آنها كاهش چشمگيري پيدا خواهد كرد. از طرف
ديگر با تميز نگه داشتن محل عارضه مي توان از بروز مشكلات ثانويه ازجمله عفونتهاي باكتريايي جلوگيري كرد همچنين هرچه پوست مرطوبتر باشد شدت عارضه بيشتر است.
هيچ پادزهر اختصاصي وجود ندارد. تجويز آنتي هيستامين ها و كورتون ها، تغيير خاصي در روند درمان بيمار ندارد. بايد مراقب بود تا زخم دچار عفونت ثانويه نشود.
به طور تجربي استعمال الكل سفيد بر روي موضع آلوده به سم حشره و يا بر روي زخمها مي تواند در كاهش علايم موثر باشد.
پيشگيري از گزش حشرات :
با رعايت چند نكته ساده ميتوانيم از خودمان در برابر گزش حشرات محافظت كنيم. قسمت عمدهاي از اين نكات روشهاي فيزيكي هستند يعني روشهايي كه در مواجهه ما و كودكانمان با حشرات جلوگيري ميكند.مانند نصب توري به پنجرهها، پوشيدن لباسهاي محافظتكننده و ترك كردن محل.
حشرات داخل ساختمانها و اتاقها با استفاده دائمي از حشرهكشهايي كه به صورت اسپري وجود دارند يا مواد حشرهكش از بين ميروند.
نگهداري حيوانات خانگي باعث تجمع بيشتر حشرات ميشود. بايد توجه داشت حشرات ممكن است روي پوست اين حيوانات بنشينند و بعد بلند شده، روي پوست بدن ما بنشينند و نيش بزنند بنابراين لازم است نگهداري حيوانات اهلي توام با رعايت بهداشت حيوان باشد.
اگر در محل زندگي درختان زيادي وجود دارد بايد براي پنجرههاي خانه از توري استفاده شود و در پاركها از آويختن لباسها روي درخت خودداري شود.
در مناطقي كه حشرات زياد وجود دارد، بهتر است روي پوست بدن مخصوصا بدن كودك داروهايي ماليد كه حشرات را از كودك دور كند. اما بايد توجه كنيد استفاده دائم از اين مواد سبب حساسيت بيشتر نشود.
به هيچوجه كندوي زنبور عسل را دستكاري و زنبورها را تحريك نكنيد.
اگر زنبور در نزديكي خود ديديد به جاي نابود كردن آن با مگسكش، موقتا آن منطقه را ترك كنيد.
از پوشيدن لباسهايي با رنگ روشن و استفاده از عطرهاي تند در مناطقي كه حشرات زيادي دارند، جدا خودداري كنيد؛ زيرا تمام اين موارد باعث جذب زنبورها ميشود.
در محيطهاي باز، پيراهن آستين بلند و شلوار بلند به تن كودكتان كنيد.
اگر سابقه واكنش حساسيتي شديد به نيش زنبور داريد، با پزشك خود براي مقابله با آن مشورت كنيد.
مار گزيدگي:
بيش از ۳۰۰۰ نوع مار در سراسر دنيا وجود دارد كه فقط ۲۰۰ نوع از آنها سمي هستند.
مارهاي سمي به دوگروه عمده تقسيم مي شوند: مرجانها ( مار مرجان و مار كبري) و افعي ها ( مار افعي و مار زنگي)
مارهاي افعي عامل بيش از ۹۰ درصد مار گزيدگيهاي سمي مي باشند و در بين آنها مار زنگي از همه خطرناكتر است.
انواع افعي هاي ايران:
- افعي شاخدار، بيشتر در نواحي مركزي، شرقي و جنوبي ايران
- مار شاخدار، در نواحي شرقي و مركزي و استانهاي كرمان و فارس
- افعي پلنگي، در نواحي شرقي و مركزي و استانهاي كرمان و فارس
- مار جعفري، در نواحي شرقي و مركزي
- افعي زنجاني
- افعي قفقازي
- افعي البرزي، در نواحي البرز و مركزي ايران
خصوصيات مارهاي سمي:
سر مارهاي سمي مثلي شكل است، برخلاف مارهاي غيرسمي كه سر به صورت نيمه بيضوي است.
مارهاي سمي داراي مردمك بيضي شكل بوده در حاليكه مردمك مارهاي غيرسمي گرد است. (به استثناي مار مرجان)
معمولاً در انتهاي دم مارهاي سمي يك رديف فلس وجود دارد، در حاليكه در مارهاي غيرسمي تعداد رديف هاي فلس ها ۲ يا بيشتر است.
مارهاي سمي داراي Fang در محوطه دهاني مي باشند كه در واقع نوعي دندان تخصص يافته مي باشد. و به عنوان ابزار تزريق زهر در مار محسوب مي شوند بنابراين محل گزش مارهاي سمي با دو سوراخ در محل گزش مشخص مي شود، در مارهاي غيرسمي محل گزش بصورت دو رديف سوراخ هلال شكل معيني مي شود.
پيشگيري از مارگزيدگي:
مراقب جايي كه پاي خود را قرار مي دهيد، جايي كه دست خود را قرار مي دهيد و جايي كه در آن مكان بازي مي كنيد و يا مي نشينيد باشيد و در مناطق مارخيز بيش از پيش مراقب كودكان خود باشيد.
مارها معمولا در فصل بهار، تابستان و پاييز در مكانهاي سايه دار و خنك و در فصل زمستان در مكانهايي مانند درون غارها و تونل معادن زندگي مي كند. ۷۲% از مارگزيدگي ها در در تاريكي (نيم ساعت قبل از غروب آفتاب تا ۲ ساعت بعد از آن) رخ مي دهد. هيچگاه تلاشي براي به دام انداختن مارها و يا تخريب لانه آنها انجام ندهيد.
معمولا ۹۵% از مارگزيدگي ها به دليل بي دقتي در حين نقل و انتقال مار سمي و ۵% آن به صورت اتفاقي رخ مي دهد.
علايم گزيدگي افعي ها:
- درد و حساسيت در محل گزش به صورت دردهاي تيز و سوزاننده كه در عرض ۵ تا ۱۰ دقيقه بعد از گزش ظاهر مي شود.
- تورم در محل گزيدگي (۳۰ دقيقه) ۴ ساعت بعد از گزش ايجاد مي شود. و ممكن است در عرض ۲۴-۱۲ ساعت افزايش يافته و كل اندام مبتلا را درگير نمايد.
- تاول و وزيكول (در طي ۳۶-۲۴ ساعت پس از گزيدگي تاول هاي كوچك ممكن است در محل ايجاد شوند.)
- تهوع و استفراغ
- بي حسي (پارستزي) در اطراف دهان، صورت و پوست سر و گز گز نوك انگشتان
- تب، لرز
- تعريق، ضعف بي حالي
- سرگيجه و حتي سنكوپ
- اختلالات انعقادي خون: يكي از مشخص ترين و مهم ترين علايم و نشانه هاي گزيدگي با افعي ها بوده و به صورت خونريزي از بيني، وجود خون در خلط، خون در ادرار، خون در مدفوع، خونريزي در شكم و داخل چشم و مغز بروز مي نمايد.
- كاهش سطح هوشياري و شوك قلبي- عروقي
اقدامات خارج از بيمارستان:
گزش همه افعي ها با خطر جدي همراه است در اسرع وقت به دنبال مراقبت هاي پزشكي باشيد.
- دور كردن مصدوم از محل حادثه (جهت جلوگيري از حمله مجدد مار)
- همه لباسهاي سفت، كفش و جواهرات را از دست و پاي بيمار خارج كنيد.
- فعاليت فيزيكي بيمار را محدود و كم كنيد.
- آرام باشيد و ييمار را نيز آرام كنيد و از حركات بيش از حد او جلوگيري نماييد.
- اگر زمان داريد زخم را با آب و صابون بشوييد.
- عضو را بايد بي حركت و هم سطح يا كمي پايين تر از سطح قلب نگه داشت.
- بستن گارو در محل بالاي گزيدگي بويژه اگر محل گزيدگي در دست ها يا پاها باشد. قابل ذكر است بستن گارو نبايد آنقدر سفت باشد كه جريان خون اندام را مختل كند.
- خودداري از سرد كردن و كمپرس كردن عضو با آب سرد يا يخ ( اين كار ممكن است منجر به قطع عضو بيمار شود).
- درصورتيكه انتقال بيمار به بيمارستان بيش از يك ساعت طول كشد با ايجاد يك برش به موازات محور عضو درگير به طول تقريبي ۷-۶ ميلي متر و عمق ۳ ميلي متر نمود و عمل مكش را با دهان به مدت ۶۰-۳۰ دقيقه ادامه دهيد. در صورت وجود زخم در محوطه دهان از انجام مكش با دهان خودداري كنيد.
- بيمار را در اسرع وقت به بيمارستان برسانيد. بهترين درمان براي مارگزيده رساندن وي به مراكز درماني است.
- لطفاً زمان را با تلاش براي كشتن و يا گرفتن مار از دست ندهيد.
- علائم واكنش هاي حساسيتي شديد مانند عطسه، مشكل در تنفس يا تورم سريع و شديد، درد شكم، تهوع، سرگيجه، درد قفسه سينه، خرخر صدا وكبود شدن رنگ لبها از جمله مواردي هستند كه سريعاً بايد به اورژانس مراجعه شود.
- كودكان زير سه سال، بيماران قلبي، ديابتي، افراد مسن و معلولين حركتي و بيماران مبتلا به آلرژي در معرض خر بالاي حساسيت مي باشند. گزش متعدد در ناحيه سر و گردن خطرناك تر مي باشد. بهتر است در اين موارد سريعاً به اورژانس مراجعه شود.
- بيمار را براي چند روز از نظر درد تشديد درد يا باقي ماندن تورم يا علائم شبيه آنفولانزا و يا تب تحت نظر قرار دهيد و در صورت بروز اين علائم سريعاً به پزشك مراجعه نمائيد.
– درمان انتخابي پس از رسيدن به بيمارستان تجويز پادزهر تا ۴ ساعت اول پس از گزش مي باشد. تا ۲۴ ساعت پس از گزيدگي هم پادزهر قابل استفاده است. ممكن است آنتي بوتيك و واكسن كزاز هم تزريق شود.
¯ علايم گزيدگي با مار كبري و مار مرجان
افتادگي پلك ها، خواب آلودگي، ضعف عضلاني، فلج، اختلال تكلم و تنفس، آبريزش از دهان، استفراغ و تهوع
¯ علايم گزيدگي با مار آبي (دريايي)
درد عضلاني و تغيير رنگ ادرار به رنگ قهوه اي يا سياه به علت تخريب عضله رسوب ميوگلوبين در ادرار)
الف_ عقرب گزيدگي:
بيش از ۶۵۰ گونه عقرب در جهان وجود دارد كه تنها ۵۰ گونه آنها براي انسان خطرناك مي باشند.
خطرناكترين عقربي كه در ايران وجود دارد در استان خوزستان و با نام محلي گارديم يا گاديم مي باشد.
علايم عقرب گزيدگي:
اثرات سمي ناشي از گزش عقرب معمولا در بزرگسالان ملايم است و شرايط حاد بيشتر در كودكان بروز مي نمايد.
تورم عموماً محدود به ناحيه گزش است و احساس بي حسي و سوزش در ناحيه گزش براي ۴ تا ۶ ساعت بوجود مي آيد و معمولاً پس از ۲۴ ساعت بهبود مي يابد. يك گزش عقرب مي تواند منجر به بروز درد متوسط تا شديد در ناحيه گزش شود، سم عقرب از نوع سم عصبي است و سبب انقباضات مداوم عضلاني مي شود. در بزرگسالان گزش عقرب منجر به درد محدود به ناحيه گزش مي گردد كه پس از چند ساعت تا چند روز بر طرف مي شود.
تپش قلب و افزايش فشار خون از عواقب معمول گزش عقرب است. اختلال در عملكرد اعصاب ناحيه سر، منجر به از دست دادن كنترل عضلات حلق و اختلال عضلات اسكلتي منجر به انقباضات عضله زبان مي شود. دوبيني، لكنت زبان، گشادي مردمك ها و افزايش ترشح بزاق و ترشحات ريوي و تعريق از ديگر عوارق عقرب گزيدگي است.
اما علائم تهديدكننده حيات و حوادث منجر به مرگ به ندرت و آن هم بيشتر در كودكان رخ مي دهد. در كودكان ممكن است متعاقب درد در ناحيه گزش، بي قراري، حركات غير ارادي چشمها و ترشح بزاق بروز نمايد. يكي از علايم شايع عقرب گزيدگي در كودكان افزايش دماي بدن مي باشد. تنگي نفس و كم شدن اكسيژن در موارد حاد خصوصا در كودكان را بايد دقيقا كنترل نمود. تهوع، استفراغ، مشكل در بلع در كودكان، احساس سوزن سوزن شدن در ناحيه گزش نيز ممكن است بروز نمايد.
درمان عقرب گزيدگي:
به دليل جذب سريع زهر و حجم كم آن، نيازي به تخليه محل گزش وجود ندارد. كنترل مجاري هوايي، كنترل درد ، اضطراب و اختلالات حركتي مصدوم از جمله اقدامات كمكي مي باشد. ضمنا پادزهرعقرب گزيدگي در درمانگاههاي محلي موجود است كه بايد سريعا تزريق شود. تجويز آرام بخش هم مي تواند به مصدومين كمك كند.
در بزرگسالان درد و بيحسي ناحيه تزريق پس از ۲۴ ساعت برطرف مي شود ولي علايم عصبي و عضلات اسكلتي ممكن است زمان بيشتري به طول انجامد. چنين علايمي يك ساعت پس از تزريق پادزهر برطرف مي شود ولي ممكن است درد تا ۲۴ ساعت ادامه داشته باشد.
ب_-زنبور گزيدگي:
گزش زنبورها مخصوصاً زنبورهاي وحشي، بدون توجه به ظاهر آن، مي توانند خطر جدي براي فرد ايجاد كنند. زنبور گزيدگي ممكن است در اثر نيش انواع زنبور مانند زنبورعسل و زنبورسرخ بروز نمايد. نيش زنبورعسل ماده، به كيسه محتوي زهر متصل است و پس از گزش در زخم باقي مي ماند و محتويات كيسه زهر به زخم منتقل مي شود. بنابراين برداشتن نيش از روي زخم در اسرع وقت جهت جلوگيري از ورود بيشتر سم به زخم ضروري است. علائم معمولاً در عرض چند ساعت ناپديد مي شود. اگر فرد زنبورگزيده مشكلي در تنفس داشتيد و يا تورم شديد وسريع رخ داد بايد به پزشك مراجعه شود.
اگر هيچيك از اين علائم براي فرد زنبور گزيده ايجاد نشد تنها كاري كه ما مي توانيم انجام دهيم اين است كه ابتدا از نزديك محل گزيدگي را بررسي كنيم. اگر نيش هنوز در سطح باقي است مي توانيم آن را با يك موچين يا انبر از سطح پوست بيرون بكشيم. بايد مراقب باشيم كه كيسه زهر را فشار ندهيم زيرا ممكن است باقي سم وارد بدن شود.
بعد از آن مي توانيم محل را با آب سرد همراه با بيكربنات سديم (محلول جوش شيرين) كمپرس كنيم.
ممكن است گزيدگي در داخل دهان يا گلو صورت گيرد و اين مسئله خطرناك است چون بافتهاي گلو و دهان بافتهاي شلي هستند و خيلي سريع ورم مي كنند و ممكن است باعث اختلال تنفسي شوند.
زنبورها و زنبورهاي سرخ بطور مكرر نيش مي زنند و محل گزش آنها به سادگي عفوني مي شود. ممكن است در محل گزش يك زخم دردناك ايجاد شود ولي واكنش هاي حساسيتي شديد نيز در برخي افراد رخ مي دهد. چنانچه گزش زنبور در نقاط مختلف و آن هم در ناحيه گردن و سر بروز نمايد، جدي تر است و مي تواند تهديد كننده زندگي باشد.
علايم زنبور گزيدگي:
علائمي كه زنبور گزيدگي مي تواند ايجاد كند عبارتند از:
درد و تورم ناگهاني در محل گزش و قرمزي در مركز تورم. البته بعضي از افراد به هر نوع سمي حساسيت دارند و واكنش آلرژيك بسيار شديدي مي توانند به سم زنبور نشان دهند و اصطلاحاً شوك آنافلاتيك در آنها ايجاد مي شود كه در اين موارد به اقدامات سريع و فوري نياز داريم.
درمان زنبور گزيدگي:
در مورد نيش زنبور عسل، برداشتن سريع نيش از روي زخم، جهت جلوگيري از ورود بيشتر سم به زخم ضروري است. علائم معمولاً در عرض چند ساعت ناپديد مي شود. اگر فرد زنبورگزيده مشكل تنفسي داشت و يا تورم شديد وسريع در محل گزش بروز كرد، بايد به پزشك مراجعه نمايد.
بايد محل گزش را با آب و صابون بشوئيم.
روي محل گزش كمپرس سرد يا كيسه محتوي يخ قرار دهيد و به طور متوالي هر ۱۵ دقيقه يكبار كيسه يخ را از روي پوست برداريم.
از قراردادن مستقيم يخ روي پوست و از گرم كردن موضع بايد اجتناب نمود.
محل را با آب سرد همراه با بيكربنات سديم (محلول جوش شيرين) كمپرس كنيم.
ممكن است گزيدگي در داخل دهان يا گلو صورت گيرد براي اين كار سريعاً داخل دهان را با آب سرد و بيكربنات سديم شستشو مي دهيم و مريض را به اورژانس بيمارستان منتقل مي كنيم.
ج_ حشره” دراكولا” و يا ” بند”) Paederus Blister Beetles)
.اين حشرات نارنجي با سر، شكم و انتهاي تيره، ظاهري شبيه مورچه و علاقه فراواني به رطوبت دارند و در واقع نوعي سوسك ( شبيه به مورچه) هستند كه در مناطق شمال و در فصل تابستان كه رطوبت و جمعيت بالاست، خطردر معرض اين حشره قرار گرفتن بالاتر است. راه رفتن آن بر روي پوست باعث زخمهاي بسيار عميق و دردناك مي گردد. اين حشره به سلطان حشرات مناطق گرم و مرطوب معروف است به واسطه سمى كه در بدن خود دارد فاقد دشمن طبيعى است و حتى پرندگان نيز از خوردن آن خوددارى مى كنند. اين حشره به محض تحريك با ترشح سم بر پوست بدن انسان باعث بروز تاول هاى شديدى همراه با درد، سوزش و خارش مى شود. بهبود تاول هاى ناشى از سم اين حشره، درمان خاصى ندارد و تنها بايد با مواد ضدعفونى كننده، زمان بهبود ۱۰ روزه آن را تحمل كرد.
اين حشرات معمولاً بيشتر فعاليتشان در هنگام غروب آفتاب رخ مي دهد چراكه از نور آفتاب گريزانند و علاقه فراواني به منابع نور مصنوعي مانند لامپهاي مهتابي و نورهاي فلورسنت دارند. بنابراين غروب روزهاي تابستان اين موجودات به سمت نور لامپهاي خانگي مي آيند و در تماس با انسان قرار مي گيرند.
به دليل اينكه بال رويي اين حشره كوتاه و شبيه شنل دراكولا، قرمز رنگ است مردم در گيلان به آن دراكولا و در مازندران به آن بند مي گويند اما نام علمي آن پدروس (Paederus) است.
علايم تماس با حشره دراكولا يا بند:
دراكولاها نه نيش مي زنند و نه گاز مي گيرند بلكه اين موجودات تركيبات سمي و محركي به نام پدرين ترشح مي كند كه باعث ايجاد زخمهاي پوستي و چشمي مي شود. پدرين يك ماده سمي است كه باعث ايجاد صدمات بافتي، نكروز و تاول مي شود. اين سم اگر در تماس با پوست بدن قرار گيرد لايه سطحي پوست را تخريب مي كند. علائم اين تخريب به صورت قرمز شدن موضعي، جوشهاي كوچك همراه با خارش و در انتها ورقه ورقه شدن و پوسته پوسته شدن پوست مي باشد كه هيچ درمان قطعي براي آن وجود ندارد و عارضه بعد از مدتي خود به خود خوب مي شود. التهاب پوستي ايجاد شده به صورت ناگهاني ظاهر مي شود و له شدن حشره روي پوست و يا خاراندن پوست ناحيه سبب انتشار سم و تشديد زخمهاي روي پوست خواهد شد.
سم پدرين در صورت تماس با چشم باعث ايجاد التهاب ملنحمه چشم شده و در موارد نادري ممكن است باعث كوري شود. واكنشها در آغاز به صورت كهير است كه پوشيده از تاولهاي كوچك و جدا از هم مي باشد.
محل آسيب ديده دردناك بوده و طي ۱۰ تا۱۲ روز زخمها حالت دلمه پيدا مي كنند كه به تدريج از بين رفته و يك ناحيه تيره بر جاي مي ماند كه ممكن است هفته ها يا ماهها باقي بماند و سپس از بين برود.
اقدامات اوليه در تماس با حشره دراكولا يا بند :
تنها كاري كه مي توان براي تخفيف عارضه انجام داد و طول دوره عارضه را كم كرد اين است كه اگر ما در ساعات ابتدايي ايجاد عارضه، متوجه آن شويم و با آب و صابون معمولي محل عارضه را شستشو دهيم. تكرار اين عمل در بهبود زخمها بسيار مفيد مي باشد. گرچه اين ، شدت علائم و طول آنها كاهش چشمگيري پيدا خواهد كرد. از طرف
ديگر با تميز نگه داشتن محل عارضه مي توان از بروز مشكلات ثانويه ازجمله عفونتهاي باكتريايي جلوگيري كرد همچنين هرچه پوست مرطوبتر باشد شدت عارضه بيشتر است.
هيچ پادزهر اختصاصي وجود ندارد. تجويز آنتي هيستامين ها و كورتون ها، تغيير خاصي در روند درمان بيمار ندارد. بايد مراقب بود تا زخم دچار عفونت ثانويه نشود.
به طور تجربي استعمال الكل سفيد بر روي موضع آلوده به سم حشره و يا بر روي زخمها مي تواند در كاهش علايم موثر باشد.
پيشگيري از گزش حشرات :
با رعايت چند نكته ساده ميتوانيم از خودمان در برابر گزش حشرات محافظت كنيم. قسمت عمدهاي از اين نكات روشهاي فيزيكي هستند يعني روشهايي كه در مواجهه ما و كودكانمان با حشرات جلوگيري ميكند.مانند نصب توري به پنجرهها، پوشيدن لباسهاي محافظتكننده و ترك كردن محل.
حشرات داخل ساختمانها و اتاقها با استفاده دائمي از حشرهكشهايي كه به صورت اسپري وجود دارند يا مواد حشرهكش از بين ميروند.
نگهداري حيوانات خانگي باعث تجمع بيشتر حشرات ميشود. بايد توجه داشت حشرات ممكن است روي پوست اين حيوانات بنشينند و بعد بلند شده، روي پوست بدن ما بنشينند و نيش بزنند بنابراين لازم است نگهداري حيوانات اهلي توام با رعايت بهداشت حيوان باشد.
اگر در محل زندگي درختان زيادي وجود دارد بايد براي پنجرههاي خانه از توري استفاده شود و در پاركها از آويختن لباسها روي درخت خودداري شود.
در مناطقي كه حشرات زياد وجود دارد، بهتر است روي پوست بدن مخصوصا بدن كودك داروهايي ماليد كه حشرات را از كودك دور كند. اما بايد توجه كنيد استفاده دائم از اين مواد سبب حساسيت بيشتر نشود.
به هيچوجه كندوي زنبور عسل را دستكاري و زنبورها را تحريك نكنيد.
اگر زنبور در نزديكي خود ديديد به جاي نابود كردن آن با مگسكش، موقتا آن منطقه را ترك كنيد.
از پوشيدن لباسهايي با رنگ روشن و استفاده از عطرهاي تند در مناطقي كه حشرات زيادي دارند، جدا خودداري كنيد؛ زيرا تمام اين موارد باعث جذب زنبورها ميشود.
در محيطهاي باز، پيراهن آستين بلند و شلوار بلند به تن كودكتان كنيد.
اگر سابقه واكنش حساسيتي شديد به نيش زنبور داريد، با پزشك خود براي مقابله با آن مشورت كنيد.
مار گزيدگي:
بيش از ۳۰۰۰ نوع مار در سراسر دنيا وجود دارد كه فقط ۲۰۰ نوع از آنها سمي هستند.
مارهاي سمي به دوگروه عمده تقسيم مي شوند: مرجانها ( مار مرجان و مار كبري) و افعي ها ( مار افعي و مار زنگي)
مارهاي افعي عامل بيش از ۹۰ درصد مار گزيدگيهاي سمي مي باشند و در بين آنها مار زنگي از همه خطرناكتر است.
انواع افعي هاي ايران:
- افعي شاخدار، بيشتر در نواحي مركزي، شرقي و جنوبي ايران
- مار شاخدار، در نواحي شرقي و مركزي و استانهاي كرمان و فارس
- افعي پلنگي، در نواحي شرقي و مركزي و استانهاي كرمان و فارس
- مار جعفري، در نواحي شرقي و مركزي
- افعي زنجاني
- افعي قفقازي
- افعي البرزي، در نواحي البرز و مركزي ايران
خصوصيات مارهاي سمي:
سر مارهاي سمي مثلي شكل است، برخلاف مارهاي غيرسمي كه سر به صورت نيمه بيضوي است.
مارهاي سمي داراي مردمك بيضي شكل بوده در حاليكه مردمك مارهاي غيرسمي گرد است. (به استثناي مار مرجان)
معمولاً در انتهاي دم مارهاي سمي يك رديف فلس وجود دارد، در حاليكه در مارهاي غيرسمي تعداد رديف هاي فلس ها ۲ يا بيشتر است.
مارهاي سمي داراي Fang در محوطه دهاني مي باشند كه در واقع نوعي دندان تخصص يافته مي باشد. و به عنوان ابزار تزريق زهر در مار محسوب مي شوند بنابراين محل گزش مارهاي سمي با دو سوراخ در محل گزش مشخص مي شود، در مارهاي غيرسمي محل گزش بصورت دو رديف سوراخ هلال شكل معيني مي شود.
پيشگيري از مارگزيدگي:
مراقب جايي كه پاي خود را قرار مي دهيد، جايي كه دست خود را قرار مي دهيد و جايي كه در آن مكان بازي مي كنيد و يا مي نشينيد باشيد و در مناطق مارخيز بيش از پيش مراقب كودكان خود باشيد.
مارها معمولا در فصل بهار، تابستان و پاييز در مكانهاي سايه دار و خنك و در فصل زمستان در مكانهايي مانند درون غارها و تونل معادن زندگي مي كند. ۷۲% از مارگزيدگي ها در در تاريكي (نيم ساعت قبل از غروب آفتاب تا ۲ ساعت بعد از آن) رخ مي دهد. هيچگاه تلاشي براي به دام انداختن مارها و يا تخريب لانه آنها انجام ندهيد.
معمولا ۹۵% از مارگزيدگي ها به دليل بي دقتي در حين نقل و انتقال مار سمي و ۵% آن به صورت اتفاقي رخ مي دهد.
علايم گزيدگي افعي ها:
- درد و حساسيت در محل گزش به صورت دردهاي تيز و سوزاننده كه در عرض ۵ تا ۱۰ دقيقه بعد از گزش ظاهر مي شود.
- تورم در محل گزيدگي (۳۰ دقيقه) ۴ ساعت بعد از گزش ايجاد مي شود. و ممكن است در عرض ۲۴-۱۲ ساعت افزايش يافته و كل اندام مبتلا را درگير نمايد.
- تاول و وزيكول (در طي ۳۶-۲۴ ساعت پس از گزيدگي تاول هاي كوچك ممكن است در محل ايجاد شوند.)
- تهوع و استفراغ
- بي حسي (پارستزي) در اطراف دهان، صورت و پوست سر و گز گز نوك انگشتان
- تب، لرز
- تعريق، ضعف بي حالي
- سرگيجه و حتي سنكوپ
- اختلالات انعقادي خون: يكي از مشخص ترين و مهم ترين علايم و نشانه هاي گزيدگي با افعي ها بوده و به صورت خونريزي از بيني، وجود خون در خلط، خون در ادرار، خون در مدفوع، خونريزي در شكم و داخل چشم و مغز بروز مي نمايد.
- كاهش سطح هوشياري و شوك قلبي- عروقي
اقدامات خارج از بيمارستان:
گزش همه افعي ها با خطر جدي همراه است در اسرع وقت به دنبال مراقبت هاي پزشكي باشيد.
- دور كردن مصدوم از محل حادثه (جهت جلوگيري از حمله مجدد مار)
- همه لباسهاي سفت، كفش و جواهرات را از دست و پاي بيمار خارج كنيد.
- فعاليت فيزيكي بيمار را محدود و كم كنيد.
- آرام باشيد و ييمار را نيز آرام كنيد و از حركات بيش از حد او جلوگيري نماييد.
- اگر زمان داريد زخم را با آب و صابون بشوييد.
- عضو را بايد بي حركت و هم سطح يا كمي پايين تر از سطح قلب نگه داشت.
- بستن گارو در محل بالاي گزيدگي بويژه اگر محل گزيدگي در دست ها يا پاها باشد. قابل ذكر است بستن گارو نبايد آنقدر سفت باشد كه جريان خون اندام را مختل كند.
- خودداري از سرد كردن و كمپرس كردن عضو با آب سرد يا يخ ( اين كار ممكن است منجر به قطع عضو بيمار شود).
- درصورتيكه انتقال بيمار به بيمارستان بيش از يك ساعت طول كشد با ايجاد يك برش به موازات محور عضو درگير به طول تقريبي ۷-۶ ميلي متر و عمق ۳ ميلي متر نمود و عمل مكش را با دهان به مدت ۶۰-۳۰ دقيقه ادامه دهيد. در صورت وجود زخم در محوطه دهان از انجام مكش با دهان خودداري كنيد.
- بيمار را در اسرع وقت به بيمارستان برسانيد. بهترين درمان براي مارگزيده رساندن وي به مراكز درماني است.
- لطفاً زمان را با تلاش براي كشتن و يا گرفتن مار از دست ندهيد.
- علائم واكنش هاي حساسيتي شديد مانند عطسه، مشكل در تنفس يا تورم سريع و شديد، درد شكم، تهوع، سرگيجه، درد قفسه سينه، خرخر صدا وكبود شدن رنگ لبها از جمله مواردي هستند كه سريعاً بايد به اورژانس مراجعه شود.
- كودكان زير سه سال، بيماران قلبي، ديابتي، افراد مسن و معلولين حركتي و بيماران مبتلا به آلرژي در معرض خر بالاي حساسيت مي باشند. گزش متعدد در ناحيه سر و گردن خطرناك تر مي باشد. بهتر است در اين موارد سريعاً به اورژانس مراجعه شود.
- بيمار را براي چند روز از نظر درد تشديد درد يا باقي ماندن تورم يا علائم شبيه آنفولانزا و يا تب تحت نظر قرار دهيد و در صورت بروز اين علائم سريعاً به پزشك مراجعه نمائيد.
– درمان انتخابي پس از رسيدن به بيمارستان تجويز پادزهر تا ۴ ساعت اول پس از گزش مي باشد. تا ۲۴ ساعت پس از گزيدگي هم پادزهر قابل استفاده است. ممكن است آنتي بوتيك و واكسن كزاز هم تزريق شود.
¯ علايم گزيدگي با مار كبري و مار مرجان
افتادگي پلك ها، خواب آلودگي، ضعف عضلاني، فلج، اختلال تكلم و تنفس، آبريزش از دهان، استفراغ و تهوع
¯ علايم گزيدگي با مار آبي (دريايي)
درد عضلاني و تغيير رنگ ادرار به رنگ قهوه اي يا سياه به علت تخريب عضله رسوب ميوگلوبين در ادرار)
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اورژانس روانپزشكي (Psychiatric emergency)
هر رفتار غيرمعمول، اختلال خلق يا تفكر كه اگر بسرعت مورد توجه قرار نگيرد، ممكن است منجر به آسيب به خود يا ديگران شود.
علل اورژانسهاي روانپزشكي
معمولاً در زمينة يك اختلال روانپزشكي مزمن
G.M.C
Drug reaction or intoxication
بدنبال يك حادثه، جنايت يا آگاهي از بيماري جسمي خطرناك، از نظر رواني تحت فشارقرارگرفتن
محل وقوع:
منزل، خيابان، درمانگاه سرپايي، بخشهاي بستري رواني يا مديكال يا جراحي يا بخشهاي اورژانس.
فراوانترين تظاهرات باليني:
Anxiety or Agitation
رفتار يا تهديد به Suicide يا Assaultive
رفتار سايكوتيك
مسائل ناشي از دارو يا بيماري جسمي
اپيدميولوژي
M = F
Single > Married
Suicidal ۲۰%، ۱۰% رفتار خشونتآميز
شايعترين تشخيصها: اختلالات خلقي، اسكيزوفرني، وابستگي به الكل.
۴۰% نياز به بستري
اكثر مراجعات در ساعات شب
ا صول اساسي روانپزشكي اورژانس
الف) رويكرد (Approach):
- فقدان وقت قبلي ملاقات
- مراجعه در هر ساعتي از شبانهروز
- اغلب تهديدهكننده (Threatening)
- اغلب خواهان درمان نيستند
- مراجعه چند مورد با يكديگر بطور همزمان
ب) ارزيابي اوليه و Management:
I: محافظت از خود:
الف) حتيالمقدور قبل از ملاقات با بيمار وي را بشناسيد و بيشتر راجع به او بدانيد
ب) كار مهار فيزيكي را به كساني واگذاريد كه در اين مورد آموزش ديدهاند
ج) به ايمني محيط فيزيكي توجه كنيد (دسترسي به در، اشياء داخل اطاق)
د) درصورت لزوم از ديگران بخواهيد كه در نزديكي حضور داشته باشند
ه) سعي در برقراري اتحاد درماني داشته باشيد (مثل عدم تهديد يا رويارويي با بيمار پارانوئيد)
II: پيشگيري از آسيب:
الف) ضمن ارزيابي به هر طريق ممكن از آسيبزدن بيماران به خود جلوگيري كنيد
ب) خطر Violence را ارزيابي كنيد.
۱. به بيمار بگوييد كه خشونت قابل قبول نيست
۲. رويكرد به بيمار بايستي غيرتهديدكننده باشد
۳. به بيمار اطمينان و آرامش دهيد
۴. دارو پيشنهاد كنيد
۵. به بيمار بگوييد در صورت لزوم از مهار فيزيكي يا اطاق انفرادي (Seclusion) استفاده خواهد شد.
۶. گروهي را براي مهار فيزيكي آماده داشته باشيد ومرتب علايم حياتي را كنترل كنيد
۷. ضمن مهار بيماران، به دقت مراقب آنها باشيد و مرتب علايم حياتي را كنترل كنيد.
بلافاصله طرح رويكردي ديگر (نظير دارو) را بريزيد
III. اختلال شناختي ناشي زا G.M.C (ناديده انگاشتن آن بزرگترين اشتباه است)
IV سايكوز در حال وقوع (Impending psychosis)
خشونت (Violence) و رفتار تهاجمي) (Assaultive Behav.
اولين اقدام: تعيين علت تعيين مسير درمان
پيشبيني خشونت و رفتار تهاجمي مشكل است ولي ترس مردم از همة بيماران رواني نامتناسب است و فقط تعداد كمي از بيماران رواني براي ديگران واقعاً خطرناك هستند.
ارزيابي و پيشبيني رفتار خشن
الف) علايم خشونت قريبالوقوع:
۱. اعمال خشونتآميز اخير
۲. تهديد كلامي
۳. حمل سلاح
۴. Progressive psychomotor agitation
۵. مسموميت با الكل يا ساير مواد
۶. ويژگيهاي پارانوئيد در بيمار سايكوتيك
۷. توهمات شنوايي آمرانه خشن
۸. بيماريها مغزي (بويژه فرونتال)
۹. Catatonic excitement
۱۰. اپيزودهاي Manicخاص،
۱۱. بعضي اپيزودهاي افسردگي Agitated
۱۲. اختلال شخصيت (خشم، اختلال كنترل تكانه)
ب) خطر خشونت را ارزيابي كنيد
تفكر، ميل، قصد و طرح خشونت
ويژگيهاي دموگرافيك: ۱) جنس مرد ۲) سن (۲۴-۱۵ ساله) ۳) Low SES ۴)Few social support
سابقه بيمار: خشونت قبلي،رفتار ضداجتماعي، عدم كنترل Impulse (مثل قماربازي، سوءمصرف مواد، خودكشي يا خودآزاري، سايكوز)
استرسورهاي آشكار: (تعارضات زناشويي، Loss)
تشخيص افتراقي
خشونت غيرقابل كنترل ثانوي به استرسهاي بينفردي
اختلال شخصيت آنتيسوشيال، پارانوئيد
Impulse control disorder
اختلال هذياني دمانس
اسكيزوفرني
Sexual disorder
BMD
›Cerebral infections or neoplasms
Alcohol intoxication
T.L.E
خصوصياتي كه به علت طبي اختلال رواني دلالت دارند
شروع حاد (ظرف چند دقيقه تا چند ساعت)
اولين دوره بيماري
سن پيري
وجود بيماري جسمي
سوءمصرف مواد
اختلال ادراكي غيرشنيداري (مثل توهم بينايي)
نشانههاي نورولوژيك
علائم كلاسيك در MSE: كاهش سطح هوشياري، Disorientation، اختلال حافظه، اختلال توجه و تمركز، اختلال در محاسبه (Concreteness
اختلال حركتي يا Gait
Constructional apraxia
ويژگيهاي كاتاتونيك
درمان
مهار فيزيكي: وقتي كه بيمار آنقدر خطرناك باشد كه تهديدي جدي به شمار آيد و با روش ديگري قابل كنترل نباشد.
روشهاي مهار فيزيكي:
- استفاده از حداقل ۴ نفر
- توضيح به بيمار
-دودست و دو پا
- كنترل مرتب مهارها
- استفاده از دارو
- استفاده از مهار چرمي
- يك نفر هميشه در معرض ديد بيمار باشد و اطمينان بخشي
- سر كمي بالاتر از تنه
- شروع مداخلة كلامي
- پس از آرام شدن، مهارها را به فاصلة ۵ دقيقه برداريد.
درمان دارويي
بسته به علت متفاوت است:
استفاده از هالوپريدول ۱۰-۵ ميليگرم هر نيم تا يكساعت
بنزوديازپينها: ديازپام ۱۰-۵ ميليگرم و لورازپام ۴-۲ ميليگرم
آنتيهيستامينها مثل ديفنهيدرامين يا پرومتازين
رواندرماني
همدلي يا Empathy
كمك به افزايش اعتماد به نفس بيمار، پرهيز از برخوردهاي اهانتآميز
گوش كردن فعال كه باعث برونريزي يا abreaction
خودكشي يا Suicide
نگرشهاي متفاوت به خودكشي:
Stoics (رواقيون): آخرين عمل يك انسان آزاد
كليساي كاتوليك و اسلام: خودكشي يك گناه
Emile Durkheim: خودكشي يك كردار اجتماعي
اكثر محققين غربي: خودكشي پديدهاي پيچيده Biopsychosocial
تعريف Edwin Shneidman
عمل آگاهانة نابودسازي بدست خود، كه در بهترين مفهوم ميتوان آنرا يك ناراحتي چندبعدي در انسان نيازمندي دانست كه براي مسئلة مشخصي، خودكشي را بهترين راهحل ميداند.
بنابراين خودكشي يك عمل تصادفي يا بيمعني نيست.
اپيدميولوژي
نهمين علت مرگ در آمريكا: هر ۲۰ دقيقه يك نفر، سالي ۳۰۰۰۰ خودكشي موفق.
آمار سازمان ملل: ميزان خودكشي از ۱۰ در صدهزار تا ۲۵ در صدهزار در كشورهاي مختلف متفاوت است.
اقدام به خودكشي ۱۰-۸ برابر خودكشي موفق
عوامل مرتبط
جنس: خودكشي موفق در مردان ۳ برابر زنان است
اقدام به خودكشي در زنان ۴ برابر مردان است
۲. روشها: مردها عمدتاً اسلحة گرم،دارزدن، پريدن از بلندي
زنها عمدتاً داروها و سموم
سن: سن افزايش ميزان خودكشي
در افراد مسن خودكشي كمتر ولي موفقتر است.
خودكشي سومين علت مرگ در گروه سني ۲۴-۱۵ سال.
۴. مذهب: افزايش ميزان ايمان و اعتقاد باعث كاهش ميزان خودكشي ميشود.
۵. وضعيت تأهل: ازدواج + بچهدار شدن كاهش خطر خودكشي ميشود. متآهل > مجرد > مطلقه و بيوه
۶. شغل: كار و شغل محافظي در مقابل خطر خودكشي، بعضي مشاغل در خطر بيشترند: پزشكان بويژه روانپزشكان، چشمپزشكان و متخصصين بيهوشي.
۷. سلامت جسمي:
در ۵۱-۱۱% تمام موارد خودكشي، بيماري جسمي عامل مهمي شناخته شده.
هفت بيماري CNS خطر خودكشي را افزايش ميدهند (ارتباط با بيماري خلقي): اپيلپسي، M.S، تروما،CVA، هانتينگتون، دمانس و AIDS.
عوامل مربوط به بيماري كه در خودكشي و اقدام به آن نقش داشتهاند:
۱) عدم تحرك
۲) درد مقاوم به درمان
۳) بدريختي بويژه در زنان (disfigurement)
اثرات ثانويه بيماري:
۱) اختلال در روابط
۲) از دست دادن موقعيت شغلي
۳) اثرداروها
۸. سلامت رواني:
عوامل مهم رواني در خودكشي:
۱) سوءمصرف مواد
۲) افسردگي
۳) اسكيزوفرني
۹۵% كسانيكه خودكشي يا اقدام به خودكشي دارند، يك اختلال رواني دارند:
افسردگي (۸۰%)، اسكيزوفرني (۱۰%)، دمانس يا دليريوم (۵%)، وابستگي به الكل (۲۵%)
خطرخودكشي در مبتلايان به افسردگي ۱۵%، خطرخودكشي در مبتلايان به سابقة اعمال خشونتآميز يا رفتار Impulsive: ۲۵%
بيماران رواني: خطر خودكشي در بيماران رواني ۱۲-۳ برابر بيش از افراد غيربيمار
سبب شناسي
الف) عوامل اجتماعي:
نظرية دوركهايم: تقسيم خودكشي به سه طبقة اجتماعي
۱) خودخواهانه (Egoistic): شخص فاقد رابطة قوي با هيچ گروه اجتماعي
۲) ديگرخواهانه (Altruistic): همبستگي افراطي فرد با يك گروه اجتماعي
۳) بيهنجاري (Anomic): آشفتگي همبستگي اجتماعي، پس از تغييرات وسيع اقتصادي، بيثباتي اجتماعي، فروپاشي ارزشها
ب) عوامل روانشناختي:
فرويد: خودكشي بازتاب نوعي پرخاشگري نسبت به Introjected loved object
Menninger: نوعي ديگركشي معكوس ناشي از خشم فرد نسبت به شخص ديگر
نظريات جديد: فقدان وجود ساختار شخصيتي يا ديناميك خاص مرتبط با خودكشي، تخيلات و فانتزيهاي افراديكه خودكشي كردهاند.
۱. آرزوي انتقام، قدرت، كنترل يا مجازات
۲. آرزوي جبران، فداكاري يا كفاره
۳. آرزوي فرار ياخواب
۴. آرزوي نجات يافتن، تولد دوباره، اتحاد مجدد با يك عزيز از دست رفته،
۵. آرزوي حياتي تازه
Beck: نااميدي، يكي از دقيقترين شاخصهاي خودكشي است.
ج) عوامل فيزيولوژيك:
- ژنتيك: خطر خودكشي در بستگان درجة يك بيماران رواني، ۸ برابر است.
- نوروشيمي: كاهش سروتونين (۵HIIA) در CSF باعث افزايش خطر خودكشي ميشود.
پيشبيني خطر خودكشي
عوامل مرتبط با خطر خودكشي به ترتيب تقدم:
سن
وابستگي به الكل
تحريك، خشم، تهاجم
رفتار Suicidal قبلي
جنسيت مذكر
عدم تمايل به قبول كمك
طولاني بودن دورة افسردگي كنوني
سابقة بستري روانپزشكي
فقدان يا جدايي اخير
افسردگي
از دست دادن سلامت جسمي
بيكاري، بازنشستگي
مجرد، بيوه يا مطلقه
ارزيابي خطر خو دكشي
متغير پرخطر كمخطر
الف)اطلاعات دموگرافيك و نمودار اجتماعي
سن < ۴۵ سال > ۴۵ سال
جنس مذكر مؤنث
تأهل مطلقه، بيوه متأهل
اشتغال بيكار شاغل
روابط بينفردي Conflictual Stable
زمينة خانوادگي Conflictual Stable
متغير پرخطر كمخطر
ب ) سلامتي
جسمي بيماري مزمن تندرست
مصرفزياددارو يا مواد مصرف كمدارويامواد
رواني افسردگي شديد افسردگي خفيف
سايكوز نوروز
اختلالشديدشخصيتي شخصيت نرمال
نااميدي خوشبيني
متغير پرخطر كمخطر
ج) فعاليت Suicidal
افكار خودكشي فراوان، شديد، طولاني كم، خفيف، گذرا
اقدام به خوكشي چندين بار نخستين اقدام
طرحريزي شده Impulsive
روشخودكشيمهلك روشخودكشيكمخطر
و دردسترس و كمدسترس
متغير پرخطر كمخطر
د) منابع (Resources)
شخصي پيشرفت ناچيز پيشرفت خوب
بينش ضعيف بينش كافي
اجتماعي Poor rapport Good rapport
Socially isolated Socially integrated
خانوادة Unresponsive خانوادة دلسوز
درمان
اكثر موارد خودكشي در بيماران رواني قابل پيشگيري است.
ارزيابي يا درمان ناكافي با خودكشي مرتبط است.
مهمترين تصميم: بستري كردن يا نكردن بيماراني كه افكار خودكشي دارند.
همه نياز به بستري ندارند.
۱) فقدان حمايت اجتماعي يا خانوادگي كافي
۲) سابقة رفتار Impulsive
۴) نقشه و طرح انجام خودكشي
چند روش پيشگيري
۱) تعديل محيط پراسترس
۲) جلب كمك همسر، دوستان يا كارفرما
۳) جستجوي شكايت منطقي بيمار و حمايت واقعگرايانه
۴) پيشنهاد راهحلهاي ديگر بهجاي خودكشي
- بستري كردن هر بيماري كه اقدام به خودكشي داشته صرفنظر از ميزان كشنده بودن روش خودكشي
- درمان بيماري زمينهاي: درمان دارويي، رواندرماني حمايتي
- پرهيز از تصميمگيري در هنگام افسردگي Suicidal
- دقت و مراقبت كافي در هنگام بهبودي اوليه (Paradoxical suicide)
هر رفتار غيرمعمول، اختلال خلق يا تفكر كه اگر بسرعت مورد توجه قرار نگيرد، ممكن است منجر به آسيب به خود يا ديگران شود.
علل اورژانسهاي روانپزشكي
معمولاً در زمينة يك اختلال روانپزشكي مزمن
G.M.C
Drug reaction or intoxication
بدنبال يك حادثه، جنايت يا آگاهي از بيماري جسمي خطرناك، از نظر رواني تحت فشارقرارگرفتن
محل وقوع:
منزل، خيابان، درمانگاه سرپايي، بخشهاي بستري رواني يا مديكال يا جراحي يا بخشهاي اورژانس.
فراوانترين تظاهرات باليني:
Anxiety or Agitation
رفتار يا تهديد به Suicide يا Assaultive
رفتار سايكوتيك
مسائل ناشي از دارو يا بيماري جسمي
اپيدميولوژي
M = F
Single > Married
Suicidal ۲۰%، ۱۰% رفتار خشونتآميز
شايعترين تشخيصها: اختلالات خلقي، اسكيزوفرني، وابستگي به الكل.
۴۰% نياز به بستري
اكثر مراجعات در ساعات شب
ا صول اساسي روانپزشكي اورژانس
الف) رويكرد (Approach):
- فقدان وقت قبلي ملاقات
- مراجعه در هر ساعتي از شبانهروز
- اغلب تهديدهكننده (Threatening)
- اغلب خواهان درمان نيستند
- مراجعه چند مورد با يكديگر بطور همزمان
ب) ارزيابي اوليه و Management:
I: محافظت از خود:
الف) حتيالمقدور قبل از ملاقات با بيمار وي را بشناسيد و بيشتر راجع به او بدانيد
ب) كار مهار فيزيكي را به كساني واگذاريد كه در اين مورد آموزش ديدهاند
ج) به ايمني محيط فيزيكي توجه كنيد (دسترسي به در، اشياء داخل اطاق)
د) درصورت لزوم از ديگران بخواهيد كه در نزديكي حضور داشته باشند
ه) سعي در برقراري اتحاد درماني داشته باشيد (مثل عدم تهديد يا رويارويي با بيمار پارانوئيد)
II: پيشگيري از آسيب:
الف) ضمن ارزيابي به هر طريق ممكن از آسيبزدن بيماران به خود جلوگيري كنيد
ب) خطر Violence را ارزيابي كنيد.
۱. به بيمار بگوييد كه خشونت قابل قبول نيست
۲. رويكرد به بيمار بايستي غيرتهديدكننده باشد
۳. به بيمار اطمينان و آرامش دهيد
۴. دارو پيشنهاد كنيد
۵. به بيمار بگوييد در صورت لزوم از مهار فيزيكي يا اطاق انفرادي (Seclusion) استفاده خواهد شد.
۶. گروهي را براي مهار فيزيكي آماده داشته باشيد ومرتب علايم حياتي را كنترل كنيد
۷. ضمن مهار بيماران، به دقت مراقب آنها باشيد و مرتب علايم حياتي را كنترل كنيد.
بلافاصله طرح رويكردي ديگر (نظير دارو) را بريزيد
III. اختلال شناختي ناشي زا G.M.C (ناديده انگاشتن آن بزرگترين اشتباه است)
IV سايكوز در حال وقوع (Impending psychosis)
خشونت (Violence) و رفتار تهاجمي) (Assaultive Behav.
اولين اقدام: تعيين علت تعيين مسير درمان
پيشبيني خشونت و رفتار تهاجمي مشكل است ولي ترس مردم از همة بيماران رواني نامتناسب است و فقط تعداد كمي از بيماران رواني براي ديگران واقعاً خطرناك هستند.
ارزيابي و پيشبيني رفتار خشن
الف) علايم خشونت قريبالوقوع:
۱. اعمال خشونتآميز اخير
۲. تهديد كلامي
۳. حمل سلاح
۴. Progressive psychomotor agitation
۵. مسموميت با الكل يا ساير مواد
۶. ويژگيهاي پارانوئيد در بيمار سايكوتيك
۷. توهمات شنوايي آمرانه خشن
۸. بيماريها مغزي (بويژه فرونتال)
۹. Catatonic excitement
۱۰. اپيزودهاي Manicخاص،
۱۱. بعضي اپيزودهاي افسردگي Agitated
۱۲. اختلال شخصيت (خشم، اختلال كنترل تكانه)
ب) خطر خشونت را ارزيابي كنيد
تفكر، ميل، قصد و طرح خشونت
ويژگيهاي دموگرافيك: ۱) جنس مرد ۲) سن (۲۴-۱۵ ساله) ۳) Low SES ۴)Few social support
سابقه بيمار: خشونت قبلي،رفتار ضداجتماعي، عدم كنترل Impulse (مثل قماربازي، سوءمصرف مواد، خودكشي يا خودآزاري، سايكوز)
استرسورهاي آشكار: (تعارضات زناشويي، Loss)
تشخيص افتراقي
خشونت غيرقابل كنترل ثانوي به استرسهاي بينفردي
اختلال شخصيت آنتيسوشيال، پارانوئيد
Impulse control disorder
اختلال هذياني دمانس
اسكيزوفرني
Sexual disorder
BMD
›Cerebral infections or neoplasms
Alcohol intoxication
T.L.E
خصوصياتي كه به علت طبي اختلال رواني دلالت دارند
شروع حاد (ظرف چند دقيقه تا چند ساعت)
اولين دوره بيماري
سن پيري
وجود بيماري جسمي
سوءمصرف مواد
اختلال ادراكي غيرشنيداري (مثل توهم بينايي)
نشانههاي نورولوژيك
علائم كلاسيك در MSE: كاهش سطح هوشياري، Disorientation، اختلال حافظه، اختلال توجه و تمركز، اختلال در محاسبه (Concreteness
اختلال حركتي يا Gait
Constructional apraxia
ويژگيهاي كاتاتونيك
درمان
مهار فيزيكي: وقتي كه بيمار آنقدر خطرناك باشد كه تهديدي جدي به شمار آيد و با روش ديگري قابل كنترل نباشد.
روشهاي مهار فيزيكي:
- استفاده از حداقل ۴ نفر
- توضيح به بيمار
-دودست و دو پا
- كنترل مرتب مهارها
- استفاده از دارو
- استفاده از مهار چرمي
- يك نفر هميشه در معرض ديد بيمار باشد و اطمينان بخشي
- سر كمي بالاتر از تنه
- شروع مداخلة كلامي
- پس از آرام شدن، مهارها را به فاصلة ۵ دقيقه برداريد.
درمان دارويي
بسته به علت متفاوت است:
استفاده از هالوپريدول ۱۰-۵ ميليگرم هر نيم تا يكساعت
بنزوديازپينها: ديازپام ۱۰-۵ ميليگرم و لورازپام ۴-۲ ميليگرم
آنتيهيستامينها مثل ديفنهيدرامين يا پرومتازين
رواندرماني
همدلي يا Empathy
كمك به افزايش اعتماد به نفس بيمار، پرهيز از برخوردهاي اهانتآميز
گوش كردن فعال كه باعث برونريزي يا abreaction
خودكشي يا Suicide
نگرشهاي متفاوت به خودكشي:
Stoics (رواقيون): آخرين عمل يك انسان آزاد
كليساي كاتوليك و اسلام: خودكشي يك گناه
Emile Durkheim: خودكشي يك كردار اجتماعي
اكثر محققين غربي: خودكشي پديدهاي پيچيده Biopsychosocial
تعريف Edwin Shneidman
عمل آگاهانة نابودسازي بدست خود، كه در بهترين مفهوم ميتوان آنرا يك ناراحتي چندبعدي در انسان نيازمندي دانست كه براي مسئلة مشخصي، خودكشي را بهترين راهحل ميداند.
بنابراين خودكشي يك عمل تصادفي يا بيمعني نيست.
اپيدميولوژي
نهمين علت مرگ در آمريكا: هر ۲۰ دقيقه يك نفر، سالي ۳۰۰۰۰ خودكشي موفق.
آمار سازمان ملل: ميزان خودكشي از ۱۰ در صدهزار تا ۲۵ در صدهزار در كشورهاي مختلف متفاوت است.
اقدام به خودكشي ۱۰-۸ برابر خودكشي موفق
عوامل مرتبط
جنس: خودكشي موفق در مردان ۳ برابر زنان است
اقدام به خودكشي در زنان ۴ برابر مردان است
۲. روشها: مردها عمدتاً اسلحة گرم،دارزدن، پريدن از بلندي
زنها عمدتاً داروها و سموم
سن: سن افزايش ميزان خودكشي
در افراد مسن خودكشي كمتر ولي موفقتر است.
خودكشي سومين علت مرگ در گروه سني ۲۴-۱۵ سال.
۴. مذهب: افزايش ميزان ايمان و اعتقاد باعث كاهش ميزان خودكشي ميشود.
۵. وضعيت تأهل: ازدواج + بچهدار شدن كاهش خطر خودكشي ميشود. متآهل > مجرد > مطلقه و بيوه
۶. شغل: كار و شغل محافظي در مقابل خطر خودكشي، بعضي مشاغل در خطر بيشترند: پزشكان بويژه روانپزشكان، چشمپزشكان و متخصصين بيهوشي.
۷. سلامت جسمي:
در ۵۱-۱۱% تمام موارد خودكشي، بيماري جسمي عامل مهمي شناخته شده.
هفت بيماري CNS خطر خودكشي را افزايش ميدهند (ارتباط با بيماري خلقي): اپيلپسي، M.S، تروما،CVA، هانتينگتون، دمانس و AIDS.
عوامل مربوط به بيماري كه در خودكشي و اقدام به آن نقش داشتهاند:
۱) عدم تحرك
۲) درد مقاوم به درمان
۳) بدريختي بويژه در زنان (disfigurement)
اثرات ثانويه بيماري:
۱) اختلال در روابط
۲) از دست دادن موقعيت شغلي
۳) اثرداروها
۸. سلامت رواني:
عوامل مهم رواني در خودكشي:
۱) سوءمصرف مواد
۲) افسردگي
۳) اسكيزوفرني
۹۵% كسانيكه خودكشي يا اقدام به خودكشي دارند، يك اختلال رواني دارند:
افسردگي (۸۰%)، اسكيزوفرني (۱۰%)، دمانس يا دليريوم (۵%)، وابستگي به الكل (۲۵%)
خطرخودكشي در مبتلايان به افسردگي ۱۵%، خطرخودكشي در مبتلايان به سابقة اعمال خشونتآميز يا رفتار Impulsive: ۲۵%
بيماران رواني: خطر خودكشي در بيماران رواني ۱۲-۳ برابر بيش از افراد غيربيمار
سبب شناسي
الف) عوامل اجتماعي:
نظرية دوركهايم: تقسيم خودكشي به سه طبقة اجتماعي
۱) خودخواهانه (Egoistic): شخص فاقد رابطة قوي با هيچ گروه اجتماعي
۲) ديگرخواهانه (Altruistic): همبستگي افراطي فرد با يك گروه اجتماعي
۳) بيهنجاري (Anomic): آشفتگي همبستگي اجتماعي، پس از تغييرات وسيع اقتصادي، بيثباتي اجتماعي، فروپاشي ارزشها
ب) عوامل روانشناختي:
فرويد: خودكشي بازتاب نوعي پرخاشگري نسبت به Introjected loved object
Menninger: نوعي ديگركشي معكوس ناشي از خشم فرد نسبت به شخص ديگر
نظريات جديد: فقدان وجود ساختار شخصيتي يا ديناميك خاص مرتبط با خودكشي، تخيلات و فانتزيهاي افراديكه خودكشي كردهاند.
۱. آرزوي انتقام، قدرت، كنترل يا مجازات
۲. آرزوي جبران، فداكاري يا كفاره
۳. آرزوي فرار ياخواب
۴. آرزوي نجات يافتن، تولد دوباره، اتحاد مجدد با يك عزيز از دست رفته،
۵. آرزوي حياتي تازه
Beck: نااميدي، يكي از دقيقترين شاخصهاي خودكشي است.
ج) عوامل فيزيولوژيك:
- ژنتيك: خطر خودكشي در بستگان درجة يك بيماران رواني، ۸ برابر است.
- نوروشيمي: كاهش سروتونين (۵HIIA) در CSF باعث افزايش خطر خودكشي ميشود.
پيشبيني خطر خودكشي
عوامل مرتبط با خطر خودكشي به ترتيب تقدم:
سن
وابستگي به الكل
تحريك، خشم، تهاجم
رفتار Suicidal قبلي
جنسيت مذكر
عدم تمايل به قبول كمك
طولاني بودن دورة افسردگي كنوني
سابقة بستري روانپزشكي
فقدان يا جدايي اخير
افسردگي
از دست دادن سلامت جسمي
بيكاري، بازنشستگي
مجرد، بيوه يا مطلقه
ارزيابي خطر خو دكشي
متغير پرخطر كمخطر
الف)اطلاعات دموگرافيك و نمودار اجتماعي
سن < ۴۵ سال > ۴۵ سال
جنس مذكر مؤنث
تأهل مطلقه، بيوه متأهل
اشتغال بيكار شاغل
روابط بينفردي Conflictual Stable
زمينة خانوادگي Conflictual Stable
متغير پرخطر كمخطر
ب ) سلامتي
جسمي بيماري مزمن تندرست
مصرفزياددارو يا مواد مصرف كمدارويامواد
رواني افسردگي شديد افسردگي خفيف
سايكوز نوروز
اختلالشديدشخصيتي شخصيت نرمال
نااميدي خوشبيني
متغير پرخطر كمخطر
ج) فعاليت Suicidal
افكار خودكشي فراوان، شديد، طولاني كم، خفيف، گذرا
اقدام به خوكشي چندين بار نخستين اقدام
طرحريزي شده Impulsive
روشخودكشيمهلك روشخودكشيكمخطر
و دردسترس و كمدسترس
متغير پرخطر كمخطر
د) منابع (Resources)
شخصي پيشرفت ناچيز پيشرفت خوب
بينش ضعيف بينش كافي
اجتماعي Poor rapport Good rapport
Socially isolated Socially integrated
خانوادة Unresponsive خانوادة دلسوز
درمان
اكثر موارد خودكشي در بيماران رواني قابل پيشگيري است.
ارزيابي يا درمان ناكافي با خودكشي مرتبط است.
مهمترين تصميم: بستري كردن يا نكردن بيماراني كه افكار خودكشي دارند.
همه نياز به بستري ندارند.
۱) فقدان حمايت اجتماعي يا خانوادگي كافي
۲) سابقة رفتار Impulsive
۴) نقشه و طرح انجام خودكشي
چند روش پيشگيري
۱) تعديل محيط پراسترس
۲) جلب كمك همسر، دوستان يا كارفرما
۳) جستجوي شكايت منطقي بيمار و حمايت واقعگرايانه
۴) پيشنهاد راهحلهاي ديگر بهجاي خودكشي
- بستري كردن هر بيماري كه اقدام به خودكشي داشته صرفنظر از ميزان كشنده بودن روش خودكشي
- درمان بيماري زمينهاي: درمان دارويي، رواندرماني حمايتي
- پرهيز از تصميمگيري در هنگام افسردگي Suicidal
- دقت و مراقبت كافي در هنگام بهبودي اوليه (Paradoxical suicide)
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوختگي هاي ناشي از اشعه چشم
سوختگي قرنيه با اشعه ماوراء بنفش به طور شايع و مکرر در جوشکاراني که از حفاظ استفاده نمي کنند ديده مي شود .
اسکي بازان ، کوهنوردان و کسانيکه در معرض لامپ هاي خورشيدي قرار مي گيرند نيز دچار اين آسيب مي شوند .
در اثر آسيب ناشي از تشعشع ، سلولهاي پوشاننده سطح قرنيه آسيب مي بيند .
علائم بيماري معمولاً چند ساعت پس از تماس با اشعه شروع مي شود .
بيماران دچار درد شديد چشم ها ، ترس از نور ،اشک ريزش و احساس جسم خارجي در چشم ها مي شوند .
در صورت آسيب مکرر ، ممکن است حدت بينايي کاهش يافته و فرد دچار تاري ديد شود.
درمان :
جهت درمان بايد چشم آسيب ديده يا هر دو چشم ( در صورت آسيب هر دو چشم ) به مدت ۲۴ ساعت با پانسمان بسته شود .
استفاده از قطره هاي بي حس کننده به بيماران توصيه نمي شود چرا که منجر به تأخير ترميم آسيب قرنيه مي شود .
سوختگي هاي شيميايي چشم
تمامي سوختگي هاي شيميايي چشم يک اورژانس چشم پزشکي محسوب مي شوند . و اقدام درماني قبل از هر کاري شستن چشم با آب است .
سوختگي هاي شيميايي چشم معمولاً در اثر آسيب شغلي بوجود مي آيند .
سوختگي هاي شيميايي به دو گروه قليايي و اسيدي تقسيم مي شوند . که در بين اين دو گروه آسيب ناشي از مواد قليايي شديدتر از مواد اسيدي است . و در بين مواد قليايي آمونياک از همه خطرناکتر است .
درمان:
اساس درمان ، پاک کردن چشم ها از ماده شيميايي است . براي اين کار به محض وقوع حادثه بايد چشم ها را با آب شستشو داد . مهم نيست که آب استريل باشد يا نباشد تنها شستشوي فوري چشم ها آنهم به مدت طولاني است که اهميت دارد . گاهي براي شستشوي چشم ها به چندين ليتر مايع نياز است ، در صورت در دسترس بودن سرم نرمال سالين يا رينگر بهتر است چشم ها را با آنها شستشو داد .
در هنگام شستشو ممکن است بيمار درد داشته باشد . مي توانيد چشم ها را ابتدا با قطره بي حس کننده بي حس کنيد .
در هنگام شستشوی چشم ها دقت کنيد که حتماً پشت پلک ها را نيز شستشو دهيد .
هشدار :
هيچ گاه براي شستشوي چشم ها از محلول هاي اسيدي يا قليايي استفاده نکنيد . پس از شستشوي چشم ها در اولين فرصت به چشم پزشک مراجعه کنيد
سوختگي قرنيه با اشعه ماوراء بنفش به طور شايع و مکرر در جوشکاراني که از حفاظ استفاده نمي کنند ديده مي شود .
اسکي بازان ، کوهنوردان و کسانيکه در معرض لامپ هاي خورشيدي قرار مي گيرند نيز دچار اين آسيب مي شوند .
در اثر آسيب ناشي از تشعشع ، سلولهاي پوشاننده سطح قرنيه آسيب مي بيند .
علائم بيماري معمولاً چند ساعت پس از تماس با اشعه شروع مي شود .
بيماران دچار درد شديد چشم ها ، ترس از نور ،اشک ريزش و احساس جسم خارجي در چشم ها مي شوند .
در صورت آسيب مکرر ، ممکن است حدت بينايي کاهش يافته و فرد دچار تاري ديد شود.
درمان :
جهت درمان بايد چشم آسيب ديده يا هر دو چشم ( در صورت آسيب هر دو چشم ) به مدت ۲۴ ساعت با پانسمان بسته شود .
استفاده از قطره هاي بي حس کننده به بيماران توصيه نمي شود چرا که منجر به تأخير ترميم آسيب قرنيه مي شود .
سوختگي هاي شيميايي چشم
تمامي سوختگي هاي شيميايي چشم يک اورژانس چشم پزشکي محسوب مي شوند . و اقدام درماني قبل از هر کاري شستن چشم با آب است .
سوختگي هاي شيميايي چشم معمولاً در اثر آسيب شغلي بوجود مي آيند .
سوختگي هاي شيميايي به دو گروه قليايي و اسيدي تقسيم مي شوند . که در بين اين دو گروه آسيب ناشي از مواد قليايي شديدتر از مواد اسيدي است . و در بين مواد قليايي آمونياک از همه خطرناکتر است .
درمان:
اساس درمان ، پاک کردن چشم ها از ماده شيميايي است . براي اين کار به محض وقوع حادثه بايد چشم ها را با آب شستشو داد . مهم نيست که آب استريل باشد يا نباشد تنها شستشوي فوري چشم ها آنهم به مدت طولاني است که اهميت دارد . گاهي براي شستشوي چشم ها به چندين ليتر مايع نياز است ، در صورت در دسترس بودن سرم نرمال سالين يا رينگر بهتر است چشم ها را با آنها شستشو داد .
در هنگام شستشو ممکن است بيمار درد داشته باشد . مي توانيد چشم ها را ابتدا با قطره بي حس کننده بي حس کنيد .
در هنگام شستشوی چشم ها دقت کنيد که حتماً پشت پلک ها را نيز شستشو دهيد .
هشدار :
هيچ گاه براي شستشوي چشم ها از محلول هاي اسيدي يا قليايي استفاده نکنيد . پس از شستشوي چشم ها در اولين فرصت به چشم پزشک مراجعه کنيد
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
علائم حیاتی بدن انسان
نبض
بـه ضربان شريانها اطلاق ميگردد كه از موج فشاري كه دررگــها سير ميكند پديد مي آيد. (نبض به سبب حركت روبه جـلو خـون ايجاد نمي گـردد) سـرعـت ايـن مـوج در نـاحـيـه سـرخـرگ آئـورت ۵-۳ متـر در ثـانـيـه، در عـروق مـحيطي ازقـدرت آن كـاسـتـه شده اما به سرعتش افزوده مي گـردد،
بنابراين سرعت آن در انشعابات شريانهاي بزرگ ۱۰-۷ متر در ثانيه و در شريانهاي كوچك ۳۵-۱۵ متر در ثانيه است. موج فشار نبض ۱۵ برابر سريعتر از جريان خون منتقل ميگردد.
نكته:
تعداد ضربان نبض در دقيقه در افراد سالم برابر با تعداد ضربان قلب در دقيقه است، اما در آريتمي (ضربان قلب نامنظم) ضربان نبض و قلب يكسان نبوده و ضربان قلب بايستي توسط گوشي طبي و سمع صداي قلب تعيين گردد.
نكته:
خصوصيات نبض شامل سرعت، ريتم (منظم و يا غير منظم) و قدرت (ضعيف و يا قوي) مي باشد.
نكته:
سرعت ضربان نبض در افراد سالم در حالت استراحت ۱۰۰-۶۰ بار در دقيقه، در هنگام خواب ممكن است تا ۴۰ بار در دقيقه و پس از فعاليت شديد جسمي به ۲۲۰-۲۰۰ ضربان در دقيقه نيز برسد.
نكته: تعداد ضربان قلب و يا نبض در دقيقه به سن، جثه، وزن و آمادگي جسماني افراد بستگي دارد.
حدود نرمال ضربان نبض در سنين مختلف در حالت استراحت به قرار زير است:
۱- نوزادان: ۱۷۰-۱۰۰ (متوسط ۱۴۰) بار در دقيقه.
۲- كودكان ۱۰-۱ سال: ۱۴۰-۶۰ (متوسط ۹۰) بار در دقيقه.
۳- كودكان ۱۰ سال به بالا و مردان بالغ: ۱۰۰-۶۰ (متوسط ۷۲) بار در دقيقه.
۴- در ورزشكاران حرفه اي: ۶۰-۴۰ بار در دقيقه.
۵- افراد مسن: ۶۵-۵۰ بار دردقيقه.
۶- زنان بالغ: ۸۶-۷۶ بار در دقيقه.
نحوه گرفتن نبض:
نبض را با دو انگشت اشاره و مياني بايستي حس كرد. با انگشت شست اقدام به گرفتن نبض نكنيد چراكه شست خود داراي نبض است و با نبض ساير نقاط تداخل ايجاد ميكند. انگشتان اشاره و مياني بايد روي شريان قرار گرفته و با اعمال فشار اندك در برابر يك ساختار محكم نظير استخوان نبض لمس گردد.
نقاط نبض دار بدن:
۱- نـبـض راديـال و يا زند زبـريـن (RAIDAL PULSE):
درسمت خارجي مچ دست (سمت شست) واقع شده است.
۲- نـبـض زنـد زيرين(ULNAR PULSE):
در سمت داخلي مچ (انگشت كوچك) واقع شده است.
۳- نـبـض كـاروتـيـد و يا گردني(CAROTID PULSE):
در گردن در طول لبه خارجي ناي و يا زير فك واقع است.
نكته:
از اعـمـال فـشـار زيـاد روي شـريان هـاي گـردني جداً اجـتــناب كنيد، چراكه تحريك گيرنده هاي فشار آن (با لمس مـحـكم) مـيتواند كاهش ضربان قلب و يا حتي توقف قلب را در پـي داشته بـاشـد.
هـمـچـنين نـبـايـد دو شـريـان گردني هـمزمـان لـمـس گـردند. لـمــــس همزمان دو شريان گردني غـش و يـا ايسكـمي (كاهش خونراساني موقت به قلب) را در پي خواهد داشت.
۴- نبض بازويي و يا براكيال(BRACHIALPULSE):
ميان عضلات دوسر و سه سر و در قسمت مياني و داخلي آرنج واقع است.
۵- نبض راني(FEMORALPULSE):
در كشاله ران واقع است.
۶- نبض پس زانو(POPLITEAL PULSE):
در پشت زانو واقع است. براي لمس آن زانو بايستي ۱۲۰ درجه خم گردد.
۷- نبض پشت پايي(DORSALIS PEDIS):
در روي پا و وسط دو قوزك واقع است.
۸- نبض درشت ني خلفي(TIBIALIS POSTERIOR PULSE):
در پشت قوزك داخلي پا واقع است.
۹- نبض گيجگاهي(TEMPORAL PULSE) :
روي شقيقه ها درست كنار گوش واقع است.
۱۰- نبض اپيكال(APICAL PULSE):
همان مكاني است كه پزشكان با گوشي طبي ضربان قلب را شمارش ميكنند.
نكته:چنانچه فشار سيستوليك فرد پايين تر از ۹۰ ميلي متر جيوه باشد نبض راديال غير قابل لمس خواهد شد.
نكته:چنانچه فشار سيستوليك فرد پايين تر از ۸۰ ميلي متر جيوه باشد نبض بازويي غير قابل لمس خواهد شد.
نكته: چنانچه فشار سيستوليك فرد پايين تر از ۶۰ ميلي متر جيوه باشد نبض كاروتيد غير قابل لمس خواهد شد. از آنجايي كه فشار سيستوليك به ندرت تا اين اندازه افت ميكند، فقدان نبض گردني معمولا نشانه مرگ است.
نحوه اندازه گيري نبض:
تعداد ضربان نبض را در ۱۵ ثانيه شمارش كرده و آن را در عدد ۴ ضرب كنيد، و يا تعداد ضربان را در مدت زمان ۱۰ ثانيه شمارش كرده و سپس آن را در عدد ۶ ضرب كنيد.
نكته:
هنگام گرفتن نبض زمان گيري بايد از اولين موج نبض شروع شده و اين نبض برابر با صفر فرض شود. سپس نبض بعدي به عنوان شماره ۱ به حساب آورده گردد. بنابراين شمارش بايد از صفر شروع شود و نه از يك.
نكته:
به ازاي هر ۰.۵۶ درجه سانتي گراد تب (افزايش دماي بدن) سرعت قلب و نبض ۱۰ ضربان افزايش مي يابند.
نكته:
كاهش فشار خون تعداد ضربان نبض و قلب را افزايش ميدهد.
نكته:
مصرف غذا و روند گوارش ضربان قلب را اندكي افزايش ميدهد.
ضربان قلب ماكزيموم:
حداكثر تعداد ضربان قلب و يا نبضي است كه قلب قادر به توليد آن ميباشد.
اين تعداد ضربان با فرمول زير قابل سنجش است:
ضربان قلب ماكزيموم = سن -۲۲۰
ضربان قلب هدف:
حد ضربان قلبي است كه در آن به سيستم قلبي عروقي بدن صدمه نرسيده وبه بدن فشار وارد نميگردد. هنگام فعاليت بدني نبايد تعداد ضربان قلب از حد ضربان قلب هدف فراتر رود. ضربان قلب هدف معمولا ۸۰-۶۰ در صد ضربان قلب ماكزيموم ميباشد.
زمان بازگشت به حالت اوليه:
مدت زماني است كه پس از فعاليت جسمي، ضربان قلب به ضربان در حال استراحت بازمي گردد. هر چه اين زمان كوتاهتر باشد، فرد از آمادگي جسمي بالاتري برخوردار است.
علل تعداد ضربان بيشتر ازحد نرمال:
شوك-خونريزي-گرما زدگي-كم آبي-تب-درد-هيجانات-فعاليت بدني-استرس-پركاري غده تيروئيد-كم خوني-مصرف كافئين و ساير محركات-استعمال سيگار-مصرف داروهاي ويژه درمان آسم.
علل تعداد ضربان كمتر از حد نرمال:
كم كاري غده تيروئيد-مصرف داروهاي قلبي عروقي-بيماريها ونارساييهاي قلبي-افت حرارت بدن-بي اشتهايي عصبي-گرمازدگي شديد-مصرف سركوب كننده ها(مثل الكل)
علل نبض ضعيف:
نارسايي هاي قلبي-شوك-فشار خون پايين-كم آبي-خونريزي-استفراغ شديد-سوء تغذيه.
سرعت تنفس:
در نوزادان: ۶۰-۴۰ بار در دقيقه.
در كودكان ۶-۱ سال: ۲۶-۱۸ بار در دقيقه.
در افراد ۷ سال به بالا: ۲۴-۱۲ بار در دقيقه.
خصوصيات تنفس:
سرعت (تعداد تنفس در دقيقه) - عمق (عميق و يا كم عمق) - سهولت (راحت و يا سخت و دردناك) - بي صدا و يا صدا دار.
درجه حرارت بدن:
درجه حرارت بدن به عواملي همچون جنس، فعاليت بدني، مصرف غذا، مصرف مايعات داغ و يا سرد، ساعت از روز و در زنان به مرحله سيكل ماهانه بستگي دارد.
درجه حرارت نرمال:۳۶.۵ تا ۳۷.۲ درجه سانتي گراد است.
تب:
درجه حرارت مقعدي و گوشي فراتر از ۳۸.۳ و دهاني (زير زباني) فراتر از ۳۷.۸ درجه سانتي گراد تب محسوب ميگردند.
هيپوترمي (كاهش دماي بدن):
به درجه حرارت كمتر از ۳۶.۱ درجه سانتي گراد اطلاق ميگردد.
محل هاي اندازه گيري دماي بدن:
دهان (زير زباني) - مقعد - زير بغل- گوش (پرده صماخ) - پوست (پيشاني)
نكته:
درجه حرارت مقعدي و گوشي دقيق تر از دهاني ميباشند.
نكته:
دماي اندازه گيري شده زير زباني ۰.۳ تا ۰.۶ سانتي گراد كمتر از دماي مقعدي و گوشي ميباشد.
نكته:
دماي اندازه گيري شده زير بغلي ۰.۳ تا ۰.۶ سانتي گراد بيشتر از دماي زير زباني ميباشد.
نكته:
دماي زير زباني تحت تاثير نوشيدنيهاي گرم ويا سرد، غذا و تنفس قرار دارد.
نكته:
دماي پوستي قابل اطمينان نيست چراكه تحت تاثير دماي محيط، جريان هوا و جريان خون موضعي قرار دارد.
نكته:
دماي بدن در هنگام عصر ۰.۶ سانتي گراد بيشتر از صبح هنگام است.
نكته:
دماي بدن زنان در هنگام تخمك گذاري در حداكثر خود ميباشد. دماي بدن زنان در طول سيكل ماهانه تا ۰.۶ سانتي گراد در نوسان است.
علل تب:
عفونت ها-مصرف داروهاي آنتي بيوتيك، مخدر و آنتي هيستامين ها-آسيب ها و جراحات شديد (حمله قلبي، گرمازدگي، سكته، سوختگي ها)-پر كاري غده تيروئيد-آرتريت-برخي سرطانها.
علل كاهش دماي بدن:
شوك-در معرض سرما واقع شدن-مصرف الكل و برخي داروها-ديابت-كم كاري غده تيروئيد-در پي عفونت در افراد مسن و يا نوزاد.
انواع دماسنجها:
دماسنج شيشه اي حاوي جيوه-دماسنج الكترونيكي-دما سنج مادون قرمز گوشي-دماسنج نواري پيشاني.
نكته:
استفاده از دماسنجهاي شيشه اي و حاوي جيوه توصيه نميگردد. بويژه براي كودكان چرا كه احتمال شكسته شدن شيشه و خروج جيوه هنگام اندازه گيري وجود دارد.
نكاتي كه بايد پيش از اندازه گيري درجه حرارت بدن مد نظر قرار گيرند:
۱- دماي بدن بايستي پس از يك ساعت از فعاليت شديد جسمي و يا استفاده از وان آب گرم و يا جكوزي اندازه گيري شود.
۲- دماي بدن بايد ۳۰ دقيقه پس از استعمال سيگار، مصرف غذا و يا مصرف نوشيدنيهاي سرد و يا گرم اندازه گيري گردد.
نحوه اندازه گيري دماي بدن با دماسنج ديجيتال و يا جيوه اي:
نكته:
پيش از قرار دادن دماسنج جيوه اي مطمئن شويد كه سطح جيوه پايين تر از ۳۷ درجه سانتي گراد است.
۱- دماسنج ديجيتال و يا جيوه اي را زير زبان قرار دهيد. سپس لبها را كاملا ببنديد.
۲- دماسنج جيوه اي را ۴-۳ دقيقه و دماسنج ديجيتال را تا شنيدن صداي بوق در زير زبان نگه داريد.
۳- پس از خارج ساختن دماسنج ديجيتال دماي اندازه گيري شده را بخوانيد. براي خواندن دما در دماسنج جيوه اي آن را بصورت افقي نگه داشته و به آرامي آن را بچرخانيد تا ستون جيوه آن رويت گردد. فاصله ميان علايم بلند يك درجه و فاصله ميان علايم كوتاه ۰.۲ درجه سانتيگراد ميباشد.
۴- در انتها دماسنج را با آب سرد و صابون و يا الكل طبي (سفيد) شستشو دهيد.
نكته:
به منظور اندازه گيري دماي زير بغل دماسنج جيوه اي را زير بغل قرار داده و ۳-۲ دقيقه صبر كنيد. سپس ۰.۶ سانتي گراد به عدد خوانده شده اضافه كنيد.
نكته:
براي اندازه گيري دماي مقعد سر دماسنج را توسط مواد لغزده ساز چرب كرده و سر آن را به ميزان ۲.۵ سانتي متر به داخل مقعد داخل كنيد. پس از اندازه گيري دماسنج را با آب و صابون و الكل طبي كاملا تميز كنيد.
نكته:
براي اندازه گيري دماي گوش كافيست سر دماسنج ويژه گوش را داخل مجراي گوش قرار داده و دكمه آغاز اندازه گيري را فشار دهيد. پس از يك ثانيه دماي پرده صماخ تعيين خواهد شد.
نبض
بـه ضربان شريانها اطلاق ميگردد كه از موج فشاري كه دررگــها سير ميكند پديد مي آيد. (نبض به سبب حركت روبه جـلو خـون ايجاد نمي گـردد) سـرعـت ايـن مـوج در نـاحـيـه سـرخـرگ آئـورت ۵-۳ متـر در ثـانـيـه، در عـروق مـحيطي ازقـدرت آن كـاسـتـه شده اما به سرعتش افزوده مي گـردد،
بنابراين سرعت آن در انشعابات شريانهاي بزرگ ۱۰-۷ متر در ثانيه و در شريانهاي كوچك ۳۵-۱۵ متر در ثانيه است. موج فشار نبض ۱۵ برابر سريعتر از جريان خون منتقل ميگردد.
نكته:
تعداد ضربان نبض در دقيقه در افراد سالم برابر با تعداد ضربان قلب در دقيقه است، اما در آريتمي (ضربان قلب نامنظم) ضربان نبض و قلب يكسان نبوده و ضربان قلب بايستي توسط گوشي طبي و سمع صداي قلب تعيين گردد.
نكته:
خصوصيات نبض شامل سرعت، ريتم (منظم و يا غير منظم) و قدرت (ضعيف و يا قوي) مي باشد.
نكته:
سرعت ضربان نبض در افراد سالم در حالت استراحت ۱۰۰-۶۰ بار در دقيقه، در هنگام خواب ممكن است تا ۴۰ بار در دقيقه و پس از فعاليت شديد جسمي به ۲۲۰-۲۰۰ ضربان در دقيقه نيز برسد.
نكته: تعداد ضربان قلب و يا نبض در دقيقه به سن، جثه، وزن و آمادگي جسماني افراد بستگي دارد.
حدود نرمال ضربان نبض در سنين مختلف در حالت استراحت به قرار زير است:
۱- نوزادان: ۱۷۰-۱۰۰ (متوسط ۱۴۰) بار در دقيقه.
۲- كودكان ۱۰-۱ سال: ۱۴۰-۶۰ (متوسط ۹۰) بار در دقيقه.
۳- كودكان ۱۰ سال به بالا و مردان بالغ: ۱۰۰-۶۰ (متوسط ۷۲) بار در دقيقه.
۴- در ورزشكاران حرفه اي: ۶۰-۴۰ بار در دقيقه.
۵- افراد مسن: ۶۵-۵۰ بار دردقيقه.
۶- زنان بالغ: ۸۶-۷۶ بار در دقيقه.
نحوه گرفتن نبض:
نبض را با دو انگشت اشاره و مياني بايستي حس كرد. با انگشت شست اقدام به گرفتن نبض نكنيد چراكه شست خود داراي نبض است و با نبض ساير نقاط تداخل ايجاد ميكند. انگشتان اشاره و مياني بايد روي شريان قرار گرفته و با اعمال فشار اندك در برابر يك ساختار محكم نظير استخوان نبض لمس گردد.
نقاط نبض دار بدن:
۱- نـبـض راديـال و يا زند زبـريـن (RAIDAL PULSE):
درسمت خارجي مچ دست (سمت شست) واقع شده است.
۲- نـبـض زنـد زيرين(ULNAR PULSE):
در سمت داخلي مچ (انگشت كوچك) واقع شده است.
۳- نـبـض كـاروتـيـد و يا گردني(CAROTID PULSE):
در گردن در طول لبه خارجي ناي و يا زير فك واقع است.
نكته:
از اعـمـال فـشـار زيـاد روي شـريان هـاي گـردني جداً اجـتــناب كنيد، چراكه تحريك گيرنده هاي فشار آن (با لمس مـحـكم) مـيتواند كاهش ضربان قلب و يا حتي توقف قلب را در پـي داشته بـاشـد.
هـمـچـنين نـبـايـد دو شـريـان گردني هـمزمـان لـمـس گـردند. لـمــــس همزمان دو شريان گردني غـش و يـا ايسكـمي (كاهش خونراساني موقت به قلب) را در پي خواهد داشت.
۴- نبض بازويي و يا براكيال(BRACHIALPULSE):
ميان عضلات دوسر و سه سر و در قسمت مياني و داخلي آرنج واقع است.
۵- نبض راني(FEMORALPULSE):
در كشاله ران واقع است.
۶- نبض پس زانو(POPLITEAL PULSE):
در پشت زانو واقع است. براي لمس آن زانو بايستي ۱۲۰ درجه خم گردد.
۷- نبض پشت پايي(DORSALIS PEDIS):
در روي پا و وسط دو قوزك واقع است.
۸- نبض درشت ني خلفي(TIBIALIS POSTERIOR PULSE):
در پشت قوزك داخلي پا واقع است.
۹- نبض گيجگاهي(TEMPORAL PULSE) :
روي شقيقه ها درست كنار گوش واقع است.
۱۰- نبض اپيكال(APICAL PULSE):
همان مكاني است كه پزشكان با گوشي طبي ضربان قلب را شمارش ميكنند.
نكته:چنانچه فشار سيستوليك فرد پايين تر از ۹۰ ميلي متر جيوه باشد نبض راديال غير قابل لمس خواهد شد.
نكته:چنانچه فشار سيستوليك فرد پايين تر از ۸۰ ميلي متر جيوه باشد نبض بازويي غير قابل لمس خواهد شد.
نكته: چنانچه فشار سيستوليك فرد پايين تر از ۶۰ ميلي متر جيوه باشد نبض كاروتيد غير قابل لمس خواهد شد. از آنجايي كه فشار سيستوليك به ندرت تا اين اندازه افت ميكند، فقدان نبض گردني معمولا نشانه مرگ است.
نحوه اندازه گيري نبض:
تعداد ضربان نبض را در ۱۵ ثانيه شمارش كرده و آن را در عدد ۴ ضرب كنيد، و يا تعداد ضربان را در مدت زمان ۱۰ ثانيه شمارش كرده و سپس آن را در عدد ۶ ضرب كنيد.
نكته:
هنگام گرفتن نبض زمان گيري بايد از اولين موج نبض شروع شده و اين نبض برابر با صفر فرض شود. سپس نبض بعدي به عنوان شماره ۱ به حساب آورده گردد. بنابراين شمارش بايد از صفر شروع شود و نه از يك.
نكته:
به ازاي هر ۰.۵۶ درجه سانتي گراد تب (افزايش دماي بدن) سرعت قلب و نبض ۱۰ ضربان افزايش مي يابند.
نكته:
كاهش فشار خون تعداد ضربان نبض و قلب را افزايش ميدهد.
نكته:
مصرف غذا و روند گوارش ضربان قلب را اندكي افزايش ميدهد.
ضربان قلب ماكزيموم:
حداكثر تعداد ضربان قلب و يا نبضي است كه قلب قادر به توليد آن ميباشد.
اين تعداد ضربان با فرمول زير قابل سنجش است:
ضربان قلب ماكزيموم = سن -۲۲۰
ضربان قلب هدف:
حد ضربان قلبي است كه در آن به سيستم قلبي عروقي بدن صدمه نرسيده وبه بدن فشار وارد نميگردد. هنگام فعاليت بدني نبايد تعداد ضربان قلب از حد ضربان قلب هدف فراتر رود. ضربان قلب هدف معمولا ۸۰-۶۰ در صد ضربان قلب ماكزيموم ميباشد.
زمان بازگشت به حالت اوليه:
مدت زماني است كه پس از فعاليت جسمي، ضربان قلب به ضربان در حال استراحت بازمي گردد. هر چه اين زمان كوتاهتر باشد، فرد از آمادگي جسمي بالاتري برخوردار است.
علل تعداد ضربان بيشتر ازحد نرمال:
شوك-خونريزي-گرما زدگي-كم آبي-تب-درد-هيجانات-فعاليت بدني-استرس-پركاري غده تيروئيد-كم خوني-مصرف كافئين و ساير محركات-استعمال سيگار-مصرف داروهاي ويژه درمان آسم.
علل تعداد ضربان كمتر از حد نرمال:
كم كاري غده تيروئيد-مصرف داروهاي قلبي عروقي-بيماريها ونارساييهاي قلبي-افت حرارت بدن-بي اشتهايي عصبي-گرمازدگي شديد-مصرف سركوب كننده ها(مثل الكل)
علل نبض ضعيف:
نارسايي هاي قلبي-شوك-فشار خون پايين-كم آبي-خونريزي-استفراغ شديد-سوء تغذيه.
سرعت تنفس:
در نوزادان: ۶۰-۴۰ بار در دقيقه.
در كودكان ۶-۱ سال: ۲۶-۱۸ بار در دقيقه.
در افراد ۷ سال به بالا: ۲۴-۱۲ بار در دقيقه.
خصوصيات تنفس:
سرعت (تعداد تنفس در دقيقه) - عمق (عميق و يا كم عمق) - سهولت (راحت و يا سخت و دردناك) - بي صدا و يا صدا دار.
درجه حرارت بدن:
درجه حرارت بدن به عواملي همچون جنس، فعاليت بدني، مصرف غذا، مصرف مايعات داغ و يا سرد، ساعت از روز و در زنان به مرحله سيكل ماهانه بستگي دارد.
درجه حرارت نرمال:۳۶.۵ تا ۳۷.۲ درجه سانتي گراد است.
تب:
درجه حرارت مقعدي و گوشي فراتر از ۳۸.۳ و دهاني (زير زباني) فراتر از ۳۷.۸ درجه سانتي گراد تب محسوب ميگردند.
هيپوترمي (كاهش دماي بدن):
به درجه حرارت كمتر از ۳۶.۱ درجه سانتي گراد اطلاق ميگردد.
محل هاي اندازه گيري دماي بدن:
دهان (زير زباني) - مقعد - زير بغل- گوش (پرده صماخ) - پوست (پيشاني)
نكته:
درجه حرارت مقعدي و گوشي دقيق تر از دهاني ميباشند.
نكته:
دماي اندازه گيري شده زير زباني ۰.۳ تا ۰.۶ سانتي گراد كمتر از دماي مقعدي و گوشي ميباشد.
نكته:
دماي اندازه گيري شده زير بغلي ۰.۳ تا ۰.۶ سانتي گراد بيشتر از دماي زير زباني ميباشد.
نكته:
دماي زير زباني تحت تاثير نوشيدنيهاي گرم ويا سرد، غذا و تنفس قرار دارد.
نكته:
دماي پوستي قابل اطمينان نيست چراكه تحت تاثير دماي محيط، جريان هوا و جريان خون موضعي قرار دارد.
نكته:
دماي بدن در هنگام عصر ۰.۶ سانتي گراد بيشتر از صبح هنگام است.
نكته:
دماي بدن زنان در هنگام تخمك گذاري در حداكثر خود ميباشد. دماي بدن زنان در طول سيكل ماهانه تا ۰.۶ سانتي گراد در نوسان است.
علل تب:
عفونت ها-مصرف داروهاي آنتي بيوتيك، مخدر و آنتي هيستامين ها-آسيب ها و جراحات شديد (حمله قلبي، گرمازدگي، سكته، سوختگي ها)-پر كاري غده تيروئيد-آرتريت-برخي سرطانها.
علل كاهش دماي بدن:
شوك-در معرض سرما واقع شدن-مصرف الكل و برخي داروها-ديابت-كم كاري غده تيروئيد-در پي عفونت در افراد مسن و يا نوزاد.
انواع دماسنجها:
دماسنج شيشه اي حاوي جيوه-دماسنج الكترونيكي-دما سنج مادون قرمز گوشي-دماسنج نواري پيشاني.
نكته:
استفاده از دماسنجهاي شيشه اي و حاوي جيوه توصيه نميگردد. بويژه براي كودكان چرا كه احتمال شكسته شدن شيشه و خروج جيوه هنگام اندازه گيري وجود دارد.
نكاتي كه بايد پيش از اندازه گيري درجه حرارت بدن مد نظر قرار گيرند:
۱- دماي بدن بايستي پس از يك ساعت از فعاليت شديد جسمي و يا استفاده از وان آب گرم و يا جكوزي اندازه گيري شود.
۲- دماي بدن بايد ۳۰ دقيقه پس از استعمال سيگار، مصرف غذا و يا مصرف نوشيدنيهاي سرد و يا گرم اندازه گيري گردد.
نحوه اندازه گيري دماي بدن با دماسنج ديجيتال و يا جيوه اي:
نكته:
پيش از قرار دادن دماسنج جيوه اي مطمئن شويد كه سطح جيوه پايين تر از ۳۷ درجه سانتي گراد است.
۱- دماسنج ديجيتال و يا جيوه اي را زير زبان قرار دهيد. سپس لبها را كاملا ببنديد.
۲- دماسنج جيوه اي را ۴-۳ دقيقه و دماسنج ديجيتال را تا شنيدن صداي بوق در زير زبان نگه داريد.
۳- پس از خارج ساختن دماسنج ديجيتال دماي اندازه گيري شده را بخوانيد. براي خواندن دما در دماسنج جيوه اي آن را بصورت افقي نگه داشته و به آرامي آن را بچرخانيد تا ستون جيوه آن رويت گردد. فاصله ميان علايم بلند يك درجه و فاصله ميان علايم كوتاه ۰.۲ درجه سانتيگراد ميباشد.
۴- در انتها دماسنج را با آب سرد و صابون و يا الكل طبي (سفيد) شستشو دهيد.
نكته:
به منظور اندازه گيري دماي زير بغل دماسنج جيوه اي را زير بغل قرار داده و ۳-۲ دقيقه صبر كنيد. سپس ۰.۶ سانتي گراد به عدد خوانده شده اضافه كنيد.
نكته:
براي اندازه گيري دماي مقعد سر دماسنج را توسط مواد لغزده ساز چرب كرده و سر آن را به ميزان ۲.۵ سانتي متر به داخل مقعد داخل كنيد. پس از اندازه گيري دماسنج را با آب و صابون و الكل طبي كاملا تميز كنيد.
نكته:
براي اندازه گيري دماي گوش كافيست سر دماسنج ويژه گوش را داخل مجراي گوش قرار داده و دكمه آغاز اندازه گيري را فشار دهيد. پس از يك ثانيه دماي پرده صماخ تعيين خواهد شد.
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
Re: کمک هاي اوليه!!!!!!!!!!!!!!!!!!خيلي مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

_________________
////؟////

b@b@k- مدیر بخش مسائل و مشكلات پزشكي خانوادگي

- تعداد پستها: 195
Registration date: 2008-09-18
صفحه 1 از 2 • 1, 2 
Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد





» رمان پريچهر اثر م. مودب پور
» نهضت سواد اموزي ايرانيان
» چاق سلامتي
» ادرس هاي جديد سايت
» قهوه خانه بابا شهاب
» معرفي و اشنايي با اعضا
» آدرس جديد انجمن
» درووووووووووووووووووووووووووووووووغ دات کام
» پوست ومو
» روان شناسي و مشاوره (کليه مسائل مربوط )
» مشورت کن ببين بقيه چي ميگن...(ب خ ش ا ز ا د)
» اي کاش................
» حرف دلتووو بگووو.امروز دلت چي ميخواد؟؟؟؟
» ارتباط با مديران انجمن ( پيشنهادات و انتقادات )